شهاب حسینی - جنجال های "تعبیر خواب" + اکران "یکی می خواد باهات حرف بزنه"

 پخش نشدن تله فیلم «تعبیر خواب» با بازی شهاب حسینی در دو نوبت متوالی حرف و حدیث های زیادی به وجود آورد. رضا دادویی، کارگردان این تله فیلم در خصوص این شایعات و داستان حساسیت برانگیز تلفه فیلمش به «هفت صبح» توضیح می دهد.


معمولا تله فیلم ها در تلویزیون خیلی بی صدا ساخته و پخش می شوند، اصلا در ذات اینگونه فیلمسازی برخلاف فیلم سینمایی و سریال، حاشیه و جنجال معنای زیادی ندارد اما «تعبیر خواب» در این زمینه سنت شکنی کرد. پخش این تله فیلم که قرار بود دو هفته پیش از شبکه یک و همزمان با هفته نیروی انتظامی روی آنتن برود، دوباره به تعویق افتاد تا شایعات یکی پس از دیگری شروع شود، از ممنوع التصویر شدن شهاب حسینی در تلویزیون تا عدم رضایت ناجی هنر (شریک سازنده این تله فیلم) از شخصیت پلیسی که در این فیلم به تصویر کشیده شده است. 

در استعلامی که از روابط عمومی شبکه یک کردیم علت های فنی و آماده نبودن فیلم برای پخش، دلیل اصلی این تعویق ها عنوان شد ولی بهتر دیدیم برای اطمینان خاطر از اتفاقاتی که برای این تله فیلم افتاده به سراغ رضا دادویی کارگردان این تله فیلم برویم و در خصوص حاشیه های «تعبیر خواب» با او گفت و گو کنیم. توضیحات کارگردان این فیلم در خصوص شایعات و حاشیه های فیلمش را در ادامه می خوانید:

قرار بود سینمایی شویم!

روابط عمومی شبکه یک، یکی از علت های تعویق پخش این تله فیلم را کامل نبودن فیلم از لحاظ فنی عنوان کرد. دادویی هم بر این مسئله صحه می گذارد ولی دلیل جالبی را برای به وجود آمدن این مسئله ارائه می دهد: «وقتی ساخت فیلم تمام شد و خیلی از دوستان و صاحبنظران قسمت هایی از فیلم را دیدند، اذعان داشتند که سطح این فیلم از تله فیلم های تلویزیونی بالاتر است و با توجه به ساختارش قابلیت تبدیل شدن به فیلم سینمایی را دارد. 

ما با آقای سجادپور و مدیران وزارت ارشاد برای سینمایی شدن این فیلم مذاکره کردیم. وقتی قرار شد این اتفاق رخ دهد، حساسیت های ما دو چندان شد. در تدوین، صداگذاری و بخش های فنی با دقت بیشتری شروع به کار کردیم و سعی کردیم تمام نیازها و اصولی که باید رعایت می شد تا نسخه با کیفیتی از این فیلم تبدیل به نسخه سینمایی شود را رعایت کنیم.» 

اما در نهایت این اتفاق نیفتاده و قرار است تعبیر خواب همچنان به عنوان یک تله فیلم از تلویزیون پخش شود. دادویی در خصوص علت منتفی شدن این مسئله می گوید: «ما در حال طی کردن مسیر سینمایی شدن فیلم بودیم که ناجی هنر به عنوان شریک سرمایه گذار به ما گفت ترجیح می دهد فیلمپ، سینمایی نشود و از تلویزیون و در هفته ناجا روی آنتن برود. از آنجایی که ما برای حضور در جشنواره فیلم فجر برنامه ریزی کرده بودیم، کارهای فنی را به آهستگی جلو می بردیم، چون فکر می کردیم زمان کافی برای طی شدن این مراحل در اختیار داریم ولی زمانی که مشخص شد قرار است کار در هفته نیروی انتظامی پخش شود، مجبورشدیم سریع تر مراحل فنی را جلو ببریم ولی کار به موقع آماده نشد و همین باعث تعویق های مکرر در پخش این فیلم شد.»

همکاری مدیر شبکه برای اصلاحات!

البته به گفته دادویی بحث فنی تنها علت به تعویق افتاده پخش این تله فیلم نبوده است: «البته با توجه به اینکه شرایط و چارچوب های تلویزیون با سینما متفاوت است پس از اینکه قطعی شد که «تعبیر خواب» از تلویزیون پخش شود، قرار شد یکسری اصلاحات روی فیلم انجام شود تا با چارچوب های تلویزیون منطبق شود. خدا را شکر تمام تلاشمان این است که در این نظارت ها و اعمال نظرها، هم فیلم آسیب زیادی نبیند و هم نظرات مدیران تامین شود. در این راه هم آقای فرجی مدیر شبکه یک هم با سعه صدر کمک و مساعدت زیادی کرده اند.» 

اما دادویی علت این اصلاحات را متفاوت بودن شخصیت پلیسی می داند که در این فیلم نمایش داده می شود. به گفته او با توجه به پس زمینه ذهنی مخاطبان در دیدن پلیس های وطنی نمایش این پلیس باید به گونه ای باشد که مخاطب آن را بپذیرد، هر چند که او تاکید می کند اکثر کسانی که فیلم را دیده اند، متفق القول معتقدند پلیس این فیلم بسیار واقعی و باورپذیر درآمده است. 

در همین زمینه از دادویی پرسیدیم آیا ناجی هنر که در به تصویر کشیده شدن پلیس ها سختگیری بسیار زیادی دارد، نسبت به ماهیت این شخصیت واکنشی نشان داده یا نه که می گوید: «خوشبختانه ناجی هنر حتی در مورد یک پلان یا دیالوگ هم با فیلم مشکلی ندارد و کار از نظر آنها تایید شده است.»

پلیسی که با یک هفت تیر 70 نفر را نمی کشد
اما سوالی که پیش می آید این است که مختصات پلیسی که در تعبیر خواب به تصویر کشیده شده، چیست که کار کردن تاکید می کندن پلیس متفاوتی را به تصویر کشیده است. 

دادویی به این سوال چنین پاسخی می دهد: «مهمترین وجه تمایزی که پلیس در این فیلم دارد، این است که لزوما آدم قهرمانی نیست. پلیس ما برخلاف بسیاری از فیلم ها و سریال ها آنگونه نیست که کارهای سوپرمنی انجام دهد یا با یک خشاب هفت تیری 70 نفر را بکشد. به نظرم اینگونه به تصویر کشیدن پلیس باورپذیر بودن شخصیت نزد مخاطب را بسیار کم می کند. پلیس ما آدمی است که دارای مشکلات زیادی در زندگی شخصی اش است، در موقعیت کاری هم دردسرهای زیادی برایش پیش می آید. او در یک دوراهی قرار می گیرد که به مشکلات زندگی اش رسیدگی کند یا مشکلات کاری اش را حل و فصل کند، به همین علت بحران روحی شدیدی پیدا می کند. تصمیم گیری برایش سخت می شود و خب آدم ها در زمان تصمیم گیری های سخت آسیب پذیرتر می شوند.» 

دادویی معتقد است این دو راهی ها در زندگی هر آدمی با هر شغل دیگری وجود دارد، فقط این بار کسی که در موقعیت خیر و شر ماجرا قرار گرفته یک انسان است که شغل او پلیس است.

تعبیر خواب تک شخصیتی است

اما مهمترین نکته ای که وجود دارد این است که چرا شهاب حسینی در این فیلم تنها بازیگری است که برای مخاطب آشنا و شناخته شده است. شایعات زیادی در این خصوص وجود داشت، از جمله اینکه شهاب حسینی می خواسته خودش تنها فرد شناخته شده فیلم باشد یا اینکه مبلغ دستمزد حسینی به اندازه ای بوده که دیگر بودجه ای برای جذب بازیگر سرشناس دیگری باقی نمانده بود. 

دادویی هر دو شایعه را رد می کند. در خصوص شایعه اول می گوید: «من از قبل با شهاب حسینی آشنا شده بودم، وقتی فیلمنامه را خواندم اولین و تنها کسی که برای بازی در این نقش به ذهنم رسید، او بود. جنس بازی شهاب حسینی کاملا همان چیزی بود که به دنبالش بودم. از طرفی این فیلم را می توان در ژانر فیلم های نوآر قرار داد. در فیلم های نوآر معمولا اتفاقات حول محور یک نفر می افتد و این کار هم دقیقا تک شخصیتی است. از طرفی فیلم، نقش های خیلی متنوع و متفاوتی ندارد و فکر می کنم با همین ترکیب بازیگران هم به خوبی به آنچه می خواستیم رسیدیم.» 

او در مورد انتخاب نقش منفی فیلم هم می گوید: «حمید ابراهیمی هم با توجه به شناختی که از بازی اش در کارهایی چون سریال «صاحبدلان» و فیلم «آلزایمر» داشتیم و سابقه درخشان تئاتری اش اولین و بهترین گزینه ام برای ایفای نقش منفی این فیلم بود. الهه حسینی هم بازی های خوبی در سریال هایی مثل «در مسیر زاینده رود» انجام داده بود و این چند وقت هم سریال «دیوار» را با بازی او دیدیم و به نظرم انتخاب خوبی بود.»

