بهترین منبع برای شهاب حسینی - شهاب حسینی
Image Map
Image Map
 خب دوستان بالاخره روز موعود فرا رسید و فیلم شهاب اکران شد!! چقدر زود گذشت!!  خب، اینم تاپیک برای گذاشتن نقد و نظرهاتون. لطفا به انجمن که لینکش روی عکس  هست برید و تو بخش کامنت ها نظر نگذارید!! بذارید از انجمن هم استفاده بشه لااقل!! 

 نظرتون راجع بازی شهاب و سایر بازیگران، موضوع فیلم، کارگردانی شهاب برای اولین بار  بگید!! نظرسنجی هم در تاپیک قرار دادم مبنی بر اینکه آیا به نظرتون شهاب باید به کارگردانی ادامه بده یا خیر؟!! بعد از اکران ساکن هم نتایج رو تو وبلاگ اعلام می کنم!!

+ به دلیل خراب بودن بخش انجمن، تا اطلاع بعدی می توانید نقد های خود را در بخش "نظرات" همین پست قرار دهید!

+ برای خواندن نقد و نگاه نویسنده وبلاگ به فیلم شهاب حسینی اینجا را کلیک کنید.

این پست هم تا اتمام اکران فیلم، ثابت می مونه.


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط, کارگردانی, نقد و بررسی توسط هوادارن
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مهر1393ساعت 3:42  توسط هدیه  | 
 سلام دوستان خوبم. نمی دونم این کلیپی که از حرف های شهاب در مصاحبه با فارس رو  دیدید یا نه. به نظرم خوب اومد گفتم تو بخش مدیا بذارم تا بتونین دانلود کنین. دوباره آپلود  نکردم و لینکش برای خود سایت فارس هست. دیدنش خالی از لطف نیست.

 

 برای دانلود روی نشان زیر کلیک کنید.

 

+ در ضمن، بخش آموزش تصویری استفاده از گالری وبلاگ هم با دو بخش "آپلود عکس در گالری" و "تغییر اندازه عکس" آپدیت شد. "تغییر اندازه عکس" رو برای این گذاشتم که بهتره میشه اگر قبل از آپلود عکس هاتون، کمی حجمشونو کم کنید تا هم بتونید بیشتر آپلود کنید تو گالریتون (چون هر کاربر تا یه مقدار مشخصی می تونه آپلود کنه) هم آپلود سریع و بدون خطا انجام بشه.

 


برچسب‌ها: شهاب حسینی, مصاحبه, ساکن طبقه وسط, دانلود, بخش مدیا
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 آذر1393ساعت 21:30  توسط هدیه  | 
 بهروز مفید تهیه کننده مستند سینمایی " کربلا، جغرافیای یک تاریخ " در گفتگو  با خبرنگار سینما باشگاه خبرنگاران در خصوص روند تولید این اثر گفت: کار  تصویربرداری مستند سینمایی " کربلا، جغرافیای یک تاریخ " به اتمام رسیده و  تدوین کار نیز مراحل پایانی را سپری می‌کند. 

 وی ادامه داد: مجید انتظامی در حال ساخت موسیقی این فیلم مستند بوده و شهاب حسینی راوی " کربلا، جغرافیای یک تاریخ " است. 

این تهیه کننده گفت: این مستند روایت تصویری از کربلا معلی از سال 61 هجری قمری تا به امروز بوده و حضور میلیونی زائران عبدالله الحسین را به تصویر می‌‌کشد. 

وی افزود: مستند سینمایی "کربلا، جغرافیای یک تاریخ " در مقطع عاشورا بازسازی شده و از هنرهای پرده خوانی، تعزیه و نقاشی در کار استفاده کردیم که ترکیب آنها کار را متفاوت کرده است. 

مفید اظهار داشت: مستند " کربلا، جغرافیای یک تاریخ " را به بخش مستند جشنواره فجر سی و سوم ارسال خواهیم کرد. 

وی تصریح کرد: از اربعین سال گذشته سه گروه فیلمبرداری را به کربلا فرستادیم تا آیین و سوگواری محرم را به تصویر بکشند؛ همچنین در هفت شهر ایران نیز از جمله تهران، بوشهر، کرمانشاه، یزد، تبریز و چندین شهر دیگر مراسم عزاداری و سوگواری نیز تصویربرداری شده است. 

مفید ضمن اشاره به این نکته که این مستند سینمایی به سفارش حوزه هنری ساخته شده است، عنوان کرد: برای ساخت " کربلا، جغرافیای یک تاریخ " با مشکلات بودجه زیادی مواجه شدیم. 

این تهیه کننده گفت: مستند " کربلا، جغرافیای یک تاریخ " از جلوه های ویژه بصری خوبی برخوردار است و امیدوارم که این بخش کار در جشنواره مورد توجه قرار بگیرد. 

وی ضمن بیان این مطلب که تمام اتفاقاتی که در کربلا رخ داده با استفاده از پرده خوانی و تعزیه به تصویر کشیده شده، اظهار داشت: از هنرمندان حرفه‌ای تئاتر برای تعزیه این مستند بهره‌مند شدیم و همچنین از صداهای شاخص نیز برای روایت این مستند سینمایی استفاده کردیم. 

مفید خاطرنشان کرد: داریوش یاری نویسنده و کارگردانی این مستند را به عهده داشت و حجت الاسلام و المسلمین رسول جعفریان و حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمود طباطبایی نژاد مشاوران مذهبی، محمد علی قلی زاده مدیرتصویربرداری، سیدمهدی موسوی طراح صحنه و لباس و شهرام خلج گریمور این مستند هستند.


برچسب‌ها: شهاب حسینی, مستند کربلا, جغرافیای یک تاریخ
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 آذر1393ساعت 20:59  توسط هدیه 
 به گزارش خبرنگار سینمایی ایرنا، نخستین نکته ای که می توان پس از تماشای  'ساکن طبقه وسط' بدان اذعان کرد، تسلط شهاب حسینی بر یک فیلمنامه چند  جانبه است.
 'ساکن طبقه وسط' یک فیلم دلی و متمایل به زمینه های عارفانه است. قرار است انسانی  با وجهه های امروزی، به خواسته های قلبی خود برسد و راه رسیدن به چنین خواسته  هایی را ابتدا در دگردیسی ظاهر می بیند تا از این مسیر به جاودانگی برسد که دغدغه دنیایی و اخروی او نیز همین است.

اینکه حسینی خود را در قالب 38 شخصیت متفاوت ایرانی، آسیایی و غربی مشاهده می کند، بیش از آن که بخواهد جنبه فانتزی خود را به رخ بکشد، نشان از دغدغه عارفانه ای دارد که کارگردان تلاش کره تا با فیلمنامه ای متفاوت آن را به تصویر بکشاند.

فیلمنامه ای که حتی در شمایل ظاهری خود نیز می تواند هبوط و معراج مقام نویسنده داستان را به تصویر بکشد به گونه ای که وی را در طبقه وسط یک ساختمان به تصویر کشیده و تعاملاتی که وی با ساکنان طبقات بالایی و پایینی خود برقرار می کند. 

وجه دیگر سختی نخستین کار کارگردانی حسینی، در انطباق ادراکات انسان امروزی از مبانی معرفتی دنیای عارفانه است. خواسته های چنین فردی در قاموس عینیت متجلی می شود و از این دایره فراتر نمی رود به همین دلیل است که هیچ یک از این خواست ها، جنبه ای شعاری به خود نمی گیرد و از آن سو، با تغییر پی در پی و متواتر شخصیت ها، جنبه ای کمیک، به فیلم الصاق نمی شود.

حفظ این حد تعادل و عدم لغزش به باریکه های افراط و تفریطی که ذکر شد، مهمترین مشخصه کار اجرایی کارگردان بود و به تنهایی نمی توانست در فیلمنامه بالفعل شود.

حسینی با رعایت این مهم، نه تنها توانایی قابل توجه خود را در خلق این فضا به تصویر می کشد بلکه نشان می دهد که کارگردان باهوشی هم هست و مقهور جنبه های پررنگ و لعابی که فیلم می توانست برایش رقم بزند نمی شود اتفاقی که عامدانه حتی درشکل تبلیغاتی فیلم نیز مشهود بوده و می توان به آن اشاره کرد.

اما بی انصافی است اگر از فیلمنامه خوب 'ساکن طبقه وسط' سخنی به میان نیاوریم. فیلمنامه ای که به خوبی می تواند زمینه های خیال بافی های کارگردانش را به منصه ظهور نهد و زمینه های تقویت خط اصلی داستان را فراهم نماید. 

به عبارتی، تخیل زاییده جریان فرعی داستان نیست و شکل خارج از گودی ندارد و به اندازه ای مهم نشان داده می شود که مخاطب درگیر آن شده و به چشم یک حرکت فانتزی در جهت امیال غیرهنری به آن نمی نگرد که اگر این طور بود فیلم تنها به یک رژه گریم شباهت داشت که مخاطب حتی نمی توانست نیم ساعت ابتدایی آن را تاب بیاورد.

اما مشخصه بارز فیلمنامه نیز همین است که مرز هوشمندانه ای را برای بیان فانتزی و بیان هنری در پیش گرفته است و با گذر از خط و ربط های فانتزی که لازمه ابتدایی اثر است، به آن نگاه غایتمند که دغدغه نویسنده بوده رسیده و کاراکتر اصلی نیز در تمام این مسیر، همگام با این جریان قدم برداشته است که این توازن در چنین فیلمنامه ای، نقش تعیین کننده و حساسی را ایفا کرده است.

شاید شکست تجربه های کم تعداد قبلی که در سینمای ایران می خواستند با گذر از جریانات فانتزی، به کنه مفاهیم عرفانی دست یابند، سبب شود که با نگاهی غیرجانبدارانه به تماشای این فیلم بنشینیم اما پس از تماشای این اثر، دیگر نمی توانیم این تجربه را، یک اثر شکست خورده بنامیم.

'شهاب حسینی' در نخسیتن تجربه بلند سینمایی خود، قدم خیلی بلندی برداشت و فیلمنامه غامضی را برای کار انتخاب کرد که شهامت بسیاری را می طلبید. فیلمنامه ای از دکتر محمد هادی کریمی که در نگاه اول چندان برای قشر عام سینما، خوشایند و مطلوب نیست و بیشتر برای مخاطب روشنفکر و با دغدغه عرض اندام می کند، اما گذر هنرمندانه سناریست و کارگردان از پیچ تاریخی فانتزی و ورود درست به دنیای دغدغه های عرفانی سبب شد تا این فیلم نه تنها برای این قشر محدود، بلکه برای سایر اقشار، فیلمی قابل قبول و دوست داشتنی نشان دهد.

اتفاقی که می توان از آمار نزدیک به یک میلیارد و نیم فروش آن، بدان اذعان نمود تا به این حقیقت اعتراف کرد که حسینی در اولین تجربه کارگردانی خود، نه تنها در قالب و فرم، بلکه در گیشه نیز به موفقیت قابل توجهی دست یافته است.

از: علیرضا مرادی


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط, نقد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 آذر1393ساعت 20:58  توسط هدیه 
 شهاب حسینی یکی از بازیگران در گفتگو های متعدد درباره فیلم «خانه پدری »  و بازی اش در ساخته «کیانوش عیاری» سختن گفته است . او در گفتگویی در  سال ۹۰ ابراز امیدواری کرده بود که « هرچه زودتر مشکل این فیلم حل شود» ا ینک قرار است فیلم «خانه پدری» از هشتم دی در گروه هنر و تجربه برای  مخاطبان بالای ۱۶ سال اکران شود .

+در مورد خانهٔ پدری و نقش‌تان و داستان فیلم صحبت کنید. دلیل عدم نمایشش را می‌دانید؟
شهاب حسینی : دقیقا نمی‌دانم چرا در جشنواره به نمایش درنیامد. خدا را شکر من با‌‌ همان سه چهار نفری که همیشه دوست داشتم کار کنم، کار کردم. کیانوش عیاری هم یکی از آنهاست. کیانوش عیاری را برای اولین بار با آن سوی آتش شناختم. کارهای دیگرشان را هم جسته گریخته دیدم تا سریال هزاران چشم. به خاطر ارادتی که به آقای هاشمی داشتم و دارم این کار را دیدم. حرف آقای هاشمی شد. ببینید چه آدمهای بزرگی ما داریم. مهدی هاشمی بازیگری در حد واندازه‌های دنیرو و پاچینوست. کیانوش عیاری را خیلی دوست داشتم ولی نمی‌دانستم چه جوری کار می‌کنند. همزمان با این کار در یک بازهٔ زمانی خاص سریالی به نام رقص پرواز را با آقای هاشمی بازی کردم. شگفتی کار مهدی هاشمی در اینجاست که در دو کار همزمان نقش دو دکتر را داشت، اما سبک بازیش کاملا فرق می‌کرد. آقای عیاری به خاطر سال‌ها فعالیتش و ندیدن بسیاری از کارهای دیگر، بنده را اولین بار در برنامهٔ تلویزیونی آبی شو دیدند. آبی شو برای زمانی بود که من سیمرغم را هم دریافت کرده بودم. تا آن زمان آقای عیاری از وجود بندهٔ حقیر بی‌اطلاع بودند. بعدا خودش به من گفت: برنامه را که دیدم، گفتم این مجریه چه خوب است، یادم باشد که از او استفاده کنم. (می‌خندد) در کار آقای عیاری فیلمنامه بعد از فیلم نوشته می‌شود. اما وقتی فیلمنامهٔ نوشته شده را می‌خوانی به خاطر انسجامش انگار دو سال قبل نوشته شده است. راجع به اکران نشدنش من نمی‌دانم چه بگویم. موضوع فیلم به سنت بسیار خشن و غلطی بر می‌گردد که ما یا باید صورت مسئله را پاک کنیم و بگوییم چنین سنتی وجود نداشته یا بگوییم این موضوع به عنوان یک سنت زشت وجود داشته است. موضوع این سنت چیزی در مایه‌های زنده به گور کردن دختر‌ها در دوران جاهلیت عربهاست. داستان فیلم ازحدود سالهای ۱۲۸۰ شروع می‌شود که پدری دخترش را به خاطر شک داشتن به رابطه با پسری می‌کشد و او را در زیرزمین خانه‌اش دفن می‌کند. اپیزودهای مختلف فیلم در بازه‌های مختلف زمانی پیامدهای این اتفاق را برهمین خانه و ساکنینش نشان می‌دهد. فیلم پنج اپیزودی است. من اپیزود اول را که دیدم شگفتزده شدم که چقدر ساختار درخشانی دارد. این فیلم می‌توانست یکی از مدعیان جشنواره باشد. من در اپیزود پنجم و پایانی بازی دارم. نقش پسر مهدی هاشمی را دارم. خانه متروک شده است. ما برگشتیم و می‌خواهیم آنجا را بکوبیم، تصمیم گرفتیم که استخوانهای این جنازه را از زیر زمین دربیاوریم و در جایی دیگر دفن کنیم. نقش جوری بود که باید در خدمت قصه کار می‌کردم و کار اضافی نداشت. اما بودن و تجربهٔ چنین موقعیتی در کنار عیاری برای من ارزشمند بود. امیدوارم که هر چه زود‌تر مشکل فیلم حل شده و خانهٔ پدری اکران شود.
منبع :سایت شفاف


برچسب‌ها: شهاب حسینی, خانه پدری, اکران عمومی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 آذر1393ساعت 20:56  توسط هدیه  | 
 بانی فیلم آنلاین:یک مولوی شناس و مفسر قرآن درباره فیلم ساکن طبقه وسط  گفت: این فیلم به خوبی غربت انسان را نشان داده و برای من بسیار دلنشین  بود.

 کریم زمانی در گفت وگو با  ایرنا درباره فیلم 'ساکن طبقه وسط' ساخته شهاب حسینی  گفت: این فیلم در واقع تحت تاثیر اندیشه های مولانا درباره انسان کامل نوشته و ساخته شده است.

وی با اشاره به اینکه مولانا مثنوی عظیم و گرانقدر خود را با 'نی' شروع می کند، افزود: در واقع مولانا نی را تمثیلی از انسان کامل و اصل انسان می داند و حتی پیش از مولانا هم در نزد برخی از جمله شیخ احمد غزالی نیز نی رمزی از ذات انسانی بوده است.

این مولوی شناس ادامه داد: بنابراین 'نی' را می توان کنایه از 'نفس انسانی' یا روح و جان انسان بدانیم و 'نیستان' اشاره به حقیقت کلی یا همان 'جوار حق تعالی' است. هر چند ممکن است نی کنایه از خود مولوی هم باشد.

به گزارش ایرنا ، حسینی در ساکن طبقه وسط که هم اکنون بر روی پرده اکران قرار دارد ، 38 نقش مجزا و متفاوت را بازی کرده و با این کار رکوردی را به نام خود به جای گذاشت که تاکنون کسی موفق به انجام آن نشده است. محمدهادی کریمی فیلم نامه نویس این کار نیز نقش واقعی زندگی خویش یعنی یک روانکاو را در فیلم بازی کرده است.

