وبلاگ - نقد و بررسی قسمت پنجم فصل سوم سریال "شهرزاد" توسط هواداران
بریم سراغ نقد و بررسی قسمت پنجم فصل سوم!
اولین چیزی که درباره این قسمت به ذهنم می رسه، سکانس زورچپونی ِ فرهاد و شهرزاد بود. بعد از اینکه به قول یکی از دوستان، قهرمان اصلی داستان یکی دیگه شده، اومدن به زور برای اینکه به یاد مخاطبین بندازن که "هی! این دو تا نقش اولن! اینا مهم ان!" یه سکانس طولانی و بی مزه و بی بخار از قربون صدقه های مثلا شاعرانه ی فرهاد گذاشتن تو این آش شله غلم کار!! دیالوگ هایی که اصلا به باقی سریال نمی خوره. عشقی که دیگه جذاب نیست. کاراکترهایی که دیگه هدفشون مشخص نیست. برای چی باید این صحنه ها جذاب باشه؟
خیلی سریع و بی دلیل راحت شدن از شر معشوقه ی هوشنگ راحت شدن!! یکی اومد یه چیزی گفت اونم فرداش جمع کرد و رفت؟! خیلی بی مزه و اگر همین جا تموم بشه داستان واقعا بی هدف بود. باید زنش می فهمید، می اومد داد و هوار می کرد، حتی کاشکی اون خواب ِ هوشنگ به واقعیت می پیوست و زنه می زد هوشنگ رو لت و پار می کرد!! شاید اینطوری خواب ما هم می پرید!

همچنان مصمم می گم که بازیگر نقش صابر واقعا روی مخه. اصلا دیالوگ های عاشقانه می گه بدنم مور مور می شه!!! فک کنم اگر به جاش میلاد کی مرام رو می ذاشتن خیلی بهتر می شد!! حالا باید دید نقشه ی انتقام شیرین به کجا می رسه؛ که البته شیرین کاملا حق داره انتقام بگیره از قباد!
ما که نفمیدیم امیر جعفری (نقشی که بازی می کنه!!) چرا و چطوری عاشق اکرم شد؟! عشق در نگاه اول؟ چرا؟! یکی دلیلشو به ما بگه! باز حالا دم ِ اکرم گرم، داره با افشاگری هاش یه جونی به داستان می ده!
نظرتون در مورد جدا شدن نصرت از قباد چیه؟ به نظرتون واقعا باباشه یا نه؟! اگه هست پس چرا انقدر دست به دست می کنه و نمی گه حقیقتو؟! نکنه قراره بشه مثل رستم و سهراب؟!! J شخصیتش توی دو فصل اول خیلی خوب و مرموز بود اما الان دیگه مرموزم نیست، چون رسما هیچی در موردش نمی دونیم و نمی شنویم! اگر اشاره هایی بشه، نداهایی داده بشه، مخاطب می دونه که باید دنبال چیز بیشتری بگرده. اما الان رسما به یه شخصیتی کنار گذاشته شده تبدیل شده!!
البته نویسندگان سریال تقصیری ندارن؛ نوشته شخصیت های زیاد و پیچیده و جذاب کار سختیه. مخصوصا برای سریال که شما وقت بیشتری برای پر و بال دادن به شخصیت ها داری. به نظرم اگه وقت بیشتری می ذاشتن برای نوشتن داستان (چون کاملا مشخصه ایده شون برای یه فصل بوده و طمع باعث شده هول هولی دو فصل دیگه هم اضافه کنن)، و به جای اینکه مدام شخصیت هیا مختلف و نپخته بیارن به همین چهار تا شخصیت اصلی می رسیدن، داستان خیلی بهتر و محکم تر می شد. در هر صورت، متاسفانه این صبر و تحمل رو نکردن و حالا ما با ملغمه ای از یه سری کاراکتر نچسب، داستان های پرداخته نشده و بازی های متوسط رو به پایین هستیم!
نظر شما در مورد این قسمت و به خصوص حرف هایی که در پاراگراف آخر زدم، چیه؟!