حسینی دستمزد چهار برابری را قبول نکرد

اما دومین شایعه مهم همان گونه که گفتیم بحث دستمزد شهاب حسینی بوده است. از آنجایی که حسینی سوپراستار سینمای ایران است و طبق گفته چند روز پیش خودش در برنامه «مجله تئاتر» از ابتدای سال سه پیشنهاد داشته که سرجمع مبلغ 1/400/000 تومان دستمزد برای او به همراه می آورده پس قاعدتا با توجه به بودجه معمول یک تله فیلم، دستمزدی که او برای حضور در چنین کاری ممکن است درخواست کند می تواند سهم عمده ای از بودجه فیلم را شامل شود که در چنین شرایطی حضور بازیگر همطراز یا یک درجه پایین تر از او هم عملا غیرممکن می شود اما توضیحات دادویی درخصوص شایعه دستمزد زیاد شهاب حسینی برای این تله فیلم هم جالب توجه است: «خدا شاهد است که شهاب حسینی برای این تله فیلم منطقی ترین دستمزد ممکن را از ما درخواست کرد. 

اصلا بگذارید ماجرایی را هم برایتان بگویم که متوجه شوید شهاب حسینی واقعا فیلمنامه و کار را دوست داشت و مسئله مالی اصلا برای او اهمیت نداشت. حین تولید کار به حسینی چند پیشنهاد مختلف شد که یادم هست دستمزد ماهانه یکی از آن پروژه ها چهار برابر کل دستمزدی بود که ما به او برای «تعبیر خواب» دادیم. من به آقای حسینی گفتم اگر دوست داری و از لحاظ مالی به نفع شماست این پیشنهاد را قبول کن ما هم یا منتظر شما می مانیم یا اجبارا به سراغ یک بازیگر دیگر می رویم ولی حسینی به شدت مخالفت کردو گفت من فیلمنامه را دوست دارم و تا آخر هم با علاقه و جدیت پای کار ماند.» 

اما با تمام این تفاسیر دادویی هنوز هم از زمان قطعی تله فیلمش اطلاع ندارد: «با توجه به اینکه فیلم فضای تلخ و گزنده ای دارد، باید زمانی پیدا شود که زمان شادی و جشن مردم نباشد، هنوز دقیقا نمی دانم چه زمانی ولی گویا قرار است در یکی از شب جمعه های آتی فیلم روی آنتن شبکه یک برود.»


 فیلم سینمایی «یکی میخواد باهات حرف بزنه» به کارگردانی منوچهر هادی در گروه سینمایی استقلال اکران می شود. 

این اثر سینمایی از سوم آبان ماه در گروه سینمایی استقلال اکران عمومی می شود. «یکی میخواد باهات حرف بزنه» داستانی اجتماعی، با موضوع اهدای عضو دارد. 

یکتا ناصر برای بازی در این اثر سینمایی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن را در سی امین جشنواره فیلم فجر بدست آورد. 

آناهیتا نعمتی، حمیدرضا پگاه و شهاب حسینی دیگر بازیگران این اثر سینمایی هستند.  

مهدی رحمانی که در انتظار صدور پروانه ساخت فیلم سینمایی «برف» نوشته حسین مهکام است، از اکران «پنهان» تا آخر پاییز خبر داد. کارگردان «دیگری» در مورد زمان اکران فیلم سینمایی «پنهان»  گفت: در حال مذاکراتی برای اکران این فیلم هستیم که تا آخر هفته نتایج آن مشخص خواهد شد اما مواد تبلیغاتی، پوستر، آنونس این کار آماده است و امیدواریم تا آخر پاییز در یکی از سرگروه‌های سینمایی اکران شود.

شهاب حسینی - مصاحبه با روزنامه "همشهری"

  داستان از یک عهد قدیمی آغاز شد؛ عهد دو ایرانی البته در بوداپست مجارستان! آنها به یکدیگر قول دادند در بهترین فرصت، یک همکاری ناب رقم بزنند. امروز چندین سال از آن قول و قرار مردانه می گذرد و این دو برای وفای به عهدشان در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه رفته اند.

«شهاب حسینی» و «احمد ساعتچیان» که روزی پشت یک میز و روبه روی یک استاد (حمید سمندریان) می نشستند، امروز آمده اند تا هر آنچه در مکتب استادشان آموخته اند را به نمایش بگذارند. رفاقت چندین ساله این دو آنقدر دوام پیدا کرد تا پای قولشان بایستند و وفای به عهدشان را با اجرای نمایش «ملاقات» برای مردم به یکدیگر ثابت کنند.

در شبی که «شهاب حسینی» روی صحنه بود و پدر و مادر و البته همسر مهربانش نظاره گر اجرایش بودند، از میان ترافیک طرفدارانش رد شدیم و خودمان را به اتاق گریم ساده فرهنگسرای نیاوران رساندیم و بعد از پذیرایی گرم ستاره محبوب سینما و تلویزیون و این روزهای تئاتر ایران روبه روی او و دوست دیرینه اش «احمد ساعتچیان» نشستیم و پی به راز دوام رفاقت شان بردیم.

 چیدن مقدمات و شروع پروژه نمایش «ملاقات» از چه زمانی و چگونه شروع شد؟

احمد ساعتچیان: از یک ماه قبل از عید نوروز. البته آن زمان شهاب جان درگیر یکسری پروژه های سینمایی بود و بالاخره فرصتی مهیا شد تا بتوانیم درباره کار گپ بزنیم. بعد از آن جلسه قرار گذاشتیم اگر هر کداممان نمایشنامه ای برایمان چشم گیر به نظر آمد به هم معرفی کنیم. روی چند متن مختلف با یکدیگر بحث کردیم تا به اشتراکاتمان پی بردیم.

 حالا مشترکات تان بیشتر بود یا اختلافاتتان؟

شهاب حسینی: به هر حال اختلافاتی وجود داشت.

احمد ساعتچیان: بالاخره همین اختلاف نظرات و تضادهاست که به کار زیبایی می بخشد. اتفاقا در این بین آدم کلی کار یاد می گیرد. در نهایت هر دویمان روی نمایشنامه «ملاقات» امانوئل اشمیت به توافق نظر رسیدیم چون سبک اشمیت مورد پسند هر جفت مان بود و همیشه راجع به این اتفاق با یکدیگر حرف می زدیم. همزمان با ترجمه متن نمایشنامه به چگونه اجرا کردنش هم فکر می کردیم.

 درست است که شهاب حسینی فعالیتش را از تئاتر آغاز کرده اما مخاطبان امروز او را بیشتر به عنوان بازیگر سینمایی و تلویزیونی می شناسند. حالا تلفیق تفکرات و به نقطه نظر مشترک رسیدن یک بازیگر سینمایی و یک تئاتری چقدر زمان برد و تا چه حد سخت بود؟

احمد ساعتچیان: من که واقعا چیزی به نام تفاوت در مدیوم احساس نکردم. به هر حال آنچه روی صحنه دارد اتفاق می افتد کاملا این را نشان می دهد. ببین بازیگری، بازیگری است فقط مدیوم هایش فرق می کند. من و شهاب همیشه می گوییم کسی که شنا بلد باشد دیگر برایش فرقی نمی کند شنای کرال کند یا پروانه و... !

 به نظر می آید اتفاق خیلی مهمی افتاده باشد که شهاب حسینی که همواره درگیر سینما و تلویزیون بوده بعد از سال ها دوباره به تئاتر برگشته. این یا می تواند به رفاقت دیرینه شما دو نفر برگردد یا نمایشنامه قوی کار یا هر چیز دیگری.

شهاب حسینی: به همه چیز برمی گردد. اجازه بدهید اسمش را «بازگشت به ریشه ها» بگذاریم.

 اتفاقا همین را می خواستم بگویم. اینکه تو از تئاترهای دانشجویی شروع کردی، به سینما و تلویزیون رفتی و دوباره بعد از سال ها به تئاتر برگشته ای. قبول داری آدم ها به اصل خودشان برمی گردند؟

شهاب حسینی: بله، واقعا همینطور است. بالاخره شما زمانی در یک گیاه شادابی می بینید که ارتباطش با ریشه اش وصل باشد، چون عناصر لازم برای کسب شادابی را دارد دریافت می کند، بنابراین وقتی پژمرده شد، یعنی ارتباطش با ریشه اش قطع شده است. من سینما را دوست دارم اما چون وجه صنعتی اش غالب است، بعضی وقت ها باعث می شود آن ظرافت های هنری یا لذت بردن از هنر که هر هنرمندی را اغنا می کند کمتر در این مدیوم اتفاق بیفتد. شما مرارت های زیادی را باید تحمل کنی تا در نهایت یک ساعت و نیم تصویرت روی پرده نمایش داده شود، تازه آخرش نمی دانی آنچه تصور می کردی اتفاق افتاده یا نه! اما تئاتر یک زندگی روی صحنه، مراوده بی واسطه با تماشاگر و گرفتن نتیجه آنچه اندیشیده ای است که به هیچ وجه در سینما قابل تجربه نیستند. برای همین چیزهاست که این روزها دلم می خواهد زیربنای کارم را روی تئاتر متمرکز کنم.

 

یعنی الان به این نتیجه رسیدی که فعلا سینما و تلویزیون را برای مقطعی کنار بگذاری و فقط در تئاتر حضور داشته باشی؟

شهاب حسینی: حتی احساس می کنم برای اینکه حضور مثمرثمرتری در سینما و تلویزیون داشته باشم، تئاتر باید جزو برنامه های اصلی زندگی ام باشد؛ می توان اسم تئاتر را یک جورهایی اردوی آمادگی یا تمرین همیشگی گذاشت. قصد ندارم تئاتر را پله ای برای سینما کنم. قداست و هیبتی که در تئاتر وجود دارد، آرامگاه و آسایشگاهیست برای من که بتوانم دردهایم را در آن تسکین بدهم، خودم را تصفیه کنم تا از هنر نمایش و بازیگری لذت ببرم و برگردم به آن خاستگاه اصلی و اولیه ای که در بشر نیازی ایجاد کرد که هنری به نام نمایش را به وجود بیاورد. وقتی خودم را به آن ریشه های عمیق، قدیمی و کهن وصل می کنم احساس سبکی بهم دست می دهد.