شهاب حسینی در ساکن طبقه وسط اول از همه در قالب نویسنده ای فرورفته که بناست کتاب تازه اش را بنویسد اما همذات پنداری او با شخصیت های مختلف این کتاب که از شرقی ترین چهره ها مانند شیخ صنعان، سهروردی، مولانا و سقراط حکیم گرفته تا غربی ترین چهره ها مانند راجر واترز، کرت کوبین و اسحاق نیوتن را دربرمی گیرد باعث شده او یک سری نقش متفاوت و دست اول ایفا کند. او در جایی از فیلم نیز نقش چه گوارا، انقلابی معروف لاتین را بازی کرده تا ردپای شخصیت سیاسی هم در کارش باشد. زکریا و مسیح دو پیامبری هستند که شهاب در قالب آنها فرورفته و البته که نقش های فرهاد مهراد خواننده ایرانی و یک فوتبالیست باشگاه فوتبال بارسلونا نیز جای ویژه ای در هنرنمایی شهاب حسینی داشته اند.

زمانی در ادامه گفت و گو با بیان اینکه فیلم ساکن طبقه وسط در واقع از همان بیت اول مثنوی یعنی 'بشنو از نی چون حکایت می کند' شروع می شود، اضافه کرد: این فیلم در تلاش است تا به نوعی شرح فراغی که مولانا در ابتدای مثنوی مطرح می کند را درباره انسان مدرن و در دنیای تکنولوژی نشان دهد.

این مفسر قرآن با تاکید بر اینکه فیلم ساکن طبقه وسط در واقع با سرگشتگی و حیرانی انسان امروز در دنیای تکنولوژی شروع می شود و با نکات لطیف و جالب اخلاقی ادامه پیدا می کند ، افزود: این فیلم نهایتاً راهنمای انسان برای رسیدن به ذات خود است .

نویسنده کتاب 'نی نامه' با اشاره به بیتی از مثنوی با مضمون 'هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ بازجوید روزگار وصل خویش' تاکید کرد: درواقع سراسر این فیلم سرگشتگی انسان را نشان می دهد که از اصل خودش دور مانده و در نهایت برخی مانند شخصیت اصلی این فیلم راه خود را پیدا و به اصل خود بازمی گردند.

زمانی با بیان اینکه زبان فیلم ساکن طبقه وسط بسیار لطیف طراحی شده، تاکید کرد: در واقع سراسر فیلم ساکن طبقه وسط در حال نشان دادن و نکته های ریز و دقیق است که مخاطب باید با دقت زیاد به تماشای این فیلم بنشیند تا از هر سکانس آن نکته ای دریافت کند.

این نویسنده در پایان افزود: از دیدن فیلم لذت بردم چرا که به خوبی غربت انسان را نشان داده بود در واقع فیلمی دیدیم درباره جستجوی انسان برای رسیدن به هویت اصلی خود و برای من بسیار دلنشین بود.


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط, نقد
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آذر1393ساعت 14:55  توسط هدیه 
 بانی فیلم آنلاین:«خانه پدری» ساخته « کیانوش عیاری» از 8 دی در گروه  سینمایی هنر و تجربه اکران می‌شود.
 به گزارش ایسنا،امیرحسین علم الهدی دبیر اجرایی گروه سینمایی «هنر و تجربه» با اعلام  این خبر افزود:«این فیلم بدون هیچ تغییری در تمام سالنهای گروه سینمایی هنر و تجربه در  سراسر کشور هم چون گرگان، اصفهان و مشهد اکران خواهد شد.»

آخرین ساخته سینمایی «کیانوش عیاری» مانند دیگر آثاراین کارگردان سینمای ایران هم چون «آن سوی آتش»، «آبادانی ها»،«بودن یا نبودن» ، «بیدارشو آرزو» و ... نگاهی به مسایل اجتماعی دارد.

این فیلم قرار است با رعایت شرط سنی برای مخاطبان بالای 16 سال در پردیسهای کوروش، آزادی، موزه سینما، خانه هنرمندان، هویزه مشهد، سوره اصفهان اکران شود .
«خانه پدری» در بخش افقهای نوی شصت و نهمین دوره جشنواره ونیز به نمایش در آمد و مدیر جشنواره از آن به عنوان کشف آن سال یاد کرد.
داستان این فیلم روایت اتفاقی در خانواده‌ای است که راز سر به مهرش در طول 6 نسل‌ مخفی می‌ماند و تاثیراتی در روند زندگی افراد خانواده می‌گذارد.
مهدی هاشمی، شهاب حسینی، مهران رجبی و نازنین فراهانی از بازیگران این فیلم هستند.


برچسب‌ها: شهاب حسینی, خانه پدری, اکران عمومی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آذر1393ساعت 14:51  توسط هدیه  | 
 روز یکشنبه 23 آذر سریال «شهرزاد» اثر تازه حسن فتحی که آن را برای شبکه  نمایش خانگی می‌سازد، کلید خورد.
 اسماعیل عفیفه مجری طرح سریال «شهرزاد» در این زمینه گفت: سریال تازه حسن  فتحی روز 23 آذر کلید خورد.
 وی درباره علت تأخیر در کلید خوردن و طولانی شدن پیش تولید نیز اظهار کرد: بالاخره این  سریال تاریخی است و مسائل خاص خودش را دارد.
 این تهیه‌کننده ذکر جزئیات درباره کلید خوردن سریال را به اخباری که از سوی روابط عمومی پروژه ارسال می‌شود موکول کرد.
همچنين هومن برق نورد هم به جمع بازيگران اين سريال اضافه شد تا براي پنجمين بار بعد از سريالهاي زمانه ، اشكها و لبخندها ، در مسير زاينده رود و فيلم سينمايي كيفر با حسن فتحي همكاري كند.
مجموعه شبکه نمایش خانگی «شهرزاد» اولین تجربه فتحی در حوزه شبکه نمایش خانگی به شمار می‌رود. «شهرزاد» در ابتدا قرار بود آبان ماه جلوی دوربین برود اما بنا به دلایلی ساخت این پروژه به تعویق افتاد.
محمد امامی تهیه‌کننده این مجموعه به همراه هادی رضوی برای ساخت «شهرزاد» سرمایه گذاری کرده‌اند. این سریال در 26 قسمت برای پخش در شبکه نمایش خانگی ساخته می‌شود.
علي نصيريان ، ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، مصطفی زمانی، مهدی سلطانی، هومن برق نورد، پریناز ایزدیار، رضا بهبودي ، آناهيتا افشار ، ليندا كياني ، رامين ناصر نصير ، ايرج سنجري و محمود پاك نيت از جمله بازیگران این مجموعه شبکه نمایش خانگی هستند.
در خلاصه داستان این سریال آمده است: در تندباد حادثه، عشق اولین قربانی است. داستان این مجموعه شبکه نمایش خانگی در سال 1332 رخ می دهد.
حسن فتحی پیش از این سریال‌هایی چون «زمانه»، «در مسیر زاینده رود»، «اشک‌ها و لبخندها»، «میوه ممنوعه»، «مدار صفر درجه»، «شب دهم»، «پهلوانان نمی‌میرند» و فیلم‌های سینمایی چون «یک روز دیگر»، «کیفر»، «پستچی سه بار در نمی‌زند» و «ازدواج به سبک ایرانی» را کارگردانی کرده است.


برچسب‌ها: شهاب حسینی, سریال شهرزاد
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 آذر1393ساعت 15:56  توسط هدیه 
 دوستان عزیز، بعضی از دوستان در مورد نحوه استفاده از گالری وبلاگ مشکل  داشتند، منم یه آموزش تصویری برای اون دسته از افراد قرار دادم. اگر سوالی  داشتید در بخش نظرات این پست بپرسید. امیدوارم توضیحاتم در مورد گالری مفید  باشه. 

برای دیدن آموزش تصویری اینجا را کلیک کنید.


برچسب‌ها: شهاب حسینی, گالری وبلاگ, آموزش تصویری
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 آذر1393ساعت 21:51  توسط هدیه  | 
 بانی فیلم آنلاین:فیلم سینمایی «حوض نقاشی» محصول حوزه هنری در  جشنواره ویکتوریای کانادا روی پرده می‌رود.
 به گزارش سوره سینما«حوض نقاشی» ساخته مازیار میری که جایزه بهترین فیلم از نگاه  تماشاگران و سیمرغ بهترین طراحی صحنه و لباس سی و یکمین جشنواره فجر را به خود  اختصاص داده، در جشنواره پوسان کره جنوبی، اجیال قطر، شانگهای چین، فوکواوکای ژاپن  و آسیا پاسفیک به نمایش در آمده و جایزه یونسکو بهترین فیلم بلند را از جشنواره آسیا پاسفیک دریافت کرده است.

این فیلم در جشنواره کودک شارجه جایزه بهترین فیلم بلند را از آن خود کرد.شهاب حسینی، نگار جواهریان، سپه‌رام فرزامی، سیامک احصایی، فرشته صدرعرفایی و … بازیگران این فیلم هستند. «حوض نقاشی» را منوچهر محمدی تهیه کرده است. هدف از برگزاری جشنواره ویکتوریا این است که از طریق فیلم، جوانان را با سبک زندگی، ایده‌های فرهنگی، هنری و فلسفی آشنا کند.

این جشنواره در صدد ترغیب جوانان به خلق نوآوری و خلاقیت هنری است. در این جشنواره بیش از ۱۰۰ عنوان فیلم بلند، مستند و کوتاه به نمایش گذاشته می‌شوند.جشنواره ویکتوریا از ۱۷ تا ۲۶ بهمن ماه امسال برگزار می‌شود.


برچسب‌ها: شهاب حسینی, حوض نقاشی, جشنواره خارجی
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 آذر1393ساعت 20:30  توسط هدیه 
 دوستان خوبم به نظر میاد هفته پیش بخش هایی از پشت صحنه فیلم "دوران عاشقی" با  بازی شهاب حسینی و لیلا حاتمی از برنامه هفت پخش شده که سایت هواداران لیلا  حاتمی کلیپ رو برای دانلود قرار داده. من هم فقط به بخش مدیا اضافه ش کردم.

 

 برای دانلود این ویدئو روی نشان زیر کلیک کنید.

 


برچسب‌ها: شهاب حسینی, دوران عاشقی, دانلود, بخش مدیا
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 آذر1393ساعت 18:27  توسط هدیه  | 
 دوستان خوبم، می خواستم شکل گالری بهتر بشه بعد بخش رو معرفی کنم اما  با خراب شدن لینک عکس های پست های قبلی دیگه به ناچار با همین سر و  وضع ابتدایی (موقتا) براتون می ذارم.

 چند وقتی هست که بخش گالری کاملا خراب شده و عکس ها رو نمی یاره. برای اینکه  دیگه مشکلی تو این بخش نداشته باشیم، من چند ماه پیش یک دامین خریدم و حالا یک سایت به تنهایی برای عکس های شهاب در نظر گرفتم. 

فعلا سر و شکلش خاص نیست اما دارم روش کار می کنم. خوبی این سایت/گالری اینه که شما هم می تونید توش عضو بشید و عکس هایی که از شهاب پیدا کردید رو بذارید! دیگه مجبور نیستید تو سایت های مختلف عکس رو آپلود کنید بلکه خودتون برای خودتون یک گالری خواهید داشت! می تونید عکس های گالری های دیگران رو نیز ببینید، بهشون ستاره بدید، کامنت بگذارید و خیلی امکانات دیگه! اینطوری همه عکس ها منظم ترند و جای مشخصی دارند! باقی عکس های اخیر شهاب هم در گالری اضافه شدند. عکس های قدیمی هم کم کم آپلود خواهند شد.

باز هم می گم که این شکل موقتی گالری هست و به زودی خیلی خوشگلتر می شه!! امیدوارم دوست داشته باشید. 

در ضمن اینطور گالری ها در تمام دنیا رایجه و اگر به سایت طرفداری بازیگر های معروف جهان هم سر بزنید می بینید که همه از این سیستم استفاده می کنند. فکر می کنم در ایران اولین سایتی باشیم که از این سیستم گالری coppermine استفاده می کنه! 

+ از این به بعد برای دسترسی به گالری وبلاگ بهترین منبع برای شهاب حسینی می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://shahabhoseini-source.ir 

+ برای دیدن عکس های شهاب در محل خبرگزاری ایرنا می تونید روی یکی از تصاویر زیر کلیک کنید:

  

 


برچسب‌ها: شهاب حسینی, گالری, عکس
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 20:46  توسط هدیه  | 
 شهاب حسینی با اشاره به اینکه اگر «ساکن طبقه وسط» را نمی‌ساختم بغضی  بزرگ در گلویم باقی می‌ماند گفت: هرقدر خداوند عمر بدهد بازهم با نگاتیو کار  می‌کنم. دیجیتال به جای این که کار را تسریع کند افراد را آسان گیر و سهل  انگارتر کرده است. 

 خبرگزاری فارسزهرا قزیلی: کارگردانی که امروز اولین ساخته اش «ساکن طبقه وسط»  مورد اقبال مخاطبین -  بدون داشتن سرگروه سینمایی -  قرار گرفته است و برپرده سینما به نمایش درآمده، سالهاست یکی از ستاره‌های سینمای ایران به شمار می‌آید. این بار با سید شهاب حسینی نه به‌عنوان بازیگر مطرح سینمای ایران، بلکه  به مناسبت ساخت اولین فیلمش به گفت‌وگو نشستیم. ساخت فیلمی متفاوت و جسورانه که درونمایه‌ای معنوی بدون تشبث به شعار و نمودهای کلیشه‌ای برخوردار بوده و بدون ادعا نمونه‌ای موفق در سینمایی است در جست‌وجوی معناست. شهاب حسینی در اولین کار خود به هویت آدمی از منظر عرفانی نگاه می‌کند و با این نگاه توانست به فروش گیشه دست یابد و اینک فروش فیلمش از مرز 1 میلیارد تومان گذر کرده است.  گفت و گوی خبرگزاری فارس با این هنرمند درباره اولین ساخته بلند سینمایی اش بود. قصد داشتیم درباره بازی های‌ش با او به گفت و گو بنشینیم اما او معتقد است باید شرایطی فراهم شود که بازیگران پیشکسوت از تجارب خود در کارهای مختلف برای نسل جوان و علاقمند به هنر هفتم سخن بگویند.

گفت‌و‌گوی خبرگزاری فارس با این هنرمند درباره اولین ساخته بلند سینمایی اش بود قصد داشتیم درباره بازی‌های درخشانش با او به گفت و گو بنشینم اما او معتقد است باید شرایطی فراهم شود که بازیگران پیشکسوت از تجارب خود در کارهای مختلف برای نسل جوان و علاقمند به هنر هفتم سخن بگویند. شهاب حسینی کارگردان و بازیگر فیلم «ساکن طبقه وسط» به همراه محمدهادی کریمی نویسنده این فیلم مهمان خبرگزاری فارس بودند

- اولین ساخته شما از المان هایی که اکثر فیلمهای اول بخاطر جلب توجه و قرار گرفتن در دسته ای خاص از آن استفاده می کنند مثلا توجه افراطی و به هر قیمت به گیشه، پز اپزیسیون داشتن و یا فیلمهای اجتماعی که نگاه خاصی رادنبال کند و معضلات جامعه را به گونه ای جلوه دهد که بتواند در جشنواره خارجی مورد توجه قرار گیرد، این موارد در فیلم شما دیده نمی شود که برای کار اول این جسارت ستودنی است.

ساختن این فیلم برای ما یک نیاز بود، به هیچ کدام از مواردی که اشاره کردید فکر نکردم. 15 سال است که افتخار آشنایی با دکتر کریمی را داشتم و 10 سال بعد از خواندن فیلمنامه «ساکن طبقه وسط» با آن زندگی کردم. در ساخت کاملا به فیلمنامه وفادار بودم. این قدر مسیر روشن بود و سیلان ذهنی دکتر اینقدر خوب کنار هم چیده شده بود که وقتی فیلمنامه را خواندم (سال 82) تنها برای بازیگری نقش طمع کردم زیرا معتقدم بازیگری که بتواند این نقش را بازی کند می تواند مدعی شو د که بهترین نقش اش را بازی کرده است.

*بهترین نقش زندگی ام را بازی کردم/ با توکل همه چیز در زمان خودش رخ می‌دهد

- در ناخودآگاه همه بازیگرهاست که بهترین نقش  زندگی خود را بازی کنند.

