بریم سراغ بررسی قسمت نهم!

1 ) قبل از هر چیز باید اعتراف کنم که دارند خیلی داستان رو کش می دن. بله درست  شنیدید. الان اساسا یک خط داستانی ِ مهم در کل سریال هست و اون هم رسیدن فرهاد و شهرزاد به همدیگه و بودنش در کنار هم هست. اینکه ببینیم چطور این دو با وجود این همه کارشکنی و موانع به هم می رسن و پایدار می مونن. اینطوری که داستان داره پیش می ره، قراره قباد سیاه تر از قبل بشه.

قبادی که باهاش اینطوری رفتار شده، مطمئنا دوباره به قبل بر نمی گرده؛ مخصوصا وقتی شیرین هم برگرده و بخواد بره روی مخش. اینطوری که شهرزاد گفت نه و خواست "زندگی" ش رو حفظ کنه، این یعنی قباد و شهرزاد به هیچ وجه به هم نمی رسن. اصلا چطور ممکنه  بعد از این همه داستان هایی که برای قباد پیش اومده و قراره پیش بیاد، شهرزاد برگرده و با خوشی باهاش زندگی کنه؟! اصلا امکان نداره. قبلا که اینطوری نبود، حداقل 1 درصد می شد امید داشت اما الان نه. اصلا به نظرم نباید هم برسه. قباد الان شخصیتی منفور داره پیدا می کنه. هر چقدرم که حق داشته باشه، هر چقدرم که دوس داشته باشه شهرزاد رو نباید از قدرتش برای رسیدن به خواسته ش استفاده کنه. درسته که ما از قباد خوشمون می یاد چون شخصیتی چند لایه اس، چون روزهای خوب بودنش رو هم دیدیم، اما نباید چشممون رو روی بدی هاش ببندیم. نباید برای شهرزاد این آرزو رو بکنیم که اینطوری به قباد برسه. چون هیچ زنی هر چقدر هم که خودش مشکل داشته باشه، نباید به اجبار به زیر سلطه ی مردی در بیاد.

 

2) دیوونه بودن شیرین داره کمی کارتونی می شه. یعنی ایزدیار یه کمی داره به خنگی می زنه نقشش تا حواس پرتی یا دیوونگی. نمی دونم چطور مفهومم رو برسونم. انگار یکی هست که داره ادای دیوونه بودن در میاره. البته خوب که سخته بازیگر بخواد نقش دیوانه ها رو بازی کنه؛ کار خیلی حساسیه و یه جورایی اگه از حد زیاد بشه از اون ور بوم می افته. اگه ایزدیار همینطوری ادامه بده می افته اونور بوم و نقشش می شه کاریکاتوری از یک آدم دیوانه.

3) رسما اتفاق دیگه ای تو این قسمت افتاد نه؟ بیست دقیقه ش که کلیپ بود، باقیشم که هی شهرزاد رفت و اومد، نصفشم که قباد داشت خواب می دید!!! عملا جز اینکه شهرزاد "نه" گفت ما چیزی تو این قسمت دستگیرمون نشد.

4) برای این قسمت هیجان داشتم (خیلی کم البته!) و خورد تو ذوقم. حالا نمی گم برای قسمت بعد هیجان دارم که نخوره تو ذوقم!! اما قیافه ی قباد وقتی فرهاد پرید (!) جلوی ماشین خیلی خفن بود!! آخه فرهاد تو اصلا مال ِ این حرفها نیستی!!

نظر شما در مورد این قسمت چیه؟