 احساس می کنم این روزها که خودت را مشغول تئاتر کرده ای حالت خیلی خوب است؟

شهاب حسینی: بله کاملا (خنده.) چون در تئاتر دیگر خبری از خستگی سینما نیست.

مطمئنم قبل از نمایش «ملاقات» پیشنهادهای تئاتری زیادی به دستت رسیده که با توجه به سخت گیر بودنت یا به دلایل دیگری قبولشان نکردی. اما مثل اینکه قضیه این نمایش متفاوت تر از بقیه بوده که مجابت کرده در آن حضور داشته باشی.

شهاب حسینی: «مدار صفر درجه» شروع ارتباط من با احمد ساعتچیان بود و خوش شانس بودم که در شهر بوداپست مجارستان که مشغول بازی در این سریال بودیم، همسایه دیوار به دیوار احمد بودم و اوقات زیادی را کنار یکدیگر می گذراندیم. احساس کردم من و احمد روحیات و اشتراکات ذهنی زیادی با یکدیگر داریم، بنابراین ساعت های زیادی از روزمان را به گپ زدن و وقت گذاشتن برای هم می گذراندیم، آنقدر با هم مراوده داشتیم که حرف کم نمی آوردیم و راجع به هر چیزی صحبت می کردیم برایمان لذت بخش بود به خصوص ریشه های کارمان، درک فلسفه درست حرفه مان و اینکه اساسا برای چه هستیم و آمده ایم چه کار کنیم؛ واقعا غرضش چیست؛ آیا شهرت و معروفیت است؟ خب اینها که تا یک جایی آدم را اغنا می کنند، بعد از آن عادی می شوند. به همین دلیل ارتباطمان را همیشه حفظ کردیم و به ریشه های کارمان فکر کردیم. البته احمد فعالیت مستمرتری در صحنه داشت، ضمن اینکه کارهای تصویری اش را هم دنبال می کرد، در چند کار مثل «پرسه در مه» و «مدار صفر درجه» هم همبازی بودیم. نمایش «کرگدن» را هم که با یکدیگر کار کرده بودیم لذت بردیم و اتفاقا به پیشنهاد خودش بود که بازی در آن نمایش را پذیرفتم. بعد از آن همیشه دغدغه مان این بود که فرصتی فراهم شود تا خودمان کاری انجام دهیم و باغچه ای درست کنیم که خودمان در آن بیل بزنیم و محصول مشترکمان را برداشت کنیم. 

صحنه بهترین و صادق ترین جاییست که می توان چنین کاری را انجام داد و من و احمد به واسطه اشتراکات، دوستی و علاقه متقابلی که بین مان وجود دارد این تصمیم را گرفتیم. برای جهان بینی و دنیای احمد احترام زیادی قائلم و همواره شخصیتش را تحسین کرده ام و همیشه منطق، صبوری و تفکرهای زیادی از او آموخته ام. همیشه تصور من و احمد این بود که تلفیق تجربه تئاتر و سینما چقدر می تواند متفاوت باشد و چقدر می تواند در کسب اقبال عمومی و گرفتن نبض تماشاگر راهگشا باشد؛ تعبیرش قرار گرفتن ظرافت های سینما روی پایه های مستحکم تئاتر است. تمام ضربه هایی که سینما می خورد از فقر فیلمنامه و مفاهیم عمیقش است، حالا اینکه بیاییم همه آن ظرافت های سینما را روی پایه های مستحکم تئاتر قرار دهیم چه مفهومی می تواند داشته باشد. آیا می تواند به یک بازی ای برسد که دیگر مدیوم ها در آن مطرح نباشند و دیگر بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون از یکدیگر تفکیک نشوند؟ آیا می شود روی صحنه تئاتر هم کلوزآپ بازی کرد؟ و دیدیم که می شود.

 

بیاییم زمان را مرور کنیم؛ اینکه این سال ها برای شهاب حسینی که از تئاترهای دانشجویی آغاز کرده تا امروز که روی صحنه فرهنگسرای نیاوران قرار گرفته چگونه گذشت؟ آیا هنوز همان جذابیت روزهای اول برایش وجود دارد؟

من یک رهروی عاشق بودم، به همین دلیل هیچ وقت طول مسیری که طی کرده ام را متوجه نشده ام و قدم هایم را نشمرده ام که الان بگویم اینقدر راه آمده ام. همیشه در لحظه و مقطعی که بوده ام تلاش کرده ام و از زندگی ام لذت برده ام. همواره سعی کرده ام از اعتمادی که به من شده نهایت استفاده را کنم و آن را مانند امانت ارزشمندی که به من سپرده شده به صاحب اصلی اش برگردانم. اگر کارگردانی برای کارش از من تست گرفته و پذیرفته، بدین معناست که به من اعتماد کرده و باید آن امانت را به بهترین شکل به صاحبش برگردانم و کاری کنم که از این اتفاق احساس خوشحالی و رضایت کند. در کل با تمام کارهایی که انجام داده ام زندگی کرده ام و الان هم از زندگی امروزم خیلی راضی ترم، چراکه تئاتر به آدم زندگی، اندیشه و تفکر را هدیه می دهد.

تجربه سال ها حضور در سینمای ایران به من ثابت کرده که متاسفانه بیشتر جا خالی دادن را یاد می گیریم؛ یاد می گیریم چگونه سرمان را بدزدیم تا تیرهای غیبی که در فضا وجود دارند به بغل دستی مان اصابت کنند! (خنده) ولی در تئاتر تمرین می کنی برای اینکه بتوانی جای خالی پارتنرتان را در لحظه ای که باید پر کنی، چون تئاتر زنده است، یک لحظه همه چیز از ذهنت می پرد؛ آنجاست که پارتنر آدم به دادت می رسد. درست شبیه یک تیم فوتبال است که بازیکنانش برای موفق شدن تیم شان جای خالی یکدیگر را پوشش می دهند. اگر عشقی وجود نداشته باشد که این اتفاق نمی افتد. برای همین است که تئاتر زیباست. هیچ گاه در تئاتر احساس غربت نمی کنی، در حالی که در سینما با وجود اینکه ممکن است موفقیت های بسیاری نصیبت شود در نهایت احساس تنهایی و غربت به تو دست می دهد!

 آقای ساعتچیان مطمئنا خیلی از مردم دوست داشتند فرصتی فراهم شود تا بشود شهاب حسینی را از نزدیک دید. حالا این اتفاق به واسطه نمایش شما ممکن شده، آیا این اتفاق را باید مدیون شما باشند؟

نه چرا؟ (خنده) نمایش ملاقات ایده ای بود که هر دویمان دوست داشتیم اتفاق بیفتد. خیلی قبل تر از این قرار گذاشته بودیم روزی یک نمایش دو نفره را اجرا کنیم.

 یعنی یک عهد قدیمی میان شما بالاخره اتفاق افتاد.

احمد ساعتچیان: بله.

شهاب حسینی: دقیقا، البته قرار نیست این عهد قدیمی تنها یک بار در قالب تجربه اتفاق بیفتد بلکه «ملاقات» شروع یک آینده خوب است.

احمد ساعتچیان: قرار است من و شهاب عزیز آغازگر این راه باشیم و با استفاده از تجربه هایمان در هنر این حرکت را جلو ببریم و آدم های دیگری را نیز جذب این گروه کنیم و با دیدگاه هایی که از هنر داریم، با قدرت پیش برویم. در کل از اجرای نمایش «ملاقات» هدف مشترکی داشتیم که اگر مردم بابت این اتفاق خوشحال هستند، چه بهتر. (خنده) خیلی خوشحالم که بازیگری مثل شهاب حسینی توانسته تا این حد جایگاهش را بالا بکشد و خیلی از فضاهای غیرقابل تحمل را تحمل کند و برای رسیدن به هدفش اینقدر زحمت بکشد.

آقای ساعتچیان دلیل خاصی داشته که طی این سال ها بیشتر تمرکزتان روی فعالیت در تئاتر بوده و زیاد سمت کارهای تصویری نیامدید؟

دلیل این اتفاق به سلیقه ام برمی گردد که تمایلم به تئاتر بیشتر از انجام کارهای تصویریست. مهم ترین ویژگی تئاتر زنده بودن و در کنار مردم قرار داشتنش است، بعد از آن یکی از چیزهایی که همواره دغدغه ام بوده، مفهوم و ارزش انسانیت است که در تئاتر می توان دنبالش رفت. با تئاتر بیشتر می توانم به روحیات و شخصیت خودم برسم. اندیشه ای که در تئاتر وجود دارد، بی شک در سینما نیست ولی احساس می کنم قدرتش در نمایش به خاطر زنده بودنش بیشتر است، چراکه در نمایش می توانی تولید اندیشه کنی و تماشاگر در آن واحد آن را ببیند. اگر در تاریخ به عقب برگردید متوجه خواهید شد هنر از نیاز بشر شکل گرفته است.