همین طور است  با وجود لطف خدا و کارهایی که انجام شده، اگر تا قبل از این کار از  «ساکن طبقه وسط» از من پرسیده می‌شد آیا نقش مورد علاقه ات را بازی کرده ای من با تردید جواب می دادم اما الان به ضرس قاطع می توانم بگویم بالاخره بهترین نقش زندگی ام را بازی کردم. بعدها که پیش رفتم نقاط طلایی دیگری را در این فیلمنامه کشف کردم. هر بار که می‌خواندم بیشتر به هنر دکتر پی می بردم که چگونه این پازل را کنار هم چیده است. فیلمنامه در عین کثرت مفاهیم، دارای وحدت و انسجام است و خوب می‌شود از ابتدا گرفت و تا انتها دنبال کردم. این اواخر هم مفاهیم عمیقی به طرز هنرمندانه ای آورده شده بود و در لایه های متفاوت فیلمنامه به چشم می خورد من را شیدای این کار کرد. تلاش زیادی کردیم که موافقینی برای ساخت فیلم در سال های قبل پیدا کنیم ولی احساس می کنم با «توکل» همه اتفاقات در بهترین شرایط و در وقت خودش نه زودتر از آنچه که باید  و نه دیرتر رقم خورد، پس انقدر به متنی که داشتم اعتماد داشتم که سراغ مواردی که شما می گویید برای جلب توجه میروند نروم

 

*سرمایه گذار خانه مادرش را فروخت/ زوایای فکری و روحی فیلمساز در فیلم اول مطرح می شود

فیلم  اول شهاب حسینی مورد حمایت هیچ ارگانی قرار نگرفت و در بخش خصوصی ساخته شد

هیچ حمایتی از ما نشد و کاملا فیلم مستقل و در بخش خصوصی ساخته شد. سرمایه گزاران ما پول هنگفتی هم نداشتند کاملا خصوصی بود و یکی از سرمایه گذار مجبور شد خانه مادری ش را بفروشد، چون علاقه به کار فرهنگی دارد، به نظرم  ساخت اولین فیلم برای هر کسی به مثابه ابراز هویت است. به عقیده من برای هیچ نوع صلاح و مصلحتی نمی توان فیلم اول را ساخت. زیرا زوایای فکری و روحی همچنین هویت اندیشه ای خود را در فیلم مطرح می کنید و به منصه ظهور می گذارید. من خودم فرد بی بهره ای از هنر قلم بودم اما شاید خودخواهانه این فیلمنامه را به عنوان هویت و نگاه و اندیشه ای خودم جلوی دوربین بردم. به هرحال هرکسی دوست دارم روزی به یک مولفه در کار خود برسد. این راه و این سبک برای من مولفه قابل اندیشه ای بود.

 

- معمولا فیلمنامه‌های بازنویسی شده بهتر از فیلمنامه‌های اولیه نمی‌شوند و حتی برداشت‌های دوم طراوت برداشت‌های اول را ندارد. با توجه به گذشت زمان (10  ساله) چقدر   کار  نیاز به روتوش داشت؟

به عقیده من در کار یک هنرمند وجه غالب باید ناخودآگاه باشد، وقتی خودآگاهی وارد کار می شود یک چیزهایی عامدانه اتفاق می افتد که نباید بیفتد و باید یک جریان وجود داشته باشد. به همین دلیل معمولا فیلمنامه هایی را پیدا نکردم که در بازنویسی بهتر از قبل شده باشند. یا هیچ وقت برداشت دوم یا سوم بازی ام به تازگی برداشت اول نیست زیرا بخش ناخودآگاهم نیمه فعال شده و یک چیزهایی را عامدانه انجام می دهم. آقای دکتر بعد از نوشتن ساکن طبقه وسط  سالها بعد اقدام به دو بازنویسی کردند که در این دو بازنویسی ها دو سه سکانس جدید و جالب متولد شد اما به مراتب تازگی و طراوت اولین نگارش و جاری و ساری بودن که نوشتن مداوم این فیلمنامه برایشان اتفاق افتاده بود در بازنویسی ها دیده نمی شد و این حیف بود چون بخش آگاهانه واردش شده بود . اما سکانس های جذابی داشت که من از دو یا سه تا برای فیلمنامه نسخه اول وام گرفتم به طور مثال استاد فلسفه ای که عاشق فوتبال است یا حبابی که وارد کادر می‌شود.پس اصرار داشتم همان نسخه ی اولیه را کار کنم ، که دفعتاً نوشته و جاری شده، نقشه راه این قدر مشخص بود فقط نیاز به همراهی یک تیم برای ساخته شدن داشت. من وظیفه می دانستم پروپزال ذهنی خودم را نسبت به ساخت این اثر روی کاغذ بیاورم تا هم آقای دکتر و سرمایه گزاران و همه امکان این را داشته باشند که ببینند گرافیک ذهنی من نسبت به آنچه در فیلمنامه آمده چیست.

 

*اگر فیلم را نمی ساختم بغضی بزرگ در گلویم باقی می‌ماند

در مرحله اول دکوپاژ را روی فیلمنامه به صورت کامل انجام دادم. برای این که فیلمنامه کاملا برای من روشن بود و بارها و بارها با فیلمنامه خلوت داشتم. برای برخی از دوستان صمیمی‌ام که احساس می کردم نگاهشان به من نزدیک است به قصد لذت روحی دور هم می نشستیم و من می خواندم و آنها گوش می کردند اینقدر فرصت ساخت فیلم فراهم نشده بود که به این قدر هم راضی بودم برای افرادی بخوانم و آنها گوش کنند. احساس می کنم یک نیاز بود که اگر امکان ساخت فراهم نمی شد مثل یک بغض بزرگ در گلویم باقی می ماند و آزارم می داد.

 

- با توجه به طراواتی که در برداشت اول اشاره داشتید برداشت‌های «ساکن طبقه وسط» چگونه بود؟

زیاد نبود. مجبور بودیم زیاد نباشد؛ چون نگاتیو مصرف می کردیم و من از اول بدانم که باید چه کار کنم حالا بریم جلوی دوربین ببینیم چی درمی آید نمی شود 3 الی 4 برداشت کوپن هر بازیگر بود.

 

*فقط بانگاتیو کار می‌کنم/ کارگردان موظف است جوابگو باشد

- برای کار اول دوربین 35 و نگاتیو را انتخاب کردید درحالی که اکثرا دیجیتال استفاده می کنند. دلیل این کارذ چه بود؟

هرقدر خداوند عمر بدهد بازهم با نگاتیو کار می‌کنم، مثل خیلی از چیزهای دیگر تکنولوژی قبل از فرهنگ استفاده وارد کشور ما می‌شود. دیجیتال به جای این که کار را تسریع کند افراد را آسان گیر و سهل انگارتر کرده است. امکان برداشت زیاد را می دهد و به همین دلیل برای برداشت اول و دوم که بازیگر انرژی می گذارد احترامی قائل نمی شوند. به نظر می آید نگاتیو به خاطر شرایطی که دارد افراد عزمشان را جزم کنند. با نگاتیو همه چیز جدی است. سینما کار پرهزینه ای است من کارگردان اگر سرمایه سرمایه گذار را مانند پول جیبم حساب نکنم کار درستی نیست. کارگردان موظف است جوابگو باشد و مهندسی خودش را برای ساخت یک فیلم باید ارایه کند. اما کمتر پیدا می شود آدم‌ها خودشان را مسئول بدانند. سریالی با برآورد 8 ماهه تصویب می شود 8 سال به طول می انجامد. تکلیف این ضرر و زیان چه می شود.

-حتما پیشنهادهای دیگری برای ساخت فیلمنامه در طول دوران کاری خودتان داشتید؟

قبل از این کار یک فیلمنامه برای ساخت آماده بود. داستان خوب و جمع و جور با کشش خوب، سه پرسوناژ داشت و 80 درصد فیلم  در یک خانه می گذشت، پیشنهاد می شد فیلمنامه را برای اولین کارگردانی بلند سینمایی انتخاب کنم ولی به آن گرایش نداشتم. فیلمنامه ساکن طبقه وسط یک عرقی در ما ایجاد کرده بود همیشه مرا به یاد داستان سیاوش می اندازد، در مثل مناقشه نیست و اگر مثال سیاوش را میزنم به حساب خود ستایی گذاشته نشود، سیاوش از آتش گذشت که بی گناهی خودش را ثابت کند ما هم ده سال تلاش می کردیم بگوییم این فیلمنامه ارزش ساخته شدن دارد. دریغ از یک حوصله و وقتی که یک نفر این فیلمنامه را تورق کند و ببیند ما روی چه کاری اینقدر اصرار داریم. به محض اینکه احساس می کردند از حسن صباح می گوییم و بعد وارد آپارتمان می شویم و به اقتضای فیلم به جای دیگر می رویم می گفتند این چیه؟ این نمی فروشد. جالب است بعضی از دوستان خودمان در این کار اصلا اعتقادی به فروش فیلم اصلا نداشتند. فقط برای این که من ناراحت نشوم جلوی من چیزی نمی گفتند. الان دیگر گویا مجبور هستند خوشحالی شان را ابراز کنند. یک جور مثل سیاوش سوار بر یک مرکبی از دل این آتش رد می شدیم.

- باتوجه به حضور شما و تضمین بخشی از گیشه در فیلم‌ها،  به دیده شدن فیلم اعتقاد داشتید؟

امروز مخاطب ما مخاطب با شعوری است. گذشت آن زمانی که قشر باسواد کشور نسبت به بی سوادان در اقلیت بودند، الان اکثریت شده، شما بی سواد یا کم اطلاع کم پیدا می کنید،  هرقدر اثری به شعور مخاطب احترام بگذارد مردم استقبال کردند. مردم جنس خوب را می خواهند و طالب هستند. این محصول فرهنگی است فرقی ندارد با برندی که من از آن راضی هستیم و از آن استفاده می کنم. متاسفانه ترس از تجربه های جدید همیشه ما را از پیشرفت هایی که می توانسته خیلی سال پیش برای ما اتفاق بیفتد ما را بازداشته است. اصرار بر چیزهایی که به رسم و سنت آن کار تبدیل شده ما را از پیشرفت عقب می دارد. هنوز برخی سینماگران ما فکر می کنند مولفه های جذب مخاطب از جنس سینمای مرسوم پیش از انقلاب است. وقتی از آن کارها کپی برداری هم می کنند به نوعی کاریکاتور است در مقایسه با اصل کار.

 

* سینما رسول عصر نوین است/سینما اندیشه انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد

- در شرایط امروز مخاطب با توجه به فیلم هایی که به راحتی در دسترس دارد فیلم‌هایی با المان‌های فیلمفارسی را نمی‌پسندد و این را در گیشه می توان شاهد بود. این موضوع را چطور ارزیابی می‌کنید؟

این سوال را باید مطرح کنیم سینما بر اساس چه نیازی برای بشریت به وجود آمد و چرا الان این قدر مهم شده است؟ هیچ هنری به اندازه سینما از اهمیت استراتژیک برخوردار نیست. سینما در روند زندگی شخص می تواند تاثیرگزار باشد.  من به عنوان یک سینماگر فیلم هایی را دیده ام که یک کم کار یاد بگیرم اما با حیرت دیدم که من زندگی یاد گرفتم. تجاربی را دیدم که برایم در زندگی ام بیشتر از سینما کاربردی بود. فیلم و سینما رسول عصر نوین است. کمتر چیزی در این شرایط پیام آورتر از فیلم و سینما وجود دارد به همین دلیل مسئولیت بسیار سنگینی برعهده ما می گذارد. شعار نمی دهم اما من با ساخت «ساکن وسط طبقه» می گویم که من در مسیری عامداً قدم گذاشتم که حالا به هر اسمی عارفانه یا طریقتی یا کشف و شهودی هست هرچه نامش را می گذارید.

من هر وقت حالم بد می‌شود برای بازسازی روحی روانی فیلم «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» را می بینم این فیلم برای من هیچ گاه تمام نمی شود یک درس هایی از زندگی در آن وجود دارد که مدام برای من جذاب است یا «رستگاری در شائوشنگ» اوج ناامیدی یک انسان و تلاش او. صد سال دیگر چه کسی ما را به یاد می آورد اما اگر توانستیم تاثیری بگذاریم می توانیم بگوییم کار خودمان را انجام دادیم. در این فیلم بیشتر از این چیزی نمی خواستم دوست داشتم حظی را که با خواندن فیلمنامه برده بودم به مخاطب منتقل کنم.

- شما با کارگردان های زیادی  کار کردید چقدر نظر کارگردان‌ها (بعضا صاحب نام) برای شما درباره «ساکن طبقه وسط» مهم بود و جویا شدید؟

متاسفانه برای تعامل با دیگر دوستان و کارگردانان هیچ فرصتی نداشتم. معتقد بودم با وجود نویسنده فیلمنامه در کنارمن هیچ نقطه تاریکی برای خودم وجود نداشت.

*مرا از ساخت فیلم منع می‌کردند

- هیچ گاه وسوسه نشدید که نظر دیگران را جویا شوید؟

سر صحنه فیلمبرداری هم مد شده وقتی پلان را می گیرند، بازیگرها جمع می شوند و کار را می بینند و همه نظر می دهند. من هیچ وقت چنین جراتی نداشتم زیرا به عقیده من خداوند ارحم الراحمین در وجود هریک از ما یک اتوپایلوت گذاشته وقتی مسیر را برایش درست تعریف کنیم، مسیر را طی می کند ضمن اینکه لازم داشتم دچار چند رای بودن یا تردید در مورد ساخت کار نشوم. من را از ساختن فیلمنامه منع می کردند، می گفتند در شرایط فعلی سینمای ایران این جواب نمی دهد، نمی دانستم این کار باید جواب چه چیز را بدهد؟ بعد می گفتم چرا جواب دل خسته من را داده اگر داده ممکن است جواب دل خسته دیگران را هم بدهد. منظرمان فرق می‌کرد.

- همراه در منظر و دیدگاه‌تان نداشتید؟

در ابتدا تنها دو نفر به فیلمنامه ایمان داشتند دکتر محمدهادی کریمی و من.

- سرمایه گذاران در کجای این معادله قرار داشتند؟

سرمایه گذاران به خاطر وجاهت نویسنده و شاید موقعیت فعلی من در بازیگری جلو آمدند. اما نگاه فرهنگی شان از اول غالب بود، الان ممکن است خوشحال باشند از اینکه در اولین سرمایه گذاری، کاری نکردند که بعد سرشان را پایین بیاندازند و من از همگی شان، ممنونم.

*برای اعتقادم هر آنچه باید انجام می‌دهم

-شما به عنوان بازیگری در عالم سینما معرفی می شوید که با حضورتان در فیلم بخشی از گیشه تضمین می شود. از سوی دیگر در نقش های زیادی ظاهر شدید که هر دو را می توان فاکتورهایی برای جذب مخاطب دانست . اما با توجه به تلاش شما برای ساخت فیلم به مدت ده سال یک تعارض به وجود می آید به شخصه به گیشه فیلم خودتان مطمئن بودید؟

انسان برای اعتقادش از هر آنچه که دارد باید استفاده کند. هیچ اشکالی ندارد که شهاب حسینی و 38 نقش و گریم های متفاوتش این کنجکاوی را برانگیخته کند مردم به سالن سینما بیایند. تا اینجا به نظر من هیچ اشکالی ندارد، اما به خاطر من هم اگر آمده، ولی با فیلم سالن را ترک کند، آقای سمندریان فقید در زمانی که شاگردانش دیده می شدند و آغاز شهرت بود می گفت: «شهرت باعث بدبختی است زیرا تماشاگر به طور ذاتی و روانشناسی اول ممکن است به خاطر شهرت بیاید اما بازیگر برای 5 تا 10 دقیقه جذاب است بعد از آن دیگر تو رانمی خواهد ببیند بلکه نقشی که بازی می کنی برایش جالب است بعد از 30 دقیقه نه تو را می‌خواهد ببیند و نه نقش را ببیند می خواهد خودش را در آن نقش ببیند».

این ماندگارترین جمله ای است که استاد سمندریان گفت و من چه در بازیگری و چه حالا که فیلمی ساختم به دردم خورد. در اولین تجربه تئاترم که در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه بردم متنی را از اشمیت کار کردم. جامعه اینگونه ایجاب می کرد که تبلیغات به این صورت طراحی شود، شهاب حسینی روی صحنه نیاوران اما هدف این نیست. انگیزه این نبود که مردم بیایند شهاب حسینی را روی صحنه ببینند. مخاطب من را کنار می‌زند و به متن توجه دارد. وقتی برای اولین بار در زندگی‌ام می‌خواستم کارگردانی کنم اثری از لوئی جیا نوتسی به نام «قرار ملاقات» را تبدیل به یک فیلم 37 دقیقه ای کردم. شاید برخی درباره کارگردانی من در آن فیلم نظراتی داشته باشند اما ایده بسیار قوی بود. وقتی خدمت آقای رسول زاده رفتم تا یکی از نقش‌ها را بگویند که به دلیل اندک کسالت شان میسر نشد. خانمشان در آشپزخانه مشغول بود بعد دیدم آمد روی مبل و فیلم را دید و گفت: نشانه زندگی چقدر جالب است. من عمل باز قلب دارم و ترسیده بودم با این کار احساس کردم خدا نزدیک است و احساس امنیت خوبی به من دست داد. آن لحظه اگر برترین جایزه را به من می دادند اینقدر برایم لذت بخش نبود.

من هر کاری که انجام دادم در چارچوب الطاف بی نهایت خداوند انجام شده و ناراحتی ام این است که چرا هیچ وقت در حد و اندازه لطف خداوند نبودم. پیشکسوت هایی داریم که ممکن است توان و حوصله کار کردن ندارند بایک برنامه ریزی آموزشی از طرف وزارت ارشاد سازمان دهی شود گنجینه تجارب را به نسل بعدی انتقال دهند. اگر این بزرگان در کارگاه های آموزشی حضور یابند یا آثارشان با حضور خودشان نقد بشود، ببینید چگونه مورد اقبال جوانان و علاقمندان قرار می گیرد. این می تواند احساس مفید بودن و زندگی به پیشکسوت بدهد. علاقمندان از تجارب پیشکسوتان بهره مند شوند همچنین سودآوری خواهد داشت که می توان به نفع خیریه یا به هنرمند تعلق بگیرد. هزاران اتفاق خوب رخ دهد. جامعه اگر به من اقبال نشان می دهد مانند ستاره هایی است که معلم در کنار نمره 20 یا 19 روی دفترم می چسباند. انگیزه آن ستاره ها باعث می شد بیشتر درس بخوانم. چیزی نیستیم جز آنکه خواست خداست. کاری هم نمی کنیم جز آنچه که باید.

- یک پلان دفاع مقدسی در کار هست که به عقیده من در عین کوتاهی، تاثیر گذارتر از برخی فیلم های دفاع مقدسی بود.

جالب است بدانید. پلان اصلی‌ای  که باید می گرفتیم خراب شد انگار خداوند شرایطی را به وجود آورد که ما آن پلان را آن گونه که در فیلم دیده می شود گرفتیم.

 

*در اوج ناامیدی پلان پرچم را گرفتم

درباره خراب شدن این پلان بیشتر توضیح بدهید.

 قرار بود یک صحرای محشری از انفجار برای ما درست بشود! برای بنده و بازیگران دیگر 30 یا 40 چاشنی گذاشتند که شاید 2 یا 3 چاشنی عمل کرد. حدود 30 انفجار طراحی شده بود که 3 تا رخ داد که یک تعداد هم مثل خارج شدن باد بادکنک عمل کرد. طراحی ما این بود یک پلان دوربین از نمای نزدیک یک تانک عراقی به سمت خرمشهر نزدیک می‌شود و یک عده جوان با اسلحه کلاشینکف دربرابر تانک ها مقاومت می کنند بود، در نیامد و لحظه کوتاهی در فیلم توانستیم استفاده کنیم. در اوج ناامیدی که عصبانی بودم نزدیک غروب آفتاب بود احساس کردم ممکن است یک امید وجود داشته باشد و انگار خدای مهربان آن پرچم و سینه خیز به سمت پرچم را الهام کرد، گفتم این کار را بکنیم و فکر نمی کردم چگونه ممکن است از آب دربیاید بعد دیدم به مراتب این از بخش اول بهتر بود.

 

*نباید بلندگوی کنار فیلم باشم

- در شرایطی که فیلم اکران شد که سرگروه نداشت. رسانه‌ها تصورشان این بود که می توانند با توجه به مضمون فیلم و حضور شما شرایط بهتری را برای فیلم رقم بزنند که خوشبختانه با حضور مردم رقم خورد. فکر نمی کنید خودتان اگر در ایران بودید بهتر می‌توانستید به فیلم کمک کنید؟

اگر عمری باشد و من باز هم بخواهم کاری را انجام بدهم وقتی کار به اکران می رسد برای من تمام خواهد شد. بعدش باید چه بگویم؟ من دیگر چیزی ندارم که بگویم من هر آنچه که می خواستم بگویم با کلمات پلان ها و جملات سکانس ها صحبت کردم. به عقیده من یکی از نشانه های شعور به مخاطب این است که بعد از این که اثر را ارایه کردی مدتی را به صبر و سکوت بگذرانی. باید ببینی این مولود و اثر در میان مردم چگونه قرار می گیرد و چه قضاوت هایی درباره آن می شود. من نباید بلندگوی کنار فیلم باشم. به عقیده من اگر یک فیلم قرار است 8 هفته اکران شود در 4 هفته اول نباید هیچ اظهار نظری کرد و باید سکوت کرد. شاید فیلمساز دچار یک تصورات و توهماتی از فیلم خودش باشد که به واقعیت نزدیک نباشد. فیلم باید حرف خودش را بزند عیب و هنرش عیان شو بعد راجع به آن بتوان صحبت کرد. با جان تجربه کردم اثر خلق شده براساس عشق و آثار هنری بزرگترین مبلغ شان خودشان هستند برخلاف تصورات تبلیغاتی که فکر می کنند سراسر شهر را با بیلبرد و تبلیغات شهری کاغذ دیواری کنند در فروش فیلم تاثیر می گذارد اصلا این گونه نیست. فیلم مخاطب خودش را خودش دعوت می کند.

 

- چرا فیلم شهاب حسینی سرگروه ندارد؟ هیچ گاه برای گرفتن سرگروه به سراغ مدیران نرفتید؟

نه. شاید از دید خیلی ها نباید می داشت. شاید این فیلم هر طور شده نباید میلیاردی می‌شد! شاید از دید بعضی ها فیلمی که با این پروداکشن در بخش خصوصی و بدون کمک نهادها و بانک ها ساخته شده، حق ندارد خوب عرضه و دیده شود و خدای نکرده پرفروش شود! شهاب حسینی تنها وظیفه اش این بود که برود به  مسولان ذیربط فرهنگی که گاه یک مدیر سینمای سرگروه است بگوید ما 10 سال عشق و تجربه را برای این کار گذاشتیم. ببینید اگر قابل است بروید و در جامعه تاثیر ایجاد کنید ما تا اینجا توانستیم اما موضوع این است که ما فیلم را تا مراحل پایانی به دندان باید بگیریم. فیلمسازی کار مقرون به صرفه ای نیست زیرا سالها از زمان نگارش فیلمنامه تا پرونده اکران بسته بشود وقت انسان را می گیرد، چقدر مگر عایدی داشته باشد در حالی که کارگردان وقتی فیلم را ساخت باید با خیال آسوده به دنبال کار بعدی برود و سیستمی باید وجود داشته باشد که بتواند عیار سنجی کند. اگر اثری میزانی خلوص و صداقت و تاثیر مثبت  دارد که می تواند تحول هرچند ناچیز به مانند یک نسیم باشد که روح جامعه را فرح ببخشد باید یک برنامه ریزی وجود داشته باشد برای تبلیغ و عرضه ی آن فکر کنند.

من انتظار دارم منتقدین سینما چه از فیلم خوشتان می آید و چه بدتان می آید باید طوری نقد بنویسید که تماشاگر کنجکاو دیدن فیلم بشود تا بتوانیم سطح کیفی سلیقه مخاطب را محک بزنیم. چه بسا باعث تصحیح مسیر منتقد شود گاهی مواردی را منتقد دوست دارد که مخاطب آن را دوست دارد یا بالعکس.

 

*سیاست جشنواره فجر راز سینما را برملا می‌کند

همیشه برای من سوال است چرا جشنواره فجر روی آثار اکران شده که بازتابش را از مردم گرفته است، مسابقه طراحی کند و مردم برایش مهم باشد سیاستش را به گونه ای طراحی کرده است که راز یک سال آینده سینما را در یک پروسه زمانی همه را افشا می کند و در فرهنگی ترین سالن که باید همه اتفاقات خوب در آن رخ بدهد بی اخلاق ترین شکل اتفاقات می افتد. حالا اگر کار فیلمساز مورد تایید منتقد نبوده به حرمت فعالیت های پیاپی و آثار خوب فیلمساز نباید حرمت ها را شکست. از طرف دیگر سینما به اقتصاد زنده است شاید اگر یک فیلم بخواهد جا بیفتد فیلم خوبی نیست خرج خودش را دربیاورد و به ضرر نرسد. مردم را باید سهیم کرد نه در سینما در همه چیز باید آن ها را سهیم کرد و به آنها احترام گذاشت.

 

*سینما نیاز است امتیاز نیست

-برای کار بعدی در مقام فیلمساز برنامه ای دارید؟

کار بعدی ممکن است 10 سال دیگر اتفاق بیافتد. حقیقتا باید بغضی گلویم را بگیرد احساس کنم اگر نسازم  خفه می شوم. اگر این حرف را نزنم دق می کنم و می میرم به نظرم سینما نیاز است یک امتیاز ویژه نیست. پلان ها کلمات و سکانس ها جملات هستند این مهم نیست که چقدر به این زبان تسلط دارید مهم این است که چه می خواهید بگویید.  الزاما سینماگربا دانستن لنز، کرین، تراولینگ و...الزاما سینماگر نمی شود زمانی سینماگر می شود که از این ابزار بتواند یک مفهوم درخشان و البته در جهت (نه بی جهت) بسازد. آنچه در مسیر آفرینش اتفاق می افتد کار در جهت است اصالت با طبقه بالاست چه ما بخواهیم چه نخواهیم. هنری که در راستای آفرینش به سمت و سوی تعالی و به سوی بالا نباشد محکوم به فنا است این در تمام دنیا است. در سینمای هالیوود، در آثار کوروساوا، درسواوزالا جز قصه‌ای عارفانه است؟

یک عمر تهیه کننده ما با یک لحن تحقیرآمیز می‌گوید مخاطب عام. در حالی که مخاطب عام از این جهت عام است که ممکن است کارش با سینما در ارتباط نباشد اما ممکن است یک استاد معتبر دانشگاه باشد . تفکیک مخاطب تهران و شهرستان ها هم غلط است  جوان هایی که در شهرستان هستند (به خصوص شهرهای محروم ) بچه های با سوادی دارند. هر وقت توانستیم راس هرم مخاطب و تماشاگر بدانیم و برای فهم او احترام قائل بشویم می توانیم موفق عمل کنیم. من هیچ انگیزه ای برای ادامه حیات کار خود ندارم مگر تلاش برای تغییرات بنیادی در حرفه خودم، بازیگری من را اقناع نمی کند کارگردانی را هم تجربه کردم کار بسیار پر زحمت و پر مصیبتی است. اگر کارگردان اعتقاد به کارش داشته باشد و محجوب باشد و مخاطب برایش اهمیت داشته باشد و کم فروشی نکند بسیار مظلوم است.

- چه واکنشی از مخاطبین گرفتید؟

دو بار موفق شدم فیلم را با مردم ببینم. برایم جالب بود تقریبا مطابق انتظارات تماشاگر واکنش نشان می داد. اگر طنزی را طراحی کردیم که مخاطب کمی نفس بگیرد یا به فکر وادار کند تقریبا پیش بینی‌ها درباره واکنش مخاطب درست در آمد، نقدهایی را هم خواندم که ایراداتی را وارد دانسته بودند احترامشان هم واجب است. اکثر نقدها مثبت بود.

 

*هنرمند پیمانه عشق است

بعضی‌ها می گویند هنرمند اعتقاداتش و باورش را نباید در کارش بروز دهد...

هنرمند پیمانه عشق است که خداوند انتخابش می کند که بزند در می ازلی و ابدی و در جام ظرف هرکسی که حداقل زحمتش این است که جامش را به سمت بالا ببرد. من اگر فیلم بسازم که احساس خود را بیان نکنم از سرگشتگی خودم نگویم به چه دردی می خورد این ظواهر که مسایل دنیایی مثل استار بودن، پول ، مقام و.. قابل دلبستگی نیست. قصه ای را باید بسازم که این را بتوانم بگویم مثل سی دارتای هرمان هسه یا کیمیاگر یک چیزی که باعث شود به خودشناسی برسیم. من تمام وظیفه ام این است که خودم را بشناسم من کاری به بقیه ندارم.

- با نزدیک شدن به ایام اربعین حسینی سبک زندگی و نوع سلوک شما در ایام عزاداری امام حسین (ع) حتما برای مخاطب شنیدنی خواهد بود. از حال و هوای خودتان در این ایام بگوئید؟

بچه که بودم در ایام محرم با بزرگترها به هیات می رفتم. چیزی که آن زمان می دیدم عشق و عزاداری واقعی بود. در دهه 60 مداح‌ها با سوز و گداز و عشق می خواندند که من در زمان کودکی تحت تاثیر قرار می گرفتم. مدتی است احساسی مرا آزار می دهد. احساس می کنم تبدیل به خدای ناکرده بازاری می شود برای کسب فیض یک عده‌ای. وقتی کارهای پاپ روز را تنها شعرهایش را تغییر می دهد و در عزای امام حسین می خواند ما اینجوری امام حسین را نشناختیم. جدای از عشقی که با تولد ما مسلمان ها در وجودمان متجلی می شود کتابی است که از مادرم یادگاری گفتم به نام «آنکه هرگز تسلیم نشد» نوشته آقای محمد رشاد در گروه سنی نوجوان، سال نشر  1345. در طول روزگار آقایان با پنبه و تیغ سر هم می برند کلاه گشاد سر همدیگر می گذارند و تمام تصورشان این است که 10 روز محرم می توانند با دادن غذاها و خرجی کنتر را صفر کنند! غذاها هم به دست نیازمند نمی رسد. من در این ایام با خلوت خودم و فکر به فلسفه وجودی امام حسین راه و مرام ایشان سپری می کنم. بزرگترین آرزویم قبل از مردن ساختن یک اثر از روی کتاب آقای رشاد است به دلیل اینکه حظی که از کتاب گرفتم انتقال بدهم، دنبال این هستم که با سرمایه خصوصی این کار را انجام دهم. یک آدم اهل دل به لطف خدا پیدا خواهم کرد که این کار را بسازم.


   


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط, کارگردانی, مصاحبه, عکس
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 16:27  توسط هدیه 
 محمد مسعود درباره ادامه ساخت سریال «سرزمین کهن» و همچنین اصلاحاتی  که پیش از این مطرح شده بود که درخصوص این سریال باید انجام بپذیرد،  توضیحاتی را پس از جلسه‌ای که با معاون سیما داشته است، ارائه داد.

  این تهیه‌کننده در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس تلویزیون و رادیو ایسنا، با اشاره به جلسه‌ای  که با علی‌اصغر پورمحمدی - معاون سیما - داشته‌اند، گفت: در این جلسه قرار شد مقدمات کار را انجام دهیم. به نوعی فاز یک و دو را به سرانجام برسانیم و سال جدید مراحل پیش تولید را آغاز کنیم و تیر یا مرداد سال 94 فاز جدید را کلید بزنیم.

 وی همچنین درخصوص پخش این مجموعه که چه زمانی خواهد بود، گفت: در جلسه‌ای که صحبت کردیم قرار شده است مهر 94 پخش سریال «سرزمین کهن» را آغاز کنیم.

 این تهیه‌کننده درباره اصلاحات سریال «سرزمین کهن»، گفت: نظراتی داده شد که قرار است اعمال شود. بخش‌هایی از اصلاحات باید صورت بگیرد که آن را انجام داده و می‌دهیم و پیش از این نیز تا قسمت هفت اصلاحات را انجام داده بودیم اما به پخش نرسید.

 وی در ادامه درباره طولانی بودن زمان ساخت فاز جدید این مجموعه و همچنین جمع کردن دوباره عوامل نیز توضیحاتی را داد و گفت: جمع کردن عوامل «سرزمین کهن»‌ پس از این مدت زمان، کار سختی است که باید به برنامه‌ریزی برسیم. از طرفی چون بر سر مجموعه «ابله» هستیم و کار تولید این مجموعه تا فروردین به طول می‌انجامد، عملا نمی‌توانیم زودتر از این زمان فاز جدید «سرزمین کهن» را آغاز کنیم.

 محمد مسعود در پایان گفت‌وگوی خود با خبرنگار ایسنا با اشاره به اینکه همه بچه‌های «سرزمین کهن»‌ در «ابله» هستند، گفت: از مجموعه «ابله» باید کاملا بیرون بیاییم و آن را به سرانجام برسانیم و سپس «سرزمین کهن»‌ را شروع کنیم.


برچسب‌ها: شهاب حسینی, سرزمین کهن
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 15:59  توسط هدیه 
 به گزارش خبرنگار سینمایی ایرنا، هر چند سینماگرانی که با فلسفه و عرفان  قرابتی دارند، اندکند اما این افراد همواره با ساخت فیلم هایی که انسان را به  ذات ماهوی خود هدایت می کند، سینمای معناگرای ما را زنده نگه داشته اند. 

 در این میان دو سینماگر جوان ما چندی است که با ساخت فیلم 'ساکن طبقه وسط' هزار  سوال و صحنه های تراژیک را برای ما ترسیم کرده اند که تلنگری جذاب برای مخاطبان این اثر برای یافتن هویت خود به همراه دارد. 

سید شهاب الدین حسینی کارگردان و بازیگر این اثر که با ساخت 'ساکن طبقه وسط' نخستین تجربه کارگردانی خود را پشت سر گذاشته این فیلم را دغدغه های انسان معاصر می داند که خود او هم بخشی از این مردم جامعه است. 

محمدهادی کریمی نویسنده این اثر که تجربه کارگردانی هم دارد با ایفای نقش در این فیلم بازیگری را هم به اندوخته های خود افزوده است. کریمی درواقع پزشک است اما همیشه دغدغه فرهنگی داشته و با ساخت فیلم و نوشتن داستان های مختلف به دنبال کمک به جوانان برای یافتن هویت خود در این دنیای پر پیچ و خم است. 

کارگردان و فیلمنامه نویس 'ساکن طبقه وسط' در یک روز پاییزی میهمان گروه فرهنگی ایرنا بودند تا درباره فیلمشان بگویند. آنها گفتند. ما شنیدم. شما هم بخوانید. 