شهاب حسینی: احمد شاهد دوران عجیب و غریبی از من بوده؛ دورانی که در کف شرایط روحی بودم و مدام درگیر کار بودم. به هر حال در سینما به واسطه فشارهای زیادی که به واسطه مثلا بازگشت سرمایه و خرد کننده شدن بیخود بعضی اتفاقات پیش می آید، احمد هر وقت مرا می دید، درب و داغون بودم و واقعا اگر انگیزه بچه هایم نبود، شاید اتفاقات دیگری می افتاد. برای همین هر وقت احمد را می دیدم، می گفتم احمد راز این آرامش، منطقی بودن و متانت همیشگی ات چیست؟ (خنده) گفت تئاتر! گفتم برای چه؟ گفت چون هر وقت می روم کار تصویری می کنم، آنقدر افسردگی می گیرم که تنها با تئاتر می توانم خودم را ترمیم کنم. برای همین به او گفتم پس انگشت کوچک من را هم بگیر! (خنده)

واقعا این برایت سخت نیست که در تئاتر تنها قشر خاصی از مخاطب برای دیدنت می آیند اما در سینما یا تلویزیون میلیون ها نفر تو را می بینند؟ آیا ارزش کارهای تصویری برای شهاب حسینی شناخته شده بیشتر از تئاتر نیست؟

باور کن نه! اساسا اگر بخواهم به «شهاب حسینی» و این چیزها فکر کنم دیگر نمی توانم راهم را ادامه دهم! «شهاب حسینی» کاراکتریست که در سینما خلق شده؛ در واقع من «سیدشهاب الدین حسینی» هستم که یک بچه معمولی از خانواده ای کاملا معمولی است و متوسط به حساب می آیم. «شهاب حسینی» یک کاراکتر بیرونی است که اگر بخواهم خیلی باورش کنم حاشیه های زندگی اش زندگی خودم را نابود خواهد کرد! در حالی که هیچ وقت این کار را نمی کنم. بسیاری از مخاطبان سینما از سر بیکاری یا بی هدف وارد سالن سینما می شوند و انگیزه چندانی برای دیدن یک فیلم خوب ندارد، در کل می آیند تا وقتی بگذرانند و دنبال مفهوم خاصی نیستند! اما تماشاگری که به تئاتر می آید، معنی اش این است که تئاتر را انتخاب کرده، خودش را زحمت داده، می نشیند و برای دیدن کار 2 ساعت و خرده ای ما تاب می آورد تا چیزی نصیبش شود؛ این انتخاب اوست و برای یک هنرمند بسیار ارزشمند است. می گوید «سیاهی لشکر نیاید به کار، یکی مرد جنگی به از ده هزار.» تماشاگری که برای اندیشه هنرمندش ارزش قائل است و بلند می شود می آید تا شاهد آن اندیشه باشد حضورش بسیار ارزشمندتر تلقی می شود تا کسانی که در واقع بر حسب مد روز طرفدار کسی می شوند! اصولا مورد توجه بودن از هر دو طرف شدت دارد؛ هم از طرف کسانی که منتقد آدم هستند و هم آنهایی که لطف دارند و طرفدارت هستند. در تئاتر تماشاگر حاضر است بهای سنگین تری بپردازد تا در اندیشه هنرمندش شریک باشد وگرنه کسی برای وقت گذرانی به تئاتر نمی رود! جالب اینکه اغلب کسانی که تئاتر را انتخاب می کنند، با فضای نمایش و ادبیات نمایشی آشنا هستند و کارها را تحلیل کارشناسانه می کنند.

هنوز هم آن احساس ناب روز اول روی صحنه رفتن برایت تکرار می شود یا دیگر بعد از این سال ها همه چیز برایت عادی شده؟

نه اصلا. اولین بار سال 74 بود که در جشنواره دانشجویی جلوی جماعتی روی صحنه رفتم و باید دیالوگ می گفتم. هنوز فیلم آن روزها را دارم و هر بار آن را می بینم، حالم از خودم بهم می خورد! (خنده) بازی و نوع حرکاتم پر از خامی است. خوشبختانه امروز یک مقدار تجربه و پختگی ای که در این مسیر کسب کرده ایم به ما کمک می کند مفاهیم کاری خودمان را بهتر درک کنیم. یکی دیگر از اشتراکاتی که بنده حقیر و احمد ساعتچیان داریم این است که هر دویمان شاگرد مکتب «استاد حمید سمندریان» فقید هستیم. البته احمد به طور مستمرتر و در چند کار مختلف همراه استاد بودند، من هم از شاگردان کلاس ایشان بودم. به هر حال بهره های استاد مانند دو شعاع نوری بوده که به یک شکل به من و احمد رسیده است. آن روزها شاید وقتی استاد می گفت «دیوار چهارم» منظورش را متوجه نمی شدم اما امروز خیلی خوب می فهمم یعنی وقتی جلوی 200 تماشاگر باید روی صحنه بروم، نباید احساس کنم جلوی 200 نفر دارم بازی می کنم. آنقدر شخصیت ها و موقعیت را باور می کنم که به خیلی چیزها توجهی نمی کنم. مسلما الان تجربه ام باعث شده بیشتر از کارم لذت ببرم، اما انسان هیچ گاه از اضطراب و استرس تهی نمی شود. و این زیباست. (خنده)

 این دلیل علاقه مندی بازیگران «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی به حضور در تئاتر بعد از رسیدن به اسکار چیست؟ مثلا پیمان معادی بعد از اسکار ناگهان به تئاتر رفت و شما هم همین طور. می شود اینگونه استنباط کرد که تصور شما این است که در سینما به بالاترین درجه و رتبه رسیدید و دیگر وقتش است دوباره به دل مردم برگردید؟

نه، موضوع چیز دیگریست. ببین مثلا شما وقتی با یک مدرک پی اچ دی یا هر مدرک دیگری از دانشگاه فارغ التحصیل می شوی، باید شاهد اندیشه ات هم باشیم. بالاخره اگر معماری می خوانی، باید بیایی ساختمانی در شهرت طراحی کنی و به یادگار بگذاری که فردا بگویند این نتیجه تفکرات و هنر مهندس فلانی است. سینما در کنار هنرش، دنیای تبلیغات و بیزینس هاست و بسیار شلوغ است. خدا را شکر فعلا در سینما آن اتفاقاتی که باید برای من می افتاد، افتاده است. مثل کوهنوردی که قله های مختلفی را فتح می کند، این اتفاق هم برای من افتاده است. چیزی که در مورد سینما و اندیشه خیلی از فیلمسازان، بازیگران یا علاقه مندان به بازیگری درک شده است، سطحی نگری و حباب گونه دیدن حضور در سینماست که افراد را در رسیدن به شرایط مطلوب اجتماعی، شهرت، پول و مورد توجه بودن ترغیب می کند! اینقدر این مسائل سطحی بزرگ شده اند و خودشان را اصل در سینما کرده اند که کمتر کسی یادش است که همین سینما، یکی از فرزندان ادبیات نمایشی است؛ حال می تواند فرزند خلفی باشد یا حتی ناخلف! امروز اگر سینما به بنده شهرتی اعطا می کند، من دلم می خواهد از آن در جهت اشاعه ادبیات نمایشی استفاده کنم؛ به دلیل اینکه اهمیت این موضوع را بیشتر در جامعه ذکر کنم و علاقه مندان به حضور در عرصه سینما متوجه شوند که صرفا شهرت ظاهری نمی تواند هویت یک بازیگر را تشکیل دهد! حتی حضور بازیگر سینمایی در تئاتر هم با سوءتفاهم اتفاق می افتد! مانند همان اتفاقی که در سینما می افتد. شما قلمبه قلمبه تبلیغات می شنوی اما زمانی که وارد فیلم می شوی می بینی آن چیزی نیست که بتواند اغنایت کند! بارها این اتفاق برای خودم افتاده است که فیلمی دیده ام که حرف های بزرگ و مهمی درباره اش شنیده بودم، اما وقتی به تماشایش نشسته ام، دیده ام حرفی برای گفتن ندارد و چنگی به دل نمی زند! در تئاتر هم همین طور؛ اتفاق افتاد که رفتند چند بازیگر چهره آوردند اما آن استفاده لازم از آن ها نشد و هویت شان به عنوان یک بازیگر ثابت نشد. در نمایش «کرگدن» «فرهاد آییش» هنرمندانه توانست از «مهدی هاشمی» و ما که در کنار او قرار داشتیم بهره لازم را ببرد و حتی ایده هایی که داشتیم را با گشاده رویی می پذیرفت و همان روحیات باعث شد نقش پیرمرد 60 ساله ای را بازی کنم که اصلا «شهاب حسینی» برود کنار و همه باور کنند یک کاراکتر تئاتری در حال بازی کردن روی صحنه تئاتر است. اگر ادبیات نمایشی و به طور کلی تحقیق و مطالعه در جامعه مان رونق نگیرد، مشکل اساسی و فرهنگی و هنری ما حل نخواهد شد. ما نیاز به شناخت و سواد بیشتری در عرصه ای که کار می کنیم داریم؛ این یک قانون است.

 پس چرا عده ای می گویند دیگر نیازی به کسب سواد نداریم و به سقف رسیده ایم؟

آخر سقفی وجود ندارد!