س** آقای حسینی برای شروع و قبل از اینکه درباره فیلم صحبت کنیم می خواهم نظر شما را درباره هنر بدانم؟ آیا تعریفی از هنر دارید؟ 

حسینی: همیشه وقتی به ذات اقدس الهی فکر می کنم به این نتیجه می رسم که عشق به علاوه هنر مساوی شده است با آفرینش. یعنی این دو عنصر اگر نبود شاید پروردگار تمایلی به آفرینش هم پیدا نمی کرد. در واقع هر چه هست ریشه اش نزد خداست و اگر ودیعه ای به کسی داده می شود حتما مقصود و منظوری پشت آن بوده چرا که هنر موجب نزدیکی انسان به ذات خدا می شود و انسان نیز امکان خلق پیدا می کند. البته در صنعت هم همینطور است و اگر به درستی و دقت ریشه یابی شود آن هم آمیختگی خیلی منسجم و ظریفی با هنر دارد. بنابراین چیزی نیست که به ذاته، کسی از آن بهر مند شده باشد و خاصیتی به او داده شده که به بقیه داده نشده و این موجب تمایز او از دیگران شده است. در واقع کسی که از یک خصیصه خاصی بهره مند است مسئولیتش سخت تر است و دغدغه های بیشتری دارد. بنابراین ، این سرچشمه چیزی است که من دوست دارم همیشه خودم را به آن وصل می دانم .اساساً هنرمند به معنی واقعی مثل سیم یک جریان برق است که یک سرِ آن به ذات خداوندی و سر دیگر به انسانیت وصل است و تا زمانی که این اتصال وجود داشته باشد ارزشمند است و به محض اینکه اتصال قطع شود مثل یک سیم که جریان برق در آن نباشد، کاملا بدون استفاده می شود. 



س** سینما در کجای این تعریف شما جا دارد؟ 

حسینی: سینما هم مثل بسیاری از هنر های دیگر یک زبان است و آنجا که کلام از بیان مفهوم عاجز می شود هنر به میان می آید. فرقی هم ندارد روی بوم نقاشی یا در نت های موسیقی و یا در سینما. شاید من عربی و انگلیسی را خیلی خوب حرف بزنم اما این مهم نیست که چقدر خوب حرف می زنم مهم این است که چه می خوام با این زبان بگویم. بنابراین آنچه گفته می شود اهمیت دارد وگرنه هر کسی می تواند بیاموزد. به قول آقای کریمی(نویسنده فیلمنامه ساکن طبقه وسط) زاویه دوربین مهم نیست زاویه فکر مهم است و هنر هر چه هست مسئولیتش از لذتش بیشتر است. 



س** آقای کریمی شما هم برای شروع مایلید درباره تعریف تئوری هنر سخن بگویید؟ 

کریمی: بله. ببینید ما وقتی راجع به چیستی چیزی می پرسیم که از آن فاصله می گیریم. یعنی وقتی از هنر فاصله بگیریم، می پرسیم که این چیست؟ مثل کسی که اولین بار یک چیزی را تجربه می کند. در دنیای امروز ما آنقدر از موضوع هنر فاصله گرفته ایم که حالا به آن پی می بریم و موضعش را مطرح می کنیم و درباره اش می پرسیم درحالی که در گذشته ها این طور نبود. زمانی بود که انسان در مکان و زمانی بود که زندگی می کرد هر چه اطراف او بود و هر چیزی را که می دید اثر هنری بود و شاید برای آن هم برای آدم ها هنر هیچ مفهومی نداشت. نه اینکه نمی فهمیدند چیست، بلکه آنقدر به آن نزدیک بودند که نمی توانستند به ماهیت آن پی ببرند. مثل ماهی که در آب است و تا از آب بیرون نیاید نمی فهمد آب چیست. در واقع ما در دنیای جدید آنقدر از هنر دور شده ایم که فکر می کنیم هنر فقط همین تئاتر، موسیقی، سینما بوده و نهایتا آنها را به هفت هنر تقسیم می کنیم . در واقع در حکمت ما هم است که هر چیزی هنری دارد و هنر به معنی جنبه نیک آفرینش گفته می شود با همان مثال معروف که می گویند عیب هر چیز که گفتی هنرش نیز بگو. در واقع هنر نیمه پر هر چیزی است و در واقع همه چیز اصلاتش با هنر است. 

هنرآن چیزی است که ما از سرچشمه خداوند آن را جاری و ساری می بینیم بنابراین اگر به خودمان جسارت آفرینش گری می دهیم در واقع این به نوعی تقلید کار زیبا و سترگ بزرگترین مبدع هستی است. میل به زیبایی مهربان بودن خلاقیت همه از اینجا می آید اما بعضی ها میل به آفرینش گری شان بیشتر از بقیه است. اما درعرفان ما است که صید از پی صیاد می رود. یعنی همیشه بزرگ می رود دست کوچک را می گیرد. چون کوچک بزرگ را نمی شناسد اما بزرگ کوچک را می شناسد و این خداوند تصمیم می گیرد که یکی بشود 'بتهوون'، این یکی 'مولانا' آن یکی 'ابن عربی' و ... اینها را هم خداوند انتخاب می کند. بنابراین هنر علاوه بر تلاش نیاز به یک هدایت همیشگی هم دارد. 



**س : آقای حسینی چه شد تصمیم گرفتید 'ساکن طبقه وسط' را کارگردانی کنید؟ با توجه به محبوبیت شما در امر بازیگری این فیلم اگر خوب از کار درنمی آمد برای شما یک ریسک نبود؟ 

حسینی: من این قصه را سال 82 از آقای کریمی گرفتم. بعد از خواندن فیلمنامه خودم را در آن پیدا کردم. قطعا آقای کریمی هم قبل از من خودش را در آن پیدا کرده بود. وقتی ساخته شد تعداد زیادی آدم، دیدم که گفتند ما خودمان را در آن پیدا کردیم. در واقع روایت ساده و کلیشه اش این فیلم می شود 'از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود'. یک روز هایی حوصله ام از زندگی سر می رود. صبح از خواب بیدار می شوم می بینم همان کارها تکراری. صبح از خواب بیدار شو، صبحانه بخور، برو سر کار، دوباره شب بخواب و هی تکرار و تکرار. واقعا گاهی اوقات حوصله ام سر می رود و می گویم قطعا این هدف آفرینش من نبوده است؛ بیایم، بخورم، بچرخم ، نه. یک چیز دیگری است. داستان این فیلم داستان همین سرگشتگی است. این نسلی که من در آن رشد کرده ام از یک بی ثباتی برخوردار بود... اما الان به لطف خدا در یک امنیتی زندگی می کنیم که پیشرفت زیاد تکنولوژی و اطلاعات نعمات را به وفور در دسترس مردم قرار داده است و زیادی نعمات منجر به بی انگیزگی آدم ها شده است. قبلا واقعا این طور نبود ما برای دیدن و پیدا کردن فیلم مورد علاقه مان باید دو هفته می گشتیم و چون دنبال هر چیزی که دوست داشتیم می رفتیم بعد از پیدا کردن آن با زحمت زیاد تازه می فهمیدیم خب این هم آن چیزی نبود که من به دنبال آن بودم و همین باعث شد که تکه های پازل این فیلمنامه به زیبایی توسط آقای کریمی در عین کثرت در یک قالب واحد شکل گرفت. یادم است وقتی سال 82 آقای کریمی فیلم را به من داد آن زمان جوان بودم و اشتیاق بازی کردن آن را خیلی داشتم و خیلی به ساخت آن فکر نمی کردم. 



س**پس چرا اینقدر دیر ساختید؟ تقریبا 10 سال بعد از اولین بار که فیلمنامه را خواندید. 

حسینی: اگر بخواهم به دلیل آن اشاره کنم شاید به مذاق برخی دوستان خوش نیاید ولی می گویم چون واقعیت را باید گفت. ببینید اگر سینمای ما امروز با مسائل زیادی دست به گریبان است. هی دور باطل خود را طی می کند و نتیجه ای هم نمی گیرد، اغلب به خاطر این است که؛ الگو هایش را تغییر نمی دهد و با مخاطب پیش نمی رود. هنوز با الگوهای 20 یا 30 سال پیش حرکت می کند در حالی که مخاطبش در سال 2014 میلادی و 1393 شمسی دارد زندگی می کند. عصری که اینقدر دانش و اطلاعات دور و بر او را گرفته که همه امروز از تمامی مسائل آگاهند و دسترسی دارند. الان نسل تحصیل کرده اکثریت جامعه را تشکیل می دهد اما یک وقتی اینطور نبود. خب این الگوها باید تغییر کند. دلیلی هم که دارم اینکه در طول این سال ها که کار کردم همواره فیلم های مطرح و بازی های مطرح دنیا را دیده ام و کشف کنم که خب چه اتفاقی در آن فیلم ها افتاده که ماندگار شده اند. جالبه به شما بگویم؛ فیلم دیدم که فیلم ساختن، بازیگری کردن را از آنها یاد بگیرم، زندگی کردن یاد گرفتنم. دیدم مسائل بسیاری در این فیلم ها است که در زندگی خود من هم کاربردی است. 

شما وقتی فیلم 'دیوانه از قفس پرید' را می بینید مسائل بسیاری از زندگی در آن نهفته است. فیلم 'رهایی از شاوشنگ' را اگر نگاه کنید تلاش یک آدم در اوج ناامیدی را می بینید و از آن چیز یاد می گیرید. پس قطعا سرگرم کنندگی سینما در اولویت دوم قرار دارد. اول باید خوراک فکری، ایده، اندیشه به مردم بدهیم، سینما باید سوال طرح کند و ذهن را به دغدغه بیندازد. کارش همین است حالا اگر توانست از چاشنی های سرگرم کننده ای مثل طنز و جذابیت و مسائل بامزه ای هم استفاده کند چه بهتر. اما این تفکر که فیلم هایی مثل ساکن طبقه وسط یک مقداری ذهن تماشاگر را درگیر می کند و تماشاگر هم که حوصله ندارد پس فیلم نمی فروشد تفکر غلطی است. تماشاگر مگر می آید سینما تا بخندد. خب اگر می خواهد بخندد که جای خود را پیدا می کند این همه نمایش کمدی خنده دار. می رود آنها را می بیند. جایگاه سینما این نیست که مردم فقط بیایند بخندند و بروند. سینما جایی است که مردم باید با کنجکاوی وارد و با تفکر خارج شوند. اما اینکه چرا من کارگردانی کردم و چرا اینقدر دیر؛ راستش ما طی این سال ها کسی را پیدا نکردیم که برای ساخت این فیلم ما را یاری کند. آدم های زیادی را دیدیم که فیلمنامه را به آنها دادیم اما آنها زحمت خواندن فیلمنامه را هم به خودشان ندادند و البته حتما حکمت خداوند هم بر این بود که به قول دکتر ادبی (شارح فصوص الحکم ابن عربی) این فیلمنامه باید 10 سال خیس می خورد تا ساخته شود. 



س** آقای کریمی به نظر شما چند درصد مردم ما می توانند با شخصیت اصلی این اثر همذات پنداری کنند؟ یعنی در واقع چه مقدار انسان های طبقه وسطی وجود دارند که این دغدغه ها را داشته باشند؟ 

کریمی: خاستگاه تمام انسان ها که به دنیا می آیند طبقه وسط است یعنی کره زمین. حالا قسمت عمده و کثیری در این طبقه وسط با دغدغه بالا یا پایین رفتن می میرند. قسمتی خیال خودشان را راحت می کنند و می روند پائین و یک عده ای هم می روند بالا. یعنی این چیزی است که همیشه بوده اما بخش عمده ای هم این وسط می مانند و همیشه تردید بالا یا پایین رفتن را دارند. طبقه وسط همین کره خاکی خود ما است و وقتی به دنیا می آییم در سوره شمس در قرآن کریم هم آمده: (فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها) که همه چیز های خوب و بد را به او الهام می کنیم. بنابراین آنچه در این فیلم عنوان می شود در واقع تمثیلی از دغدغه های بخش زیادی از مردم است که من با آنها در ارتباط بوده ام. البته این چیزی نیست که تازه گفته باشیم. در داستان ها عهد عتیق یا تئاتر های یونان باستان هم این صحبت مطرح شده یعنی این چیزی نیست که برای انسان امروز باشد. 



س** در این فیلم سراسر با زبان تمثیل سخن گفته اید، چرا؟ 

کریمی: بله هر چیزی که در این فیلم گفته شده یک ثمثیل و نشانه است. همیشه زبان تمثیل وجود داشته مثلا در کودکی همه ما کارتون پینوکیو وجود داشته و ما هنگام تماشای آن دائماً نگران گم شدن اردک پینوکیو و یا گول خوردن او بودیم اما الان که بزرگ شدم فهمیدم این کارتون توسط یک کشیک مسیحی بر اساس کتاب مقدس مسیحیان نوشته شده و به همین دلیل هم اسم 'پدر ژپتو' را گذاشته است پدر در مسیحیت یعنی پدر آسمانی و پینوکیو در این فیلم هر چه از پدرش دور می شد به مصیبت های زیاد دچار شد و وقتی به پدرش دوباره رسید آن وقت آدم شد. این دقیقا با آموزه های مسیح مطابقت دارد که می گوید: 'به ملکوت خداوند هیچ کس وارد نخواهد شد مگر اینکه بار دیگر متولد شود.' ما هم در این داستان می خواهیم یک تمثیل بگوییم و هر کسی می تواند برداشت های خودش را داشته باشد. اما آنچه که وجود دارد اینکه ما صدای نی و رنگ آبی را بالا می گذاریم که این تنها به عنوان یک تقابل با رنگ آتش یا موزیک آزار دهنده طبقه پایین نیست. درواقع داریم استعانت می گیریم از آن تمثیل عرفانی نی که اگر صدایی هم از نی بیرون می آید از خود نی نیست بلکه کسی دیگر باید در آن بدمد. یعنی همه این چیزها چیده شده تا مخاطبی که برای بار دوم و سوم فیلم را دید به این نتیجه برسد که ببین آن سایه هایی که تو دیدی اصالت ندارد. وقتی در طبقه پایین را باز می کنی چیزی خواهید دید که ممکن است توی ذوق تو هم بزند. چیزی که در فیلم می بینیم جایی که این شخص در پلان آخر به بالا نگاه می کند و بعد از اینکه همیشه گله گذاری می کرد این بار می گوید 'من را بپذیر' و این هم تمثیل است و شاید خود من هم برای شرح و بسط این تمثیل عاجز باشم و استادان گرانقدر و نه بنده ی کم بضاعت بیایند و شرح دهند که خود ما هم به آن نرسیده باشیم. 



س**چقدر در این زمینه فکر می کنید موفق بوده اید؟ 

کریمی: ما یک تمثیل را گفته ایم در حد و بضاعت مدیوم سینما و در واقع این یک قطره ای بود. هیچ ادعای عرفان و اینکه وسط دریای عرفان ایستاده ایم و کاسه ای هم در دست می گویم آهای ملت بیایید نداریم. متاسفانه سینما معنای گرا ما خیلی بد جا افتاده است که مثلا تمام سازندگان این سینما اولیا الله هستند و مردم بیاید ببینید و به راه راست هدایت شوید که من می گویم نه این لاف را زده ایم و نه می گوییم. در واقع این فیلم تنها شرح عطش ناکی ما است. نکته پایانی که در این بخش بگویم اینکه شاید ما چند سال پیش می گفتیم مشکلات جوانان چیست می گفتند اشتغال، ازدواج ، رونق اقتصادی و فلان موارد اما الان یک جور بحران معنویت سرگشتگی و هویت جوانان ما را آزار می دهد. حالا بحران اقتصادی از بین رفت و همه هم خانه دار شدند اما بحران معنوی چه می شود. متاسفانه مشکل امروز جوان ما بحران معنویت است که ریشه یابی نمی شود. 



س**آقای حسینی قبول دارید فیلمتان سرد است. چرا که نشان می دهید اگر رستم با آن همه یال و کوپال هم اگر در این دوره زندگی می کرد از همه چیز می نالید. 

حسینی: همه ما در زندگی دنبال شادی و شادمانی می گردیم. اما به نظر من اگر این شادی را بخواهیم تعریف کنیم فقط زمانی دست می دهد که لذت کشف و شهود به انسان دست دهد. وقتی چیزی را کشف کنیم شاد می شویم. این خیلی کم اتفاق می افتد اما متاسفانه به نظر خیلی از مردم شادی یعنی پاک کردن صورت مسئله . مثلا بریم سفر که دیگه همه چیز رو از یاد ببرم. برم فلان دوستم رو ببینم تا به هیچ چیزی فکر نکنم. بنابراین چیزی این وسط حل نشده است ما در واقع می رویم برای یک مدت مشکلات را فراموش می کنیم و دوباره که بازگردیم مشکلات به قوت خودشان باقی هستند. چیزی که من در زندگی تجربه کردم اینکه آدم ها از غم هایش خیلی بیشتر از شادی ها می آموزند و تمام پیشرفتی هم که بشر کرده از غم هایش نشات گرفته است. سال های سال انسان غم پریدن داشته و دوست داشته مثل پرنده های بپره رفت و نهایتاً یاد گرفت. سال های سال عزیزانش را به خاطر بیماری از دست می داده و نمی دونست چرا بالاخره یک نفر مثل 'لویی پاستور' آمد و گفت؛ این میکروب است که انسان را می کشد و.. بنابراین همواره دردی باید وجود می داشت تا انسان به دنبال درمان و به تبع آن پیشرفت برود. من افسردگی را تبلیغ نمی کنم. و اعتقاد دارم در آموزه های ما است که 'مومن غمش به دل و شادی اش به چهره است' ولی شادی چهره اصلا نافی غم دل نیست. دل وقتی اندوهگین است با خدا بیشتر مانوس است. بنابراین فیلم اگر سرد است در عین هم نمکی که در فیلمنامه است اما خوشحالم که از شما می شنوم فیلم سرد است چون شاید همین سردی است که باعث می شود شما هم به تفکر وادار شوید و من از این بابت خوشحالم. 



س** آنچه از جواب شما من متوجه شدم اینکه درواقع می گویید در سراسر فیلم قصد داشته اید مخاطب را به تفکر برای یافتن هویت خود کنجکاو کنید. درست می گویم؟ 

حسینی: تنها تفاوت ما با تمام آفرینش همین تفکر است. شما اگر به لحاظ جسمانی مقایسه ای کنید درمی یابید که ما از خیلی از حیوانات عقب تریم. چشمان عقاب از ما خیلی تیزتر است. گوش های خفاش از ما بهتر می شنود و سگ از ما بویایی قوی تری دارد اما تنها وجه برتری ما نسبت به باقی مخلوقات همین تفکر است. 



س**آقای کریمی درباره پایان فیلم باید بگویم به زعم خودم خوب تمام شد چون بعد از این همه پرسش و اتفاقات که در فیلم می افتد اگر پایان فیلم باز تمام می شد واقعا مخاطب را اذیت می کرد. 

کریمی: شما ببینید بعضی اوقات چیزی هایی که ما در یک نمای نزدیک آنها را کمدی می بینیم در یک نمای باز همان ها را تراژیک می بینیم و بلعکس هستند اتفاقاتی که ظاهرش برای ما تراژیک است ولی در باطن می تواند مایه سرور و بهجت ما باشد. در واقع همان چیزی که شهاب عزیز گفت؛ 'بسیاری از غم های همان شادی ها هستند که بر چهره ما نقش می بندند'. قصه نی نامه مولانا را اگر خواند باشید که می گوید؛'از جدایی ها شکایت می کند یا اینکه سینه خواهم شرحه شرحه از فراق'. درواقع این داغِ فراق ابدی و غربت ابدی انسان از یک گمشده ای که همیشه بود ولی ما سال ها خواسته ایم آن را پنهان کنیم، صحبت می کند. تمام آنچه در روز زمین است الان درصد کثیری از مردم را به لحاظ روحی ارضاء نمی کند. بنابراین عبور کردن از غربت و رنج داستان فیلم ما و برخی از مردم شده است. و دوست ادیبی بعد از دیدن فیلم می گفت 'ساکن طبقه وسط 2' را بسازید چون الان این شخص از غم ها گذشت و به آن شادی ازلی وصل شد حالا شما در بخش دوم قصه او را در طبقه بالا نشان دهید. 



س** نقش اصلی فیلم به نظر از طیف روشنفکر و نویسنده جامعه است که خب بخش کمی از می توانند با آن ارتباط برقرار کنند. در این مورد نظرتان چیست؟ 

کریمی: این فیلم برخلاف تصور همه ما شخصیت اصلی آن شبیه به تمام جوانان است. چون الان ما در جامعه کثرت اطلاعات زندگی می کنیم. مرز دانستن و ندانستن یک کلیک شده است. اگر این فیلم 10 یا 20 سال پیش ساخته می شد شاید این شخصیت یک روشنفکر در جامعه بود ولی الان سطح دانش و اطلاعات عمومی مردم خیلی بالا رفته است. اینکه بسیاری از کسانی که فیلم را دیده اند می گویند ما خودمان را در فیلم دیدیم چون اینها این آدم را یک انسان با سواد و عمیق ندیدند بلکه یک آدم اطلاعات زده است. الان خیلی از افراد این طور هستند. 

حسینی: ببینید قدیما اگر پدر ما از ما می پرسید بچه بزرگ شدی می خوای چی کاره شوی اگر می گفتیم طلا فروش می گفت آفرین اما اگر می گفتیم نویسنده می گفت بچه مگر می خواهی گشنگی بکشی. به نظر من نویسندگی شغلی نیست که تو انتخاب کنی. نویسنده انسان در حال فوران است که آرام و قرار ندارد. من با دکتر کریمی 20 سال است دوست هستم دغدغه های این آدم را از نزدیک لمس کرده ام ایشان اگر می خواست می توانست یکی از میلیارد های سینما ما باشد اما دغدغه اش این نیست. اما متاسفانه باید بگویم بهترین فیلم نامه های بسیاری از فیلمنامه نویس ها ما هنوز ساخته نشده است. 



س**علت حضور این همه ستاره سینما در نقش های دو دقیقه ای این فیلم چیست؟ 

حسینی: اشکال همه ما این است که دائما با متر و وجب صحبت می کنیم. دوستان هنرمند من طی یک دغدغه ای که با آنها مطرح کردم همراهی کردند. هنگامه قاضیانی، حسین یاری برای خودش سیر و سلوکی دارد. آقای حسین محجوب که اصلا بین همکارنش در این سیر و سلوک معروف است و ما هنرمندان اگر مشکلی داشته باشیم با او مشورت می کنیم. بابک حمیدیان برای خودش سرگشتگی هایی دارد وقتی او را صدا می کنم که بابک می خواهیم تصویری از این سرگشتگی ها نشان دهیم با کمال میل می آید. زندگی در عرض است نه در طول در فیلم هم همینطور است. 



س** آقای حسینی باز هم فیلم می سازید؟ 

حسینی: هوشنگ گلمکانی (منتقد پیشکسوت سینما) وقتی فیلم را دید به من گفت؛ تو اگه این فیلم را نمی ساختی خفه می شدی. ببنید فیلم سازی اینطوری نیست که تفریحی سراغش برویم و بگویم که خب حالا بیکاریم بریم یک فیلمی هم بسازیم. نه باید یک چیزی هی شما را درگیر کند چیزی که دوست داری درباره آن حرف بزنی و یه حرفی که واقعاً اگر نگویی خفه می شوی. بنابراین امیدوارم آقای کریمی دوباره این طوری بنویسند تا من هم بسازم هر چند این بار نوبت من است که در رکاب ایشان باشم. 



س** سیگار هم حضور پررنگی در فیلم داشت، آقای کریمی شما در فیلمنامه سیگار را داشتید یا آقای حسینی اضافه کرد؟ 

حسینی: متاسفانه سیگار از اقلام مورد علاقه من است. 

کریمی: سیگار المانی از بی قراری در این فیلم بود. قبلاً می گفتند که سیگار در فیلم نباشد چون بد آموزی دارد اما این زمانی صدق می کند که یک فردی مثل ' همفری بوگارت' با آن پز خاص سیگار برگ می کشد، نه درباره این کاراکتر که در اوج استیصال با موهای پریشان سیگار می کشد در واقع این خیلی تاثیر گذار به آن معنا نیست. 



س**سخن پایانی؟ 

کریمی: آنچه به عنوان سخن پایانی می توانم بگویم اینکه فیلم از لای پر قو بیرون نیامده فیلمی که در سال 93 ساخته می شود لوازم و متریال گریم آن بالای 120 میلیون هزینه داشته و ما یک ریال کمک دولتی نداشته ایم. در واقع دولتی که می گویم منظورم تمام عوامل و مسئولانی است که در زمینه ساخت، اکران و تبلیغات فیلم کمک می کنند. برای این فیلم در و دیوار شهر کاغذ دیواری نشده و در واقع همین محبوبیت مردمی شهاب حسینی کمک کرده است. من معتقدم فیلم برای 10 یا 20 سال دیگر خواهد ماند و ما هم آن را برای آیندگان می گذاریم. امیدوارم یک روزی برسد که ما از دو 'سین' خطرناک عبور کنیم یکی 'سین' سانسور و دیگر 'سین' سرمایه سالاری و زر اندوزانه. فیلم سازان دیگر هم دوباره انگیزه پیدا کردند که به سراغ متن های متفاوت و شاید شخصی ترشان که بایگانی شده بروند.

حسینی: می خواهم از شورای پروانه ساخت تشکر کنم که برای ساخت فیلم ما را اذیت نکردند و دوم از شورای پروانه نمایش که حتی یک فریم از فیلم ما را حذف نکردند. 



س**دچار خود سانسوری هم که نشدید؟ 

حسینی: نه ما گفتیم ما کار خودمان را می کنیم آنها هم کار خودشان را و خوشبختانه آنها این بار با ما کاری نداشتند. البته فیلم وقتی به اصرار آقای سماواتی (تهیه کننده فیلم) خواست برای جشنواره برود 114 دقیقه بود که ما باید به دلیل ریتم و حوصله تماشاگر آن را به 90 دقیقه تبدیل می کردیم بنابراین کمیت آن را کم کردیم و کیفیت را کاری نداشتیم و شورای صنفی نمایش هم بدون هیچ سانسوری اجازه پخش فیلم را به ما داد. 

از: علیرضا مرادی 

 

 


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط, کارگردانی, مصاحبه
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آذر1393ساعت 15:40  توسط هدیه 

 اول از همه عذر می خوام که نقد و نظرم درباره فیلم شهاب این همه طول کشید. کار و  درس یه کمی وقت آدم رو می گیره. مدت زیادی از دیدن فیلم می گذره، شاید نتونم با  جزییات بیان کنم اما خب نظر کلی ام همونی هست که در ابتدا بود.

 

 

- سانس 20:30، پردیس ملت. تقریبا هفته های اول اکران فیلم "ساکن طبقه وسط" بود. همراه با خواهر با حسی آمیخته با خوشحالی و نگرانی وارد سینما شدیم. سالن تقریبا پر شده بود و از احوالات بعضی ها معلوم بود که تنها نام "شهاب حسینی" آن ها را به دیدن فیلم در شبانگاه جمعه کشانده است.

بعد از تعدادی تبلیغ اعصاب خرد کن که با صدایی بی نهایت بلند پخش می شدند، فیلم با صحنه بیرون آوردن نوزادی از شکم مادر آغاز شد. صحنه ای خونین و تا حدی خاص که ممکن است برای لحظاتی مخاطب را کمی در جایش ناآرام کند. قرار نیست صحنه به صحنه فیلم را مورد بررسی قرار بدهم. اصلا بگذارید اینطور شروع کنیم:

تولد نوزاد شروع خوبی است. بعد تصویر بُر می خورد به جنگی داعش مانند و بعد می فهمیم اینها زاده ذهن نویسنده بی نام داستان است. اولین تصویر حضور شهاب بر روی پرده نیز مطلوب است. همان نگاه آشفته ای که باید یک داستان نویس آشفته ذهن داشته باشد. فرهاد اصلانی هم بد نیست. کلا می شود گفت تنها شهاب در این فیلم خوب است. خوب و نه "خیلی" خوب. مشکل شاید از همینجا شروع شود.

فیلم، موضوع، چیز پیچیده ای است. از آن موضوعات است که معلوم است حتی بر روی کاغذ نیز خواننده را دچار گیجی می کند. اما گیج شدن هنگام خواندن یک اثر نمی تواند امری بد باشد، چه بسا خود من علاقه زیادی به داستان های تو در تو و چند داستانی دارم و اعتقاد دارم داستانی که یک خطی باشد، باید خیلی خیلی زیاد هیجان انگیز و چالش آور باشد که آدم راضی به خواندنش/دیدنش بشود. شاید بتوان گفت فیلم های فرهادی نمونه ای خیلی ضعیف از این نوع داستان های یک خطی و تقریبا ساده است. بگذریم! از اصل دور نشویم!

فیلم بالا و بلندی نسبتا خوبی دارد. می توانم به جرات بگویم که حوصله ام هنگام دیدن فیلم سر نرفت. به ساعتم مدام نگاه نکردم و سعی کردم تمام حواسم را به نشانه های بی شمار فیلم بدهم. اتفاقا یکی دیگر از علاقه مندی های من در فیلم ها و کتاب ها وجود نشانه هاست. نشانه ها یا سمبول هایی که روی آنها تاکید نمی شود (آنها را در چشمتان فرو نمی کنند) اما شما آنها را کشف می کنید و از آن لذت هم می برید. البته نمونه بهتر نشانه ها، آنهایی است که زیاد رویشان مانور داده نمی شود اما طرز فیلمبرداری و داستان نویسی به طوری ست که نا خودآگاه حواس شما را به سمت آن نشان خاص جلب می کنند. در "ساکن طبقه وسط" نیز نشانه ها وجود دارند اما تاکید روی آنها به حدی هست که متوجه شان بشوید. البته اگر تماشاگر با دقتی باشید. شاید یکی از مشکلات منتقدان یا مردم با این فیلم همین باشد. هنگام دیدن این فیلم نمی توانید پاپ کورن بخورید و یا اس ام اس بازی کنید. باید حواستان را جمع کرده و فکر کنید. اصل این قضیه چیز بدی نیست  اتفاقا به عنوان یک طرفدار خوشحالم که شهاب فیلمی دم دستی در یک اتاق پذیرایی نساخته. این فیلمی است که روی آن فکر شده و از شما به عنوان مخاطب نیز خواسته می شود که فکر کنید.

یکی از نشانه ها که اتفاقا مورد علاقه من است، صحنه های فرشته شدن نویسنده است. وقتی که می بیند فرشته بودن هم نمی تواند او را از این همه سختی رها سازد. وقتی که الماس ها را در اختیار یک مرد فقیر قرار می دهد و در صحنه بعد همان مرد فقیر با ماشین آخرین مدل به دنبال هوس رانی می رود. یا وقتی که نویسنده داستان – که به نظر می آید تبلیغ و فیلم هم بازی می کند- مردی با شمایل فرشته را می بیند و برای لحظاتی مبهوت می شود. این ها را دوست داشتم. نویسنده ای آشفته که در جای جای زندگی روزمره حوصله سر برش به دنبال نشانی است تا باور داشته باشد زندگی همین ها نیست. زندگی بیشتر از باتلاق روزمرگی است. چیزی که شخصا به آن باور دارم و دوست دارم تصور کنم که چیزهایی جادویی در این دنیا وجود دارد. این همان سرگشتگی است که نویسنده با آن دست و پنجه نرم می کند. بین واقعیت و خیال غلت می زند و می خواهد باور کند که چیزی فراتر هم پیدا می شود.

می بینید! همه اینها به نظر خیلی خوب می آیند. نشانه های یک نوشته خوب و عالی. اما مشکل اینجاست که شهاب به عنوان کارگردان و هادی کریمی ِ نویسنده از پس آن بر نیامده اند. سینمای ما ظرفیت ساخت چنین فیلم تو در تو و پیچیده و سمبلیکی را ندارد. تعارف که نداریم. مردم عادت دیدن این فیلم ها و شنیدن این داستان ها را ندارند. عموم مردم دوست دارند داستان راحت و ساده باشد، یک خطی. دو نفر شخصیت، یک بحران و یک فاینال. که در بعضی موارد حتی فاینال هم وجود ندارد. همین که با این اوضاع شهاب توانسته حداقل فیلمی بسازد که بتوان تا آخر دید و به آن نخندید خیلی کار بزرگی است.

من به شخصه فیلم را دوست داشتم. خوشحالم که بازیگر مورد علاقه ام دغدغه هایی مهم دارد، دغدغه هایی که مختص یک یا دو موضوع نیست. اما در گوشه قلبم هم به این فکر می کنم که ای کاش برای فیلم اول چیزی ساده تر را انتخاب می کرد. شاید اگر آن همه گریم را انجام نمی داد، شاید اگر آن همه کاراکتر را در فیلم جا نمی داد، نتیجه دلپذیر تر بود. به نظرم می توان با حجم کمتری از جلوه های ویژه و گریم های سنگین نیز فیلم پیچیده و فلسفی ساخت. شهاب قدم بزرگی برداشته، فیلمی  Controversial ساخته. اینگونه فیلم ها بحث برانگیزند بدین دلیل که تعداد کسانی که خوششان آمده با کسانی که دوستش نداشتند برابر است. به نظرم باید به خاطر این شجاعت و شهامت به شهاب تبریک گفت. فیلمی که ساخته منفعل نیست و می شود روی آن فکر کرد. اما از نظر منِ طرفدار شاید نشود از آن تمام قد طرفداری کرد. فیلم بدون ایراد نیست، فیلمبرداری معمولی است، بازی ها چیز خاصی برای ارائه ندارند (به جز خود شهاب که البته از 10 طرف های 7 نمره می گیرد) و در کل می توان گفت فیلم از 5 ستاره 3/5 می گیرد.

اما در نهایت با اینکه از اولین ساخته شهاب حسینی بدم نیامده، حس می کنم شاید بهتر است برای مدتی کارگردانی را مرکز تمرکزش قرار ندهد. شاید بهتر باشد با چیزی ساده تر، با فاصله ای طولانی تر از این فیلم بسازد. باید صبر کرد و دید. 


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط, نقد
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 آذر1393ساعت 20:24  توسط هدیه  | 
 فیلم مستند «از ایران، یک جدایی» از 18 آذرماه در گروه سینمایی هنر و تجربه  اکران عمومی می‌شود.

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آزاده موسوی و کوروش عطایی، همراه یکدیگر مستند «از  ایران،یک جدایی» را کارگردانی کرده‌اند.

آزاده موسوی درباره ایده ساخت این مستند گفت: «چند روز قبل از مراسم اسکار با توجه به بحث‌های مختلف درباره این فیلم و انتظار جمعی برای دریافت جایزه اسکار تصمیم گرفتیم مستندی با موضوع اسکار فیلم «جدایی نادر از سیمین» بسازیم و اولین تصاویری که ثبت کردیم نیز مربوط به تماشای این مراسم در چندین خانه در همان شب بود.»