انصافا شهاب حسینی با وجودی که این همه آدم در کشور می شناسندش و تجربه های خوبی به واسطه سال ها حضور در عرصه هنر به دست آورده همچنان به دنبال کسب دانش است؟

اصلا تمام نمی شود؛ تا لحظه آخرین دم و بازدم این اتفاق ادامه دارد. هیچ کس نمی تواند ادعا کند دیگر نیازی به کسب شناخت و علم ندارد! عارف ترین کسی که این ادعا را کرده گفته «تا بدانجا برسید دانشم، همی دانم که نادانم!» همه ما در برابر عظمت آفرینش همواره نادانیم و نمی توانیم این عظمت را کشف کنیم، هر چند فروید در نمایشنامه ما می گوید «اگر 300 هزار سال دیگر هم روی زمین زندگی کنیم، باز ستاره های آسمان دست نیافتنی اند!» هیچ چیز در این جهان انتها ندارد. هنر انتها ندارد، بلکه ساحلی است که وقتی از آن دور می شوی، در واقع به دل اقیانوس می زنی، ساحلی نیست و تا چشم کار می کند افق بی انتهاست. اگر شناگر خوب، کاپیتان و ناخدای باتجربه نباشد که غرق می شوی یا به صخره برخورد می کنی! هر چقدر هم جلوتر، بدتر. هر چقدر هم بالاتر، سقوط مهلک تر! بنابراین من به تئاتر می آیم که به دانشم اضافه کنم، خودم را به روز کنم و توانایی های خودم را بسنجم. می آیم اینجا تا به تماشاگرم بگویم نیایید اینجا که «شهاب حسینی» را ببینید؛ اصلا «شهاب حسینی» که دیدن ندارد، بیا اینجا که ببینی من مجری چه تفکری هستم. به قول استاد سمندریان که می گفتند هنگام اجرای نمایش، تماشاگر 10 دقیقه اول خودت را می بیند، 10 دقیقه دوم نقشت را می بیند و از 10 دقیقه سوم به بعد باید خودشان را در نقشت ببینند؛ یعنی دیگر نه تو را ببینند و نقشت را. یعنی همذات پنداری اتفاق بیفتد و نقش کامل در ذهن مخاطب حک شود. اگر این اتفاق بیفتد تاثیرگذار بوده ای.

 شاید  به همین دلیل است که «شهاب حسینی» تصمیم گرفته اولین تجربه کارگردانی اش را از تئاتر شروع کند. اصولا عادت دارید مرحله های کاریتان را پله پله طی کنید؟

بله، چون هیچ هیچ گاه دنبال «عنوان» نبوده ام، چون «عنوان ها» اصلا مهم نیستند. الان در این نمایش یک همکاری، تعامل و مشارکت فکری اتفاق افتاده؛ «احمد ساعتچیان» از صحنه تئاتر دنیایی از تجربه با خود آورده و صادقانه خالی کرده، من دنیایی از تجربه را به واسطه سال ها حضور در سینما و دیدن بالا و پایین های زیاد با خودم همراه کرده ام و سایر بچه ها هم با دنیایی از عشق و علاقه به این کار پیوسته اند و داریم کار را پیش می بریم. اسم این کار عشق و همکاری است؛ ما داریم کنار یکدیگر به معنای واقعی «زندگی» می کنیم و حاصل زندگیمان را به تماشاگر نشان می دهیم و او هم چون صمیمیت و صداقت در کارمان می بیند، آن را می پسندد و باور می کند. اینجا میان بازیگران دیگر خبری از پشت پا انداختن و ضد قوانین فیر پلی عمل کردن نیست؛ اتفاقی که در سینمایمان به وفور می افتد و اصطلاحی مانند «دوربین دزدی» به شدت رواج دارد! در تئاتر اگر بخواهی هم نمی توانی از این کارها کنی، چون همه چیز زنده و پیش روی مخاطب اتفاق می افتد.

 در چند سال گذشته ثابت شده و دیدیم بازیگرانی در سینما مورد تشویق و تمجید قرار گرفته اند که یا تئاتری بوده اند یا پیشینه تئاتری دارند. ما هم بارها پای صحبت بزرگان این حرفه نشسته ایم و گفته اند اگر می خواهی در حرفه بازیگری به موفقیت برسی باید صحنه تئاتر را تجربه کنی. سوال اول اینکه این فرمول چقدر صحت دارد و بعد اینکه چرا وقتی بازیگران سینما در تئاتر حضور پیدا می کنند اغلب با برخورد مناسبی روبه رو نمی شوند اما نسبت به حضور تئاتری ها در سینما گارد زیادی وجود ندارد؟

احمد ساعتچیان: درباره گارد گرفتن بازیگران تئاتر به سینمایی ها هیچ نظری ندارم، چون نه اعتقادی به این اتفاق دارم و نه طرز فکر این افراد می فهمم! این جبهه گیری ها و جهت بندی ها شبیه تب می ماند که یک روز می آید و روز دیگر می رود! بنابراین دلیلی ندارد بهشان حتی فکر کنی! اما درباره این که گفتید بازیگر تئاتری تاثیرگذار است را قبول ندارم؛ معتقدم کسی که وارد حرفه بازیگری می شود باید دارای اندیشه باشد، باید بلد باشد شخصیت پردازی کند، باید در ذهنش در مورد خیلی از چیزها یک جهان شمولی ای از تاریخ، روانشناسی و... داشته باشد. متاسفانه احساس می کنم امروز یک مقدار سینما و تلویزیون ما سهل الوصول شده و به نظرم ساده انگارانه به آنها نگاه می شود! اما تئاتر جای ساده انگاری نیست و ذاتش همواره با اندیشه روبه رو بوده است، بنابراین غیر از آن راهی برای موفقیت وجود نخواهد داشت. شمای بازیگر باید صاحب اندیشه باشی تا بعد از آن صاحب فرهنگ شوی و این فرن هنگ است که خیلی چیزها را با خود به همراه می آورد. زمانی که یک بازیگر در صحنه این فرهنگ و آیین را با خود به سینما می برد، بی شک سینما و اهالی اش را تحت تاثیر قرار خواهد داد و خودش هم تاثیرگذار خواهد بود. اما اگر به این حرفه سطحی نگاه کنی و تا قبل از گفتن «3، 2، 1» گوشی تلفن همراهت دم گوشت باشد معلوم است موفق نمی شوی! در تئاتر جای این حرف ها نیست و باید تمرین کنی تا روی صحنه از پس نقشت بربیایی. همین الان اگر خود من که هر شب 2 ساعت و 10 دقیقه روی صحنه اجرا دارم روزی 5 دقیقه با خودم خلوت نکنم نمی توانم بازی کنم یا حداقل اینکه صبح که از خواب بیدار می شوم و می دانم ساعت 8 شب قرار است روی صحنه بروم باید از صبح روی نوع اجرایم تمرکز کنم تا روی صحنه خوب عمل کنم و آن تماشاگری که برای دیدن اجرایمان بلیت خریده از کرده خود پشیمان نشود! اینطوری نیست که پیش خودم بگویم خب، اول به همه کارهایم برسم، شب هم می روم آنجا گریم می کنم و بازی ام را انجام می دهم! اتفاقا بازیگر تئاتر کارش از بعد از پایان اجرای هر شبش شروع می شود که باید پیش خودش فکر کند آن شب چگونه بوده است.

شهاب حسینی: احمد به نظرم نمونه بارزش را در سینما دیدیم؛ منظورم «اصغر فرهادی» است که مطمئنا موفقیت کارهایش به خصوص «درباره الی» و «جدایی نادر از سیمین» را مدیون و مرهون تربیت و اندیشه تئاتری اش است. او برخلاف خیلی از کارگردان های سینما برای بازیگرانش پیش تولید بازیگری می رود؛ یعنی بازیگرانش را از یک ماه قبل از شروع فیلمبرداری مانند یک تئاتر دور هم جمع می کند، آنها دورخوانی می کنند، اتود می زنند، تمرین بدن و بیان می کنند، اشکالات رفع و ناخالصی ها گرفته می شود و نتیجه اش همانی می شود که همه دیدیم. اگر الان بعد از اجرای نمایش مان لبخند روی لب تماشاگر می نشیند و برق شادی در چشمانش موج می زند به خاطر این است که از اردیبهشت ماه تقریبا یک روز درمیان متن را دورخوانی کردیم، میزانسن ها را مرور کردیم و با آن زندگی کردیم. مطمئنا اگر این پیش زمینه ها نبود که امروز رضایتی برای تماشاگر به وجود نمی آمد. «اصغر فرهادی» هم همین کار را می کند؛ می آید برای ذهنیت، اندیشه و توانایی بازیگرانش پیش زمینه درست می کند. «صابر ابر» و «ترانه علیدوستی» در «درباره الی» هیچ سکانس بازی مشترکی با یکدیگر ندارند، اما قبل از شروع کار می آیند 40-30 تا اتود با هم می زنند تا سبقه ارتباط شان با یکدیگر دربیاید. می گوید «مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.»

آقا همه 365 روز سال شما به کار می گذرد؟

نه الزاما، ولی در واقع چیزی به نام فراغت ندارم؛ چون یا سر کار هستم یا مشغول فکر کردن به کاری که قرار است انجام دهم. بالاخره هستیم برای اینکه همین کار را انجام دهیم. در عین حضور در کنار خانواده، تربیت صحیح بچه ها و...، اساس حضورمان این است که ببینیم چه کاری از دست مان برمی آید. حالا که خدا برایمان اینگونه ساخته و داریم در حوزه فرهنگ و هنر و اندیشه فعالیت می کنیم، چه بهتر سهم حضورمان را به درستی ادا کنیم. معمولا زمانم به کار می گذرد، اگر هم سر کاری نباشم یا فیلم می بینم یا کتاب و نمایشنامه می خوانم. اگر این کارها را انجام ندهم که نمی توانم آنطور که باید کار کنم، در واقع فیلم دیدن و کتاب خواندن به نوعی ابزار کار ما به حساب می آیند. به غیر از اوقاتی که درگیر خانواده ام یا شب ها که می خوابم، تقریبا 190-180 روز از سال سرکار هستم. (خنده)

 پس آقا پسرهای گل تان کی فرصت می کنند پدرشان را ببینند؟

بالاخره همه کارهایی که انجام می دهم برای آینده همین هاست؛ همیشه می گویم دوست دارم وقتی بزرگ شوید، پدر قابل استنادی داشته باشید. الان که سن شان کمتر است شاید زیاد متوجه نشوند و همه این زحمت ها باعث شود راه صحیح را پیدا و طی کنند. به هر صورت آدم ها باید سهم بودنشان را ادا کنند، چاره ای نیست. مطمئنا از بودن ها منظوری وجود دارد وگرنه مگر این جهان بدون حضور ما چه ایرادی داشت یا کجای کارش می لنگید؟ آیا آمده ایم که فقط بخوریم و بخوابیم و از خودمان پسماند به جای بگذاریم؟ اگر اینگونه باشد که جهان بدون ما مشکلاتش خیلی کمتر است. بنابراین آمده ایم تغییر مثبتی در جهان ایجاد کنیم و عرصه اندیشه را در راستای حرکت بشری توسعه دهیم و به سهم خودمان به این بنای زیبای بشری بخشی اضافه کنیم. هر چقدر این اتفاق جهان شمولانه تر باشد، بهتر. مثلا الان خانم «آنجلینا جولی» دیگر یک بازیگر صرف نیست، بلکه او به عنوان چهره ای سرشناس به سرزمین سوریه می رود تا به بچه های آسیب دیده اش روحیه دهد. این آدم ها جزو موزه جهانی اند و فراتر از یک بازیگر به حساب می آیند و به واسطه اندیشمندی شان تاثیر مثبتی روی جهان می گذارند.