او ادامه داد: «ساخت یک مستند درباره فیلمی مهم و تاثیرگذار که از جنبه‌های مختلفی می‌شد به آن پرداخت کار بسیار دشواری بود  و تنها چیزی که از ابتدا می‌دانستیم و مطمئن بودیم این بود که فیلمی بسازیم که بازتابی از جامعه باشد و از این حیث با فیلم «جدایی...» در یک مسیر حرکت کنیم.»

موسوی در پاسخ به این پرسش که واکنش اصغر فرهادی به فیلم مستندی که درباره فیلمش ساخته شده، چه بوده، گفت: «اقای فرهادی فیلم را دوست داشتند، به خصوص بخش‌های مربوط به مصاحبه‌های مردمی و همچنین تصاویر مردم در حال تماشای مراسم اسکار و عکس‌العمل‌های آنها برای‌شان بسیار جذاب بود.»

این مستندساز  افزود: «این فیلم اولین مستند بلند ماست و طبیعتا از اینکه مورد استقبال داخلی و خارجی قرار گرفته است برایمان رضایت بخش بوده و همچنین انگیزه زیادی برای انجام کارهای بعدی در ما ایجاد کرده است.»


برچسب‌ها: شهاب حسینی, مستند از ایران یک جدایی, جدایی نادر از سیمین
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 آذر1393ساعت 18:33  توسط هدیه  | 
 بانی فیلم آنلاین: مسعود سخاوت‌دوست آهنگساز از پایان آهنگسازی 2 فیلم  سینمایی «پاپ» به کارگردانی احسان عبدی پور و «طعم شیرین خیال» به  کارگردانی کمال تبریزی خبرداد.
 
 مسعود سخاوت دوست آهنگساز در گفتگو با مهر با بیان این مطلب که در سال جاری  ساخت موسیقی 2 فیلم سینمایی «پاپ» به کارگردانی احسان عبدی پور و «طعم شیرین خیال» به کارگردانی کمال تبریزی را برعهده داشته است، گفت: هر دو فیلم «پاپ» و «طعم شیرین خیال» آثاری متفاوت با فضای موسیقی خاص خود هستند که خودم در نهایت هر دو فیلم را دوست دارم.

وی با اشاره به فیلم سینمایی «پاپ» گفت: با توجه به نوع داستان این فیلم از ترکیب موسیقی قومی و کلاسیک استفاده کردم که در بخشی از این موسیقی حتی می توانیم موسیقی جاز را هم بشنویم. البته این فیلم نسبت به فیلم «طعم شیرین خیال» موسیقی‌محورتر است.
این آهنگساز ادامه داد: «طعم شیرین خیال» یک کار فانتزی و متفاوت است، به همین دلیل باید از موسیقی‌ای استفاده می کردم که به فضای فیلم نزدیک باشد. علاوه بر آن فضای این فیلم به سمت رمانتیک و کمدی هم پیش می رود. بنابراین علاوه بر استفاده از موسیقی روز جامعه با توجه به اینکه داستان این فیلم در کرمان رخ می دهد، از موسیقی نواحی نیز استفاده کرده ام.
سخاوت دوست در پایان تاکید کرد: خوشبختانه کار با کمال تبریزی بسیار تجربه خوبی بود و این کارگردان دست من را برای چگونگی ساخت موسیقی برای این فیلم باز گذاشت.
 


برچسب‌ها: شهاب حسینی, طعم شیرین خیال
+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 آذر1393ساعت 19:59  توسط هدیه 
 

    

برای دیدن باقی عکس ها اینجا را کلیک کنید.


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط, کارگردانی, نقد, عکس
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 آذر1393ساعت 18:6  توسط هدیه  | 
 بانی فیلم آنلاین: اولین نسخه از فیلم سینمایی «دوران عاشقی» علیرضا  رئیسیان تا دو هفته‌ی دیگر تحویل هیات انتخاب سی و سومین جشنواره فیلم  فجر می‌شود.

 علیرضا رئیسیان در گفت‌وگویی با ایسنا، درباره آخرین وضعیت آماده‌سازی «دوران  عاشقی» بیان کرد: این فیلم این روزها در مرحله طراحی صدا و ساخت موسیقی است و ستار اورکی ساخت موسیقی «دوران عاشقی» را پیگیری می‌کند و امیرحسین قاسمی هم مشغول طراحی صدای آن است.
وی افزود: همچنین اتالوناژ، رنگ‌بندی و... فیلم نیز در استودیو «پیشگامان سینمای آریا» در حال انجام است.
رئیسیان درباره زمان تحویل نسخه‌ای از فیلمش به دبیرخانه جشنواره فجر برای بازبینی توسط هیات انتخاب گفت: با برنامه‌ریزی‌ای که انجام داده‌ایم و بر اساس آن پیش می‌رویم، تا دو هفته آینده نسخه اولیه بازبینی «دوران عاشقی» آماده می‌شود و آن را برای بازبینی توسط هیات انتخاب، تحویل دبیرخانه جشنواره فیلم فجر خواهیم داد.
 ‌در جدیدترین ساخته علیرضا رئیسیان پس از «چهل سالگی»، لیلا حاتمی، شهاب حسینی، فرهاد اصلانی، پرویز پورحسینی و بیتا فرهی ایفای نقش کرده‌اند.
همچنین سایر بازیگران عبارتند از: لی‌لی فرهادپور، سوگل قلاتیان، نسیم ادبی، سعید داخ، عاطفه للهی، داریوش فائزی، شهرام جمشیدی، فرزان نجفی، حمیدرضا حیات، حسین کوهستانی و بازیگر خردسال: عرشیا خلج.
عوامل اصلی فیلم سینمایی «دوران عاشقی» که تهیه‌کنندگی آن را علیرضا رئیسیان برعهده دارد و با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی ساخته می‌شود، عبارتند از: فیلمنامه‌نویس: رویا محقق، مدیر هنری: مجید فخرایی، مدیر فیلمبرداری: علیرضا برازنده، صدابردار: عباس رستگارپور، طراح چهره‌پردازی: سودابه خسروی، تدوین: هایده صفی‌یاری‌، طراحی صدا: رضا دلپاک، مدیر تولید و مجری طرح: مجید کریمی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: سیدعلی هاشمی، عکاس: صبا سیاه‌پوش، مدیر تدارکات: سجاد رحیمی، منشی صحنه: ندا آصف، مشاور حقوقی: شکوفه شرافت.


  

 


برچسب‌ها: شهاب حسینی, دوران عاشقی, جشنواره فجر 33
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 آذر1393ساعت 17:43  توسط هدیه 
 دوستان خوبم چند روز پیش در بخش خبری 19:30 شبکه خبر، گزارشی در مورد فیلم  "ساکن طبقه وسط" پخش شد که برای مدت کوتاهی هم با شهاب مصاحبه کردند. ولی  نکته جالبش نشون دادن وبلاگ خودمون یعنی "بهترین منبع برای شهاب حسینی" در این  بخش خبری هست!! نکته جالبی بود! 

 

برای دانلود کردن کلیک کنید.

 

+ امیدوارم مصاحبه تازه نباشه چون خودم شخصا دوس ندارم شهاب موهاشو انقدر کوتاه بزنه!!! نظر شما چیه؟

 


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط, کارگردانی, دانلود, بخش مدیا
+ نوشته شده در  شنبه 8 آذر1393ساعت 13:57  توسط هدیه  | 
 فرهنگسرای نیاوران عصر جمعه ۷ آذر ماه میزبان چهره های مطرح عرصه  موسیقی بود که برای برنامه ای سینمایی دور هم جمع شده بودند.
 مراسم اکران خصوصی فیلم «ساکن طبقه وسط» به کارگردانی شهاب حسینی همراه با  به نمایش گذاشتن تعدادی از عکس های دیده نشده این فیلم در حالی برگزار شد که  بخش ویژه مراسم به تجلیل از علیرضا قربانی خواننده موسیقی ایرانی که قطعه ای از او در  تیتراژ پایانی اثر به کار برده شده بود، اختصاص داشت.

اجرای این مراسم را عباس سجادی مدیر فرهنگسرای نیاوران برعهده داشت که در سخنان کوتاهی به حضار خیرمقدم گفت. پس از وی شهاب حسینی روی سن حاضر شد و در سخنانی گفت: یکی از بهترین روزهای زندگی من امروز است که فیلمم در حضور بزرگانی چون شما به نمایش درمی‌آید و گویی این برگه امتحانی من است که در پیشگاه شما مورد قضاوت قرار می‌گیرم.

وی همچنین از تاخیر پیش آمده برای شروع مراسم عذرخواهی کرد و نمایش فیلم را نوید داد و پس از پخش فیلم مراسم تجلیل از علیرضا قربانی با چند سخنرانی کوتاه آغاز شد.

امیر سمواتی تهیه‌کننده فیلم «ساکن طبقه وسط» از جمله سخنرانان بود که این فیلم را به نوعی تجربه شخصی کارگردان در زندگی دانست و گفت: این تجربه و چالشی است که همه به نوعی در زندگی با آن روبه رو هستیم. این فیلم درباره هویت یابی حرف می زند و در آن فلسفه، عرفان، امید، آرزو، مرگ و زندگی حضور دارد.

کریم زمانی مولاناپژوه دیگر سخنران مراسم بود که گفت: از این فیلم لطیف گوشه های درخشان فراوانی بهره بردم. این فیلم نکته های ارزنده کم نداشت و امیدوارم اهل نظر در مجال واسع این اثر را تحلیل کنند ولی آنچه من به عنوان یک بیننده عام دریافت کردم این بود که فضای کلی «نی نامه» مولانا در این فیلم منعکس بود. این فیلم ما را به یاد «من به هر جمعیتی نالان شدم/ جفت خوش حالان و بد حالان شدم» می انداخت.

وی با تاکید بر اینکه ۱۸ بیت نخست مثنوی را می توان درخشان ترین و هنری ترین نمونه های شعر فارسی دانست، بیان کرد: مولانا در این ابیات غربت و غریبی انسان را بیان کرده و ما نمونه آن را در ادبیات جهان نداریم. شاید شما بپرسید مگر تو همه ادبیات جهان را خوانده ای که اینگونه با اطمینان سخن می‌گویی و من می گویم اگر خبری بود حداقل به گوش ما می رسید.

این مولاناپژوه اضافه کرد: مولانا نقطه اتصال و حلقه میان‌وند شرق و غرب است. به این شعر اشاره می کنم که «سوی مشرق نرویم و سوی مغرب نرویم / تا ابد گام زنان جانب خورشید ازل» این فیلم مرا به یاد این شعر انداخت و اینکه اگر به سوی مشرق برویم پشت مان به مغرب می شود و برعکس پس چه کنیم که همیشه رویمان به سوی آفتاب باشد و شرق و غرب را به هم وصل کنیم؟ که به گفته مولانا نه به سوی شرق و نه غرب بلکه تا ابد جانب خورشید ازل برویم.

به گفته وی، عشق و دوستی و وحدت عالم بشریت پیام مولاناست که باید به آن دقت کرد.

سهیل محمودی شاعر هم سخنران مراسم بود که روی سن حاضر شد و گفت: این فیلم درباره هویت و جستجو برای یافتن هویت بود. بخشی از فیلم ارجاعاتی به ادبیات داشت که برای من دلنشین و گوارا بود.

وی سپس با خواندن غزلی با مضمون هویت سخنانش را پایان داد.

با پایان سخنرانی ها، عباس سجادی مجری مراسم از شهاب حسینی دعوت کرد روی صحنه حاضر شود تا از امیر عابدی عکاس فیلم تجلیل کند. هزینه یک سفر خارج از کشور به وی تقدیم شد و عابدی هم در سخن کوتاهی گفت: من فقط راوی نگاه مهربان شهاب حسینی بودم.

سجادی در ادامه مراسم با اشاره به اینکه موسیقی در این فیلم نقش مهمی داشت و روی کارگردان و اثر تاثیر زیادی داشت، گفت: این نزدیکی دو حوزه بسیار دلنشین بود و ما امروز دور هم جمع شدیم تا از علیرضا قربانی که صدای او بر پایان بندی فیلم نشسته بود تجلیل کنیم.

وی از محمد سریر، شهرام ناظری، حسین علیزاده، نادر مشایخی، حمیدرضا نوربخش، حسام الدین سراج، کریم زمانی، سهیل محمودی، اسرافیل شیرچی، محمد معتمدی دعوت کرد که روی سن حاضر شوند و سپس از علیرضا قربانی و مهیار علیزاده آهنگساز دعوت کرد که به جمع بپیوندند.

اهدای سه تار از سوی مجید پازوکی یکی از سرمایه گذاران فیلم به علیرضا قربانی که توسط شهرام ناظری به وی اهدا شد، تقدیم مثنوی معنوی از دست کریم زمانی و یک تابلوی خطاطی به قلم نوراللهی و یک عکس از علیرضا قربانی از بخش های این مراسم بود.


به گزارش ساعت24 به نقل از مهر، علیرضا قربانی هم در سخنانی گفت: خوشحالم که برای بار سوم فیلم را دیدم. وقتی شهاب حسینی پیشنهاد داد که این قطعه را برای پایان بندی فیلمش استفاده کند به دیده منت پذیرفتم. من راضی به این نبودم که از من تجلیل شود و این مراسم را بیشتر برای تجلیل از موسیقی می دانم.

وی در پایان تاکید کرد که شهاب حسینی یکی از بهترین و بااخلاق ترین بازیگران سینمای ایران است.


 


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط, گالری, عکس
+ نوشته شده در  شنبه 8 آذر1393ساعت 13:53  توسط هدیه 
 بانی فیلم آنلاین: در حالی جدیدترین آمار فروش فیلم‌های روی پرده تا پایان روز  پنج‌شنبه 6 آذر توسط پخش‌کنندگان اعلام شد که فیلم «ساکن طبقه وسط» به  کارگردانی شهاب حسینی هم وارد باشگاه میلیاردی‌ها شد.

 به گزارش فارس، در حالی جدیدترین آمار فروش فیلم‌های روی پرده تا پایان روز پنج‌شنبه 6  آذر توسط پخش‌کنندگان اعلام شد که فیلم «ساکن طبقه وسط» به کارگردانی شهاب حسینی هم وارد باشگاه میلیاردی‌ها شد و با توجه به روند فروش «شیار 143» می‌توان انتظار داشت تا این فیلم هم به زودی وارد باشگاه میلیاردی‌ها خواهد و فروش روزانه 10 تا 15 میلیونی «شهرموش‌ها2» نیز از شگفتی‌های اکران است.
حبیب اسماعیلی مدیر شرکت پخش فیلمسازان مولود در خصوص آخرین رقم فروش «ساکن طبقه وسط‌» گفت: اولین فیلم سینمایی شهاب حسینی با در اختیار داشتن 50 سینما در تهران و شهرستان‌ها پس از 40 روز نمایش 760 میلیون تومان در تهران، 270 میلیون تومان در شهرستان و در مجموع یک میلیارد و 30 میلیون تومان فروش کرده است. همچنین بر اساس اعلام احمد مختاری از دفتر پخش هدایت فیلم، فیلم سینمایی «آتش‌بس 2» همچنان با در اختیار داشتن 12 سالن سینما بیش از 4 میلیارد تومان فروش را تجربه کرده است که در تهران 2 میلیارد و 596 میلیون تومان و در شهرستان یک میلیارد و 550 میلیون تومان فروش کرده تا فیلم تهمینه میلانی در مجموع فروش 4 میلیارد و 146 میلیونی را تجربه کند.


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط, اکران عمومی, کارگردانی
+ نوشته شده در  شنبه 8 آذر1393ساعت 13:46  توسط هدیه 

 سینماپرس: فیلم سینمایی «ساکن طبقه وسط» به کارگردانی شهاب حسینی  درسیصد و پنجاهمین نشست باشگاه فیلم تهران شنبه ۸ آذر ساعت ۱۸با حضور  کارگردان و سایرعوامل در فرهنگ سرای ارسباران اکران و نقد می شود .

 به گزارش سینماپرس به نقل از روابط عمومی فرهنگ سرای ارسباران، این فیلم با طنزی  ملایم زندگی مردی اهل تفکر و قلم ،ساکن طبقه وسط در آپارتمانی سه طبقه را روایت می کند . وی با شیوه های فکری ، اعتقادی و اخلاقی نشات گرفته از ذهنیات ودریافت هایش از زندگی دیگران ، آنها را در قالب شخصیت های متعدد اجتماعی، تاریخی،  عرفانی، می بیند وسعی در بیان تفکرات خود و ترسیم چهره ای واقعی از آپارتمان، اجتماع و دنیای پیرامونش دارد. 

شهاب حسینی ( کارگردان و بازیگر) محمدهادی کریمی ( فیلمنامه نویس ) امیرسماواتی ( تهیه کننده ) هنگامه قاضیانی ، فرهاد اصلانی، ، حسین یاری، حسین محجوب، ساره بیات، طناز طباطبایی، بابک حمیدیان، بهناز جعفری، کامبیز دیرباز، بهنوش بختیاری، امید روحانی، محمد علی شادمان، فخرالدین صدیق شریف، هلیا راجی، کیانوش گرامی، مانی کسراییان، سحر قریشی بازیگران و عوامل این فیلم هستند .

شهاب حسینی ، محمدهادی کریمی، امیرسماواتی و برخی از بازیگران این فیلم میهمان این نشست باشگاه فیلم تهران هستند .

علاقه مندان برای حضور دراین نشست می توانند به نشانی خیابان شریعتی ، بالاتر از پل سیدخندان ، خ جلفا مراجعه و یا برای کسب اطلاعات  با شماره های ۲۰-۲۲۸۷۲۸۱۸ تماس بگیرند .


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط, کارگردانی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 آذر1393ساعت 21:9  توسط هدیه 
 بانی فیلم آنلاین: فيلم سينمايي «هيس ... دخترها فرياد نمي زنند» به  کارگرداني پوران درخشنده در بخش مسابقه فيلم هاي بلند پنجمين جشنواره  بين المللي فيلم ملطيه به نمايش درمي آيد.
 
 به گزارش معاونت ارتباطات و امور رسانه اي بنياد سينمايي فارابي؛ اين فيلم که تاکنون در  جشنواره هايي چون سائو پائولو، گوآ، کرالا، پونه و داکا نيز به نمايش درآمده است، پيش از اين جايزه فيلم منتخب تماشاگران در سي و يکمين جشنواره بين المللي فيلم فجر، جايزه بهترين فيلم نامه و جايزه بهترين بازيگري زن و لوح تقدير بهترين  فيلم بخش مسابقه داستاني در جشنواره فيلم هاي مستقل زنان آمريکا، جايزه بهترين کارگرداني از جشنواره بين المللي فيلم رنگين کمان انگلستان، جايزه بهترين فيلم از نگاه تماشاگران در جشنواره بين المللي فيلم ارواين آمريکا، جايزه بهترين فيلم از چهارمين جشنواره فيلم هاي ايراني لندن، جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل مرد در جشن انجمن منتقدان سينماي ايران، تنديس حافظ و لوح تقدير بهترين فيلم نامه و بهترين بازيگر مرد از چهاردهمين جشن حافظ و جايزه الماس بهترين فيلم بلند داستاني از جشنواره فيلم هاي ايراني در لندن را از آن خود کرده است.

همچنين در بخش هاي غير رقابتي اين رويداد سينمايي، فيلم هاي «دربند» ساخته پرويز شهبازي و «فرزند چهارم» ساخته وحيد موسائيان به نمايش درخواهند آمد.
پنجمين جشنواره بين المللي فيلم ملطيه از 30 آبان تا 6 آذر ماه سال جاري در کشور ترکيه برگزار مي شود.
 


برچسب‌ها: شهاب حسینی, هیس دخترها فریاد نمی زنند, جشنواره خارجی
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 آذر1393ساعت 20:40  توسط هدیه 
 بانی فیلم آنلاین: آلبوم اشعار محمدهادي کريمي با صداي شهاب حسيني و  هنگامه قاضياني زمستان امسال منتشر ميشود.
  محمدهادي کريمي کارگردان که در آثارش هميشه نيم نگاهي هم به جهان فلسفه و  عرفان دارد و اين بار جوانان جامعه را محوريت قرار داده به سوره سينما گفت: اين روزها  مشکلات جوانان فقط برخي مسايل اجتماعي نيست، اصلاً نوع معضلات و آسيب هاي  اجتماعي هم عوض شده. اگر زماني مشکل ازدواج جوانان مطرح بود و اينکه عليرغم اشتياق به ازدواج بخاطر مشکلات مالي و عدم اشتغال نمي توانند تشکيل خانواده بدهند ، امروزه با بحران طلاق هاي دوستانه و توافقي مواجه ايم.

وي افزود: اين يعني نوع بحران ها فقط تابع شرايط اجتماعي و اقتصادي و... نيست، مسايل روانشناختي درسطح کلان حرف اول را ميزند. روح نا آرام و عطش ناکي به دنبال سرچشمه هايي براي سيراب شدن است که اگر اين کام، تر نگردد، عوارض هولناکي دارد، سر گشتگي شهروندان اين هزاره در عصر کثرت اطلاعات معضل متاسفانه ناديده  انگاشته شدهاي است که آن را پشت معضلات ساده و عيني چون مشکلات اجتماعي و اقتصادي پنهان مي کنند، در رهايي در واقع سعي ميکنم در حد توان ذهني ام به واکاوي اين موضوع بپردازم.
کريمي درباره تامين هزينه هاي فيلم و همکاري مجدد با شهاب حسيني گفت: به جز بخش خصوصي، جاي ديگري براي فيلمسازي من وجود ندارد، ضمن آنکه خودم هم احساس آرامش بيشتري مي کنم، پذيرفته ام که قرار نيست از امثال من حمايت شود حتي وقتي تمام نوشته هايم هم افق با ارزشهاي پذيرفته شده و مسلم انساني و هم راستا با ازرشهاي ملي و ديني خودمان باشد. هميشه به حضور دوستان خوبم افتخار کرده و از کمکهاي آنها بهره مند بودهام. اميدوارم اين کار چنان باشد که بتوانم دوستان گرانقدرم رو دوباره به همکاري دعوت کنم. اين نويسنده و شاعر در رابطه با ساير فعاليتهاي خود گفت: کتاب شعرم پس از وقفه اي سه ساله و نيمه مجوز چاپ پيدا کرد و توسط نشر نگاه منتشر شد که خوشبختانه با استقبال خوبي مواجه و در عرض يک ماه به چاپ دوم رسيده و احتمالاً تا ماه آينده که چهارمين ماه پس از نشر اولين چاپ است به چاپ سوم ميرسد. آلبوم خوانش تعدادي از اين شعر ها که توسط دوستان عزيز آقاي شهاب حسيني و سرکار خانم قاضياني انجام گرفته، اسفندماه در آستانه سال نو عرضه ميشود. وي ادامه داد: ترجمه کتاب «فريب لوحه هاي بحرالميت» را که سالهاي پيش براي تحقيق براي نگارش فيلمنامه اي ترجمه کرده بودم، به دست نشر خواهم سپرد. به نظرم همانطور که در خارج از ايران کتاب جنجالي و پر مخاطبي بوده ، در اينجا هم همينطور شود.


برچسب‌ها: شهاب حسینی, نواهای ماندگار
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 آذر1393ساعت 20:39  توسط هدیه 
 امیر عابدی عکاس با اعلام اینکه آخر هفته جاری نمایش عکس فیلم «ساکن  طبقه وسط» در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود، از دیگر فعالیت های خود  در عرصه سینما صحبت کرد.

 امیر عابدی عکاس سینما با بیان اینکه ششم آذر ماه نمایشگاه عکسی از فیلم سینمایی  «ساکن طبقه وسط» به کارگردانی شهاب حسینی برپا می شود، گفت: در ابتدا قرار بود این نمایشگاه هفته گذشته در مجموعه فرهنگی تجاری کوروش برگزار شود اما بنا به دلایلی برگزاری این نمایشگاه به تاخیر افتاد.

وی که عکاسی این فیلم را برعهده داشته است، ادامه داد: با توجه به محدودیت فضایی که در گالری کوروش وجود داشت تنها می توانستیم 26 عکس را به نمایش گذاریم درحالی که شهاب حسینی در این فیلم 38 نقش بازی کرده و من دوست داشتم که حداقل یک عکس از هرکدام از این نقش‌ها و حضور دیگر بازیگران «ساکن طبقه وسط» به نمایش گذارم.

این عکاس سینما بیان کرد: من عکس های زیادی را برای برگزاری نمایشگاه در اختیار دوستان قرار داده ام و امیدوارم با توجه به فضای گالری نیاوران، تعداد زیادی از آنها به نمایش گذاشته شود. فیلم سینمایی «ساکن طبقه وسط» به کارگردانی شهاب حسینی در پنجمین هفته نمایش خود در گروه آزاد توانسته به فروش 900 میلیون تومانی در تهران و شهرستان ها برسد.

شهاب حسینی در این فیلم در 38 نقش حضور دارد. از دیگر بازیگران «ساکن طبقه وسط» می توان به هادی کریمی، هنگامه قاضیانی، طناز طباطبایی، ساره بیات، کامبیز دیرباز، بهنوش بختیاری، بابک حمیدیان، امید روحانی، بهناز جعفری و ... اشاره کرد.فیلمنامه این فیلم را محمدهادی کریمی نوشته است.

نمایشگاه عکس «ساکن طبقه وسط» آخر این هفته پنجشنبه ششم آذر ماه در فرهنگسرای نیاوران افتتاح می شود.

امیرعابدی پیش از این برای فیلم هایی چون «آزایمر»، «آدمکش»، «باغ قرمز»، «پسر آدم، دختر حوا»، «خیابان بیست و چهارم»، «دلخون»، «خواب لیلا»، «چهارشنبه سوری» و ... عکاسی کرده است. 


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 آذر1393ساعت 13:13  توسط هدیه 
 رضا بهبودي ، ليندا كياني و ايرج سنجري بازيگران جديد/ «شهرزاد» آذر ماه  جلوی دوربین می‌رود.

 رضا بهبودی، ليندا كياني و ايرج سنجري به جمع بازيگران سريال شهرزاد پيوستند. رضا  بهبودي اولین تجربه همکاری‌اش با فتحی و دومین سریال عمر کاری‌اش (پس از سریال  «روزگار قریب» کیانوش عیاری) را تجربه مي کند. اولین تجربه شبکه نمایش خانگی حسن فتحی با نام «شهرزاد» اواسط آذر ماه جلوی دوربین می‌رود.

مجموعه شبکه نمایش خانگی «شهرزاد» به کارگردانی حسن فتحی اواسط آذر ماه جلوی دوربین می رود. این مجموعه اولین تجربه فتحی در حوزه شبکه نمایش خانگی به شمار می رود. «شهرزاد» در ابتدا قرار بود آبان ماه جلوی دوربین برود اما بنا به دلایلی ساخت این پروژه به تعویق افتاد.

محمد امامی تهیه‌کننده این مجموعه به همراه هادی رضوی برای ساخت «شهرزاد» سرمایه گذاری کرده اند. این سریال در 26 قسمت برای پخش در شبکه نمایش خانگی ساخته می شود.

علي نصيريان، ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، مصطفی زمانی، مهدی سلطانی، پریناز ایزدیار، رامين ناصرنصير، آناهيتا افشار و محمود پاك نیت از جمله بازیگران این مجموعه شبکه نمایش خانگی هستند. در خلاصه داستان این سریال آمده است: در تندباد حادثه، عشق اولین قربانی است. داستان این مجموعه شبکه نمایش خانگی در سال 1332 رخ می دهد.

حسن فتحی پیش از این سریال هایی چون «زمانه»، «در مسیر زاینده رود»، «اشک ها و لبخند ها»، «میوه ممنوعه»، «مدار صفر درجه»، «شب دهم»، «پهلوانان نمی میرند» و فیلم های سینمایی چون «یک روز دیگر»، «کیفر»، «پستچی سه بار در نمی زند» و «ازدواج به سبک ایرانی» را کارگردانی کرده است.

از میان عوامل پشت دوربین هم تاکنون حضور اسماعیل عفیفه به عنوان مجری طرح، افشین احمدی به عنوان مدیر تصویربرداری، خسرو کیوان‌مهر به عنوان صدابردار، سعید ملکان به عنوان طراح چهره‌پردازی، حسن روح‌پروری به عنوان طراح صحنه و ژاله زکی‌زاده به عنوان طراح لباس قطعی شده است


برچسب‌ها: شهاب حسینی, سریال شهرزاد
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 آذر1393ساعت 13:10  توسط هدیه  | 
 بانی فیلم آنلاین:فیلم سینمایی «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» به کارگردانی  «پوران درخشنده» و با حضور این فیلمساز ایرانی در بخش رقابتی پنجمین دوره  جشنواره بین‌المللی فیلم مالاتیا به نمایش درمی‌آید.

 به گزارش رسیده، فیلم سینمایی «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» به کارگردانی «پوران  درخشنده» و با حضور این فیلمساز ایرانی جدیدترین حضور بین‌المللی خود، در سانس مختلف در روزهای 1، 3 و 5 آذرماه جاری (22، 24 و 26 نوامبر 2014) در بخش رقابتی پنجمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مالاتیا MALATYA در شهر مالاتیا در کشور ترکیه روی پرده می‌رود و پس از آن، جلسه پرسش و پاسخ این فیلم با حضور کارگردان آن در سالن‌های نمایش دهنده فیلم از جمله؛ سالن شماره 2 پارک آوشار مالاتیا و سالن شماره 2 یشیل سینمای شهر مالاتیا برگزار می‌شود و این فیلمساز ایرانی به سؤالات تماشاگران حاضر در جشنواره پاسخ خواهد داد.

اعضای هیئت داوران این جشنواره که عبارتند از: «کمال سونال» کارگردان و رئیس هیئت داوران، «کریم اکجه» منتقد فیلم، «یلدیز رمضان اغلو» روزنامه‌نگار و نویسنده، «اسماعیل گونش» کارگردان و «گورکیم یلتان» بازیگر، پس از دیدن و ارزیابی فیلم‌های بلند سینمایی و کوتاه بخش رقابتی این جشنواره، جایزه زردآلوی کریستال و همچنین جوایز نقدی را به برندگان بخش‌های مختلف از جمله؛ بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین فیلمنامه، بهترین فیلم سینمایی بین‌الملل، بهترین فیلم کوتاه و بهترین فیلم مستند اهدا می‌کنند.
جشنواره فیلم مالاتیا با ریاست افتخاری «سلیمان کامچی» فرماندار شهر مالاتیا و با حضور بیش از 100 فیلم بلند سینمایی، کوتاه داستانی، مستند و تجربی از کارگردانان کشورهای مختلف جهان در چندین بخش رقابتی و غیررقابتی، جلسات نقد و بررسی فیلم‌ها، برگزاری کارگاههای آموزشی هنر سینما، نمایشگاه عکاسی، نشست‌های تخصصی در مورد سینما، بزرگداشت سینماگران ترک «نجیب ساریچی» و «اُنال کوپل» و چندین بخش دیگر در روزهای 30 آبان ماه تا 6 آذرماه جاری (21 تا 27 نوامبر 2014) در شهر تاریخی و فرهنگی مالاتیا برگزار می‌شود.
فیلم سینمایی «هیس! ...» در آخرین حضور بین‌المللی خود، در مراسم پاییزی جوایز بین‌المللی فیلم‌ مستقل آمریکا به نمایش درآمد و توانست جایزه ویژه الماس بهترین فیلم بلند داستانی این رویداد مهم هنری را از آن خود کند.
جوایز بین‌المللی فیلم‌ مستقل آمریکا همه ساله با هدف کشف استعدادهای جدید در بخش‌های مختلف سینما و در چهار فصل، با شرکت آثار فیلمسازان مستقل و بااستعداد سراسر جهان در آمریکا برگزار می‌شود و جوایز بهترین نمایش، جایزه الماس، جایزه پلاتین، جایزه طلایی، جایزه نقره‌ای، جایزه برنز و لوح تقدیر به بهترین‌ها اهدا می‌شود


برچسب‌ها: شهاب حسینی, هیس دخترها فریاد نمی زنند, جشنواره خارجی
+ نوشته شده در  شنبه 1 آذر1393ساعت 15:18  توسط هدیه 
 بانی فیلم آنلاین:نمایشگاه عکس‌های امیر عابدی از فیلم سینمایی «ساکن  طبقه وسط»، صبح سه شنبه ۲۷ آبان ساعت ۱۱ صبح در گالری پردیس  سینمایی کوروش افتتاح شد.
 گالری عکس پردیس سینمایی کوروش که سه ماه پیش به مدیریت امیرشهاب رضویان  افتتاح شده است صبح سه شنبه با نمایش عکس‌های دیده نشده امیر عابدی از فیلم  «ساکن طبقه وسط» کار خود را آغاز خواهد کرد.

این نمایشگاه در حالی برگزار می‌شود که فیلم «ساکن طبقه وسط» به کارگردانی شهاب حسینی از ۲۳ مهر به اکران عمومی درآمده و قرار است نمایشگاه عکس‌های فیلم تا پایان اکران دایر باشد.

در این افتتاحیه هنرمندان و سینماگران و عوامل فیلم ساکن طبقه وسط حضور خواهند داشت. بازدید از عکس‌های امیر عابدی در افتتاحیه نمایشگاه «ساکن طبقه وسط» آزاد است.


برچسب‌ها: شهاب حسینی, ساکن طبقه وسط
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 1:18  توسط هدیه 


شهاب حسینی به صورت غیر رسمی با این جمعیت دانشجویی همکاری دارد . او جایزه نقدی دیپلم افتخار خود را که برای هنرنمایی در فیلم "جدایی نادر از سیمین" دریافت کرده بود؛ به این جمعیت هدیه کرد تا بتواند در انجام کار خیری سهیم باشد. برای اطلاعات بیشتر روی تصویر بالا کلیک کنید.  


       
       
       
       
     



این وبلاگ هیچ ارتباطی با آقای شهاب حسینی ندارد و تنها در جهت اطلاع رسانی به طرافداران ایشان ساخته و گردانده میشود. از تمام کسانی که عکس ، مطلب و یا فایل تصویری از ایشان دارند درخواست می شود آن را به ایمیل وبلاگ ارسال نمایند تا با ذکر نام خودشان در وبلاگ استفاده شود.


برای:  سید شهاب الدین حسینی
مدیر وبلاگ :  هدیه
تاریخ تاسیس:  ششم شهریور 1388
نرم افزارهای استفاده شده :  Adobe PhotoShop CS3 , Corel DRAW
قالب ساخته شده توسط:  مدیر وبلاگ

Website Translation Widget

  RSS