 همین چند وقت پیش شهاب حسینی به عنوان بهترین بازیگر تلویزیون در برنامه «سین مثل سریال» انتخاب شد. در فیلمی بازی کرد که موفق شد اسکار بگیرد، الان هم تئاتری بازی می کند که با استقبال زیاد مخاطب روبه رو شده است. راز این موفقیت های سریالی و مداوم چیست؟

در آزمایشگاه زندگی همه اینها را نتیجه مثبت عشق و صداقت به کارم می دانم. هر گاه برای صادقانه، با عشق و البته همراه با تفکر و تلاش کار کرده ایم، مخاطب بهش جواب داده و آن فکر، تلاش و اندیشه را دیده و مورد تشویق قرار داده است؛ همین اتفاقات انگیزه انجام کارهای بعدی را در من به وجود آورد. در واقع هر گاه عیار عشق و صداقتم نسبت به کاری که انجام داده ام بالاتر بوده، مخاطب استقبال مطلوب تری به عمل آورده است.

منبع: حمید فراهانی راد _ همشهری 6 و 7

 

شهاب حسینی - فیلم مستند "بهانه ای برای بودن" درباره موضوع اهدای عضو

 به گزارش خبرگزاری فارس، فیلم مستند «بهانه‌ای برای بودن» که در بخش مستند اجتماعی ششمین جشنواره بین المللی «سینماحقیقت» روی پرده خواهد رفت، به اهمیت بحث اهدای عضو می‌پردازند 

بنا براین گزارش، این فیلم مستند به کارگردانی علی پالیزدار، بحث اهدای عضو را با محوریت علمی– اجتماعی مورد بررسی قرار داده و با کمک بازیگرانی همچون شهاب حسینی، رضا کیانیان، جمشید مشایخی، بهرام رادان، رویا تیموریان، باران کوثری و... به مشکلات و راه‎های فرار از آن اشاره می‏کند.  

عوامل تولید فیلم مستند بهانه‌ای برای بودن عبارتند از: ژوهشگر، نویسنده و کارگردان: علی پالیزدار، تصویربرداران: کاوه قهرمان و سجادهاشمی، صدابردار: نظام‎الدین کیایی، صداگذار: رامین ابوالصدق، تدوینگران: هایده صفی‌یاری و شفیع حسینی، راوی: شهاب حسینی، آهنگساز: شهرام شکوهی، مدیرتولید: حسین پالیزدار، عکاس: کوروش جوان، تهیه‌کننده: فرامرز پالیزدار. 

ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران سینماحقیقت، طی روزهای 13 تا 20 آبان ماه سال جاری در سینما فلسطین، سینما عصرجدید و سالن سینماحقیقت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار خواهد شد.

شهاب حسینی - چند عکس جدید از نمایش "ملاقات"

 عکسهایی رو که روی صفحه فیس-بوک نمایش ملاقات گذاشتن رو برای اون سری از دوستانی که نمی تونن وارد این سایت ها بشن روی وبلاگ قرار دادم. امیدوارم دوس داشته باشین.

برنامه "مجله تئاتر" رو هم به زودی برای دانلود روی وبلاگ قرار خواهد گرفت.

برای دیدن سایر عکس ها روی یکی از تصاویر زیر کلیک کنید.

  

aشهاب حسینی - چهارشنبه شب در برنامه تلویزیونی "مجله تئاتر"

 شهاب حسینی و احمد ساعتچیان برای نقد و بررسی نمایش "ملاقات" و  نقش چهره های  سینمایی در کمک به مسائل اقتصادی تئاتر در برنامه تلویزیونی "مجله تئاتر" به گفت و گو می  نشینند.

این برنامه چهارشنبه 19 مهر ماه ساعت 23:15 از شبکه چهار پخش میشود و تکرار آن روز بعد ساعت 13:30 خواهد بود. 


منبع : اولین وبلاگ طرفداران شهاب حسینی


دیدار شهاب حسینی و پژمان بازغی از نمایشگاه هنری در فرهنگسرای نیاوارن :

 

منبع 


شهاب حسینی - حاشیه هایی پیرامون عدم پخش تله فیلم "تعبیر خواب"

 ایسنا:  تهيه‌كننده‌ي فيلم تلويزيوني «تعبير خواب» كه پخش نشدن فيلمش در روز جمعه ـ 14 مهر ماه ـ با حاشيه‌هاي مثل ممنوع التصويري شهاب حسيني همراه بود، با اعلام اينكه مشكلات فني مانع پخش به موقع اين تله‌فيلم شده است، گفت: سعي كرديم «تعبير خواب» يك كار كاملا متفاوت باشد كه انسجام داشته و بالاتر از تله‌فيلم‌هاي عادي باشد. 

ابراهيم رضايي درباره‌ي حضور شهاب حسيني به عنوان بازيگر اصلي در اين سريال به خبرنگار ايسنا گفت: او به متن علاقه‌مند بود و مسائلي مثل دستمزد اهميت نداشت. علاقه‌ي او به متن باعث شد در اين كار حضور داشته باشد و جذابيت ديگري نبود؛ چرا كه اگر بحث،‌ بحث مادي بود پيشنهادات خيلي بهتري بود كه مي‌توانست قبول كند ولي به خاطر علاقه به متن اين كار را انجام نداد.

 رضايي تاكيد كرد: اين كار يك كار معناگرا است كه در قالب پليسي ارائه مي‌شود. نمي‌شد شخصيت اصلي قصه شغل ديگري داشته باشد و قصه فقط در يك قالب پليسي جواب مي‌داد. او ادامه داد: سعي شده در اين كار تقابل خير و شر مطرح شود. مفهومي مثل اينكه انسان صاحب اختيار است و خودش تصميم مي‌گيرد، مفهوم اصلي فيلم است. 

صحنه‌هاي زد و خورد نيز در اين فيلم وجود دارد اما فيلم اكشني نيست بلكه بيشتر به دنبال همان مفهومي است كه انسان مي‌تواند انتخاب كند. 

اين‌ تهيه‌كننده در پايان گفت: تله‌فيلم «تعبير خواب» به احتمال زياد پنجشنبه ساعت 22 پخش خواهد شد.


مدیرعامل مؤسسه ناجی‌هنر شایعه عدم پخش فیلم تلویزیونی "تعبیر خواب" به دلیل ممنوع‌التصویر بودن شهاب حسینی به عنوان یکی از بازیگران فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" را تکذیب کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، عدم پخش فیلم تلویزیونی "تعبیر خواب" با بازی شهاب حسینی که زمان پخش آن ابتدا پنجشنبه شب و پس از آن عصر جمعه 14 مهر اعلام شده بود، بهانه انتشار شایعاتی پیرامون بازیگر اصلی این تله‌فیلم در برخی رسانه‌ها شد.

سعید منتظرالمهدی مدیرعامل مؤسسه ناجی‌هنر درباره دلایل عدم پخش  این فیلم تلویزیونی به خبرنگار مهر گفت: از آنجایی که پخش سریال "دیوار" تا هفته آینده دوشنبه ادامه خواهد داشت و پنجشنبه که آخرین ساخته سیروس مقدم روی آنتن نمی‌رود، جدول پخش از آثار نیروی انتظامی خالی است، تصمیم گرفتیم "تعبیر خواب" به کارگردانی رضا دادویی را پنجشنبه این هفته روی آنتن بفرستیم.

وی افزود: به همین دلیل پنجشنبه 13 مهر که زمان اولیه پخش "تعبیر خواب" معرفی شده بود، "گذرگاه مرزی" را برای پخش در نظر گرفتیم و جمعه ساعت 16 نیز "دو راهی" به کارگردانی شاهین باباپور را روانه آنتن کردیم.

رئیس اداره سینمایی ناجا درباره شایعه ممنوع‌التصویر شدن شهاب حسینی بازیگر "جدایی نادر از سیمین" به دنبال تحریم اسکار از سوی ایران، تصریح کرد: شهاب حسینی ممنوع‌التصویر نشده است. "تعبیر خواب" هم پنجشنبه همین هفته پخش خواهد شد و آنونس‌های این فیلم تلویزیونی نیز قبل از پخش روی آنتن می‌رود.

برخی از رسانه‌ها به‌دنبال عدم پخش این تله‌فیلم در تحلیل عجیب اعلام کرده بودند بازیگران فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" پس از تحریم اسکار از سوی ایران ممنوع‌التصویر شده‌اند و دیگر حق حضور در تلویزیون را ندارند و به همین دلیل پخش "تعبیر خواب" با بازی شهاب حسینی از شبکه یک لغو شده است!

شهاب حسینی - مصاحبه ای جدید درباره نمایش "ملاقات"

 اولین تجربه کارگردانی تئاتر شهاب حسینی، تجربه ساده ای است. نه از کرور  کرور بازیگر خبری هست و نه از امکانات عجیب و غریب و نه از های و هوی.  خودشو احمد ساعتچیان و دو بازیگر اصیل تئاتری دیگر دور هم جمع شده اند تا  در تالاری دور از خطه تئاتری پایتخت، ساعاتی خوش برای تماشاگران حرفه ای  تئاتر دست و پا کنند. تازه چند روزی است که تئاتر «ملاقات» در سالن خلیج  فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه رفته است. 
نمایش از امانوئل اشمیت که فضایی روانکاوانه دارد و با 4 بازیگر. هر شب می تواند پذیرای 260 نفر باشد. احمد ساعتچیان و شهاب حسینی هم در سریال «مدار صفر درجه» با هم همکاری کرده بودند و هم در تئاتر «کرگدن» به کارگردانی فرهاد آئیش. گویا از همانجا، مودشان به هم نزدیک شده و به قول امروزی ها، فاز همدیگر را گرفته اند و نتیجه اش هم شده همین تئاتری که این روزها روی صحنه است. 

قبل از اجرا، یکی دو ساعت در کنار گروهشان بودیم. همگی دور یک میز نشستیم، چای خوردیم و از تئاتر حرف زدیم. حرفمان از تئاتر شروع شد، با تئاتر ادامه پیدا کرد و به تئاتر ختم شد. به احترام شهاب حسینی و اولین تجربه کارگردانی تئاترش، این گپ را بخوانید. 

چه شد که این گروه دور هم جمع شدید و قرار شد یکی از متن های امانوئل اشمیت را کار کنید؟ آن هم به کارگردانی شما آقای حسینی که بار اول است به صورت رسمی و حرفه ای، کارگردانی تئاتر را تجربه می کنید.


- احمد ساعتچیان: از مدت ها قبل، تصمیم داشتیم که نمایشنامه ای دو نفره را با هم کار کنیم ولی گویا الان شرایط هماهنگ شدو ما توانستیم تجربه ای که مدت ها دنبالش بودیم، به دست بیاوریم. خیلی وقت است همدیگر را می شناسیم و همیشه دوست داشتیم که با هم یک کار نمایشی انجام دهیم. البته ما تجربه همکاری در نمایش «کرگدن» را داشتیم که هر دو در آن بازی می کردیم. به غیر از علاقه هر دوی ما به یک تجربه مشترک تئاتری، ما هر دو از علاقه مندان به آثار اشمیت هستیم. با هم قرار گذاشته بودیم که نمایشنامه های این نمایشنامه نویس آلمانی را بخوانیم و بعد هم تصمیم گرفتیم که نمایشنامه «ملاقات» را روی صحنه ببریم و به هر حال در این میان همین همکاری شکل گرفت.

به هر حال هر دوی شما دو نفر در محیط های تئاتری بودید و با تئاتری های حرفه ای در ارتباط بوده اید. چه شد که میان این همه، شما دو نفر با همدیگر هماهنگ شدید؟ نگاه مشترکی داشتید؟ در زمینه تئاتر، توافق داشتید؟
- شهاب حسینی: این دیگر بحث دل است (می خندد). من فکر می کنم این ماجرا به ریشه های فکری ما برمی گردد که خیلی به هم نزدیک است. چیزی که از همان ابتدا بین من و احمد ساعتچیان شکل گرفته است. دوستی و رفاقتی عمیق بوده است که نزدیکی روح ها و اندیشه ها را به دنبال داشته. ما سر فیلمبرداری «مدار صفر درجه» در مجارستان با هم در هتل همسایه بودیم و از همانجا به هم نزدیک شدیم. در آنجا خیلی فرصت داشتیم با هم گپ بزنیم. در آن دوره ما خیلی راجع به فلسفه حرفه و کلیت کارمان با هم حرف می زدیم. 

در همان گپ و گفت ها، نقاط مشترک زیادی پیدا کردیم و فهمیدیم که دغدغه ها و مسائلمان خیلی به هم نزدیک است. هر دوی ما خاستگاه مشترک داریم که تئاتر دانشجویی است. هر دوی ما شاگردان استاد سمندریان بوده ایم. البته با هم همدوره نبوده ایم و همین باعث شده بود که ریشه تفکری ما دو نفر شبیه باشد. در سریال «مدار صفر درجه» و تئاتر «کرگدن» هم رابطه خیلی خوبی بین ما شکل گرفت و تجربه همکاری خیلی خوبی داشتیم. این دوستی ادامه پیدا کرد تا اینکه با هم تصمیم گرفتیم یک کار تئاتر داشته باشیم.و در میان این تصمیمات چه شد که سراغ نمایشنامه «ملاقات» رفتید؟ تئاتری که ریشه روانشناختی داردو تجربه اجرای چنین تئاترهایی در ایران زیاد نیست.
- احمد ساعتچیان: این دومین یا سومین نمایشنامه ای است که اشمیت نوشته است. در مقدمه ای که روی کتاب نمایشنامه «ملاقات» هم از روی سایت خود اشمیت ترجمه شده، گفته است که بعد از نوشتن این نمایشنامه، آن را کنار می گذارد و خیلی به آن توجه نمی کند. بعدا تصمیم می گیرد که این متن را اجرا کند که اتفاقا این اجرا و این نمایشنامه خیلی جایزه دریافت می کند. 

به هر حال اشمیت، فلسفه خوانده است و تمام مباحثی که در این نمایشنامه مطرح شده، مباحثی است که ریشه در فلسفه دارد و با خواندن این نمایشنامه می فهمی که نویسنده آن کاملا به فلسفه و به فروید تسلط دارد. من و شهاب، متون زیادی را با هم خوانده ایم. نمایشنامه های زیادی را هم با همدیگر مطالعه کرده ایم. 

من و شهاب، در تمام این متونی که خوانده ایم دنبال مبحثی به نام «ایمان» بوده ایم. یعنی کنش و واکنش انسان نسبت به خدا و فضایی که با پروردگار دارد. در «ملاقات» اشمیت، به این موضوع ایمان و ارتباط انسان با خدا خیلی توجه شده بود و از زاویه دید جدیدی به آن پرداخته بود. همین باعث شد که من و شهاب به این نتیجه برسیم که روی این متن کار کنیم. به غیر از آن، من به طور کل به سایکودرام (نمایش روانشناختی) علاقه دارم. مخصوصا نوع بازی در این نوع نمایش ها. برای همین آثار هارولد پینتر و تنسی ویلیامز، خیلی برای من جذابند.

تجربه کمی هم در ایران در مورد اجرای نمایش های روانکاوانه داریم.


- احمد ساعتچیان: بله؛ به دلیل اینکه ما ضعف زیادی در زمینه شخصیت پردازی در درام داریم و چنین نمایش هایی به شخصیت پردازی پیچیده و دقیقی نیاز دارد. زمانی که ما شاگرد استاد سمندریان بودیم، ایشان، برای ما کلاسی داشتند به نام «تربیت حس». یعنی ما موظف بودیم که حس های مختلف را در افراد مختلف تجربه کنیم. 

در تئاتر ما با این توجهات کمی سطحی برخورد می شود و همین باعث خواهد شد که کمتر بتوانیم سراغ چنین نمایشنامه هایی برویم. در ایران شاید استاد سمندریان در این فضا خیلی خوب پیش رفته بودند. شما تئاترهای ایشان را ببینید. 

از دکور و لباس و فضای آنچنانی خبری نیست و در اصل، به چیزی که اهمیت داده شده، حس درونی و باورپذیری کاراکترهاست اما تئاترهای دکتر علی رفیعی اصلا چنین روحی ندارد و از بعد زیبایی شناختی دیگری در آثارش استفاده می کند. جنس بازی و علاقه من و شهاب، به کارهای استاد سمندریان بیش از بقیه نزدیک است.- شهاب حسینی: در هر برهه ای، دغدغه ای گریبانت را می گیرد. ما همیشه بر اساس نیازهای درونی مان سراغ اتفاقات و تصمیمات جدید می رویم. خیلی وقت ها طبیعت سر راه ما چیزی را می گذارد که دقیقا همان چیزی است که مورد نیازمان است. 

من فکر می کنم در حال حاضر و با توجه به شرایط کنونی جامعه ما. زمان اجرای این نمایش بوده است. ممکن است در برهه ای دیگر، زمان اجرای مثلا نمایشنامه «خرده جنایت های زن و شوهری» اشمیت باشد. اما این نمایشنامه آدم ها را با خود درونی شان روبرو می کند و همین در فضای کنونی جامعه ما که آدم ها از خود خودشان فاصله گرفته اند، خیلی مناسب است.

ریشه این همه دروغ و درگیری و جنگ و کشتار چیست؟ در نمایش «ملاقات» به همه این مسائل اشاره می شود. شاید برای همین است که چنین نمایشنامه ای با توجه به جامعه کنونی و حتی با نگاهی اجمالی به دنیای امروز، برای اجرا ضرورت پیدا می کند. به نظرم نیاز خود ما و نیاز فضایی که در آن زندگی می کنیم، ما را به سمت «ملاقات» سوق داد. 

من البته علاقه زیادی به نمایشنامه «مهمانسرای دو دنیا» همین نویسنده یعنی اشمیت هم دارم. متن های ساده و روانی دارد و در عین حال آنچه باید بگوید، به بهترین نحو می گوید. ما وقتی این نمایشنامه را خواندیم، به وجد آمدیم و تصمیم گرفتیم با اجرای آن، این وجد و لذت را با بقیه هم شریک شویم.

کاراکترهای هر کدامتان در این نمایش چه خصوصیات و ویژگی هایی دارد؟


- احمد ساعتچیان: بخشی از این نمایشنامه بر اساس واقعیت است. این بخش به زمان جنگ جهانی دوم برمی گردد. دوره ای که آلمان ها، وین را می گیرند و شروع به سوزاندن و از بین بردن آثاری می کنند که به زعم خودشان ضدنازی است. در این میان سری هم به خانه فروید می زنند تا در میان کتاب ها و آثارش، نشانه های ضدنازی پیدا کنند. 

در همین تحقیق و تفحص دختر فروید دستگیر می شود. قصه این نمایشنامه در همان شبی اتفاق می افتد که دختر فروید را دستگیر می کنند. من در این نمایشنامه در نقش دکتر فروید بازی می کنم. به هر حال وقتی می خواهی شخصیتی مثل فروید را که اینقدر معروف است، بازی کنی، می مانی که بهتر است به چه شکلی او را بازی کنی؛ عینا شبیه خود واقعی او یا به شکلی دیگر؟ ما در این نمایش به شکلی دراماتیک به این شخصیت نگاه کردیم.

- فرانک حیدری: من در نقش آنا، در این نمایش بازی می کنم. آنا دختر آخر فروید است و به پدرش خیلی نزدیک است. شخصیت آنا یک شخصیت لجوج و عصبی است. به نوعی سمبل آزادی و رهایی است و دائما دارد به پدرش اصرار می کند که از دست نازی ها رهایی پیدا کنند و از وین بروند. در اصل آنا، نماد رها شدن و بی پروایی و پاره کردن قید و بندهاست.

- شهاب حسینی: صحبت کردن درباره کاراکتری که من بازی می کنم، خیلی آسان نیست. چیزی که خود اشمیت در نظر داشته این است که ما به قضاوت قطعی درباره این کاراکتر نرسیم. بهترین چیزی که می توان درباره او گفت این است که این غریبه روی صحنه، تجسم عینیت یافته بخشی از وجود فروید است که همیشه تمایل به ایمان آوردن داشته. 

فروید همیشه در طول زندگی خواسته جلوی حس ایمان به خدا را درون خودش بگیرد و احساس می کرده که ایمان به خدا، ممکن است فریبی بیش نباشد و نباید به آن تن داد. شبی که قصه این نمایش در آن می گذرد، شب بسیار ناامیدکننده ای برای فروید است. همان شبی که با گذشته خود و تمام خط مشی اش دچار چالش می شود. 

در کتاب آخر او، «موسی و یکتاپرستی» هم سایه چنین تردیدی را می بینیم. اشمیت هم بر اساس آن کتاب این نمایشنامه را نوشته است. می توان درباره این کاراکتر گفت که این شخصیت بسیار فرازمینی و متافیزیکی است و در اصل بخشی از تفکرات فروید به صورت عینیت یافته است.

- مهدی بجستانی: شخصیتی که من بازی می کنم، یک افسر نازی (گشتاپو) است که به خانه فروید می آید و همه چیز را به هم می ریزد. او به همراه همکارانش به دنبال مدارکی هستند تا به هدفشان برسند.

شباهتی بین افسرهای نازی که در فیلم ها دیده ایم با این افسر نمایش شما وجود دارد؟

- مهدی بجستانی: بله، حتما دارد. شخصیت های نازی همه خشن و مستبد هستند و می خواهند حرف، حرف خودشان باشد. حالی شان نیست که دارند چه کار می کنند.

حالا تازه چند روز از اجرای این تئاتر گذشته. پیش بینی تان از برخورد مردم با این نمایش چیست؟
- شهاب حسینی: آرزوی ما این است همان حسی که خود ما بعد از خواندن این نمایشنامه پیدا کردیم، تماشاچی هم پیدا کند. حس ما یک حس امیدواری بود. به نظرم مرز سقوط یک انسان، ناامیدی است. وقتی از این مرز رد می شوی، نیروی بالفعلی برای انجام هر نوع ناهنجاری داری. 

خود خداوند هم همیشه وعده امیدواری را به انسان ها داده است. حتما شنیده اید که می گوید «صدبار اگر توبه شکستی بازآ» یا آیه «بسم الله الرحمن الرحیم» که برای خداوند صفت «بخشنده» و «مهربان» را قائل شده است. خود خداوند هم بزرگترین گناه را ناامیدی از درگاهش می داند. من وقتی نمایشنامه را خواندم احساس کردم که آن شب به واسطه اتفاقاتی که برای فروید رخ داده (اینکه حرمتش شکسته شده و همه چیزش در حال از دست رفتن است) به ناامیدی رسیده. 

دیگر او پروفسور فروید نیست. یک انسان ناامید است. بنابراین در طول این سال هایی که این کتاب ها را نوشته هیچ وقت با این وضوح با خودش روبرو نشده است. آنجا محل تلاقی خود واقعی و خود خداجویش است. امیدوارم تماشاچی هم به چنین چالشی برسد و حس امیدواری بگیرد.

- احمد ساعتچیان: چیزی که بخواهم درباره این نمایش پیش بینی کنم این است که وقتی نمایش تمام شود بیشتر درباره اش فکر کنند. فکر می کنم طیف های مختلفی را از هر نظر به خودش جذب می کند.

گروه خیلی آرامی هستید، احتمال اینکه کنار هم بمانید و نمایش های دیگری را روی صحنه ببرید چقدر است؟


- شهاب حسینی: آرامش مان را بگذارید روی حساب تجربه هایمان. پشت صحنه نمایش قلب تپنده نمایش است. گروه ما بیشتر از 15 نفر نیستیم. هدف همین است. بگذارید کمی درد دل کنم. من در رسانه ای گفتم مقداری خسته ام و نیاز به استراحت دارم. تیتر زدند: «خداحافظی شهاب حسینی با سینما». 

روی این موضوع اینقدر مانور دادند که به خودم گفتم اگر می دانستم اینها اینقدر دوست دارند من بروم همان 10 سال پیش می رفتم (بلند می خندد). دیگر نیاز به این همه سوال ندارد. در همان دوره خستگی ام. ماجرا را ریشه یابی کردم، دیدم این استراحت نمی تواند منفک از شغلم باشد. گشتم و فهمیدم ارتباطم با ریشه ام قطع شده. من با تئاتر دانشجویی کارم را شروع کرده ام. من همان زمان دو سال در سالن آینه تالار مولوی از ساعت 6 صبح تا 6 عصر تمرین کردم. 2 سال هر روز وآن هم فقط برای 4 اجرای دانشجویی. 

چه چیزی آن سال ها ما را دور هم جمع می کرد و باعث می شد که با همه اخبار بد و غم هایمان کنار بیاییم و به عشق تئاتر کار کنیم. ما با این عشق و علاقه آمده ایم و حالا جهان صنعت زده سینما دارد ما را از عاطفه خالی می کند و فقط به ما متریال فروش و اعتباربخشی به فیلم می دهد. این با ماهیت ما جور نیست. من تا عاشق نشوم نمی توانم کار کنم. 

روح من، یک بچه است. بچه را اگر مشتاق نکنی نمی تواند بازی کند. من اگر این کاره بودم که می زدم در کار تجارت و با قیمت بورس بالا و پایین می رفتم و حالم بد و خوب می شد یا با قیمت دلار و سکه حالم دگرگون می شد اما ما بازیگران اینطور نیستیم. ما اصلا از قیمت دلار و سکه خبر نداریم. همین فکرها باعث شد که به ریشه ام برگردم. 

حالا از زمانی که دارم دوباره تئاتر کار می کنم، به اذعان همه اطرافیان و دوستانم حالم خیلی بهتر است. باید عاشق می شدم که شدم. به جایی رسیده بودم که واقعا حالم بد بود. عین ماهی شده بودم که داشتم کنار آب جان می دادم و یکی من را در لحظه های آخر انداخت در آب و حالا دوباره نفس گرفته ام. امیدوارم بتوانم این راه را ادامه دهم.

نمایش شما دوتا کارگردان دارد. یکی احمد ساعتچیان و دیگری شهاب حسینی. کارگردانی در کنار همدیگر سخت نیست؟ این تجربه چطور بود؟
- شهاب حسینی: ما احساس سختی نکردیم. البته باید بگویم که قطعا احمد ساعتچیان درباره من صبوری به خرج داد. به عنوان کارگردان یا بازیگر و ... مهم نیست. هنر با گروه معنا پیدا می کند. ما به کاری که قرار است خلق شود فکر می کنیم و به این توجه نمی کنیم که عنوان هر کداممان چیست.

- احمد ساعتچیان: تجربه است دیگر! بعضی وقت ها کاری انجام می شود و تازه مدتی بعد از آن می شود که به یک تئوری از آن رسید. اینکه چه شد که اینطوری شد؟ ایرادها و نقطه قوتمان کجا بود؟ و ... چیزهایی است که حالا نباید درباره شان حرف زد.

- شهاب حسینی: دقیقا. به آن اتفاقی که قرار است بیفتد، ایمان داریم. هر کداممان با تجربه هایمان جلو می رویم. احمد ساعتچیان با همه تجربیاتش در تئاتر و کوله باری از لحظاتی که ارتباط تنگاتنگ با تماشاگر داشته، آمده است. فرانک حیدری با پیش زمینه قابل اعتنایی در عکاسی، کارگردانی و بازیگری تئاتر و تصویر آمده. مهدی بجستانی با سابقه ای همپای احمد ساعتچیان آمده. ما همه چیزمان را وسط گذاشته ایم تا موفق شویم.

به نظر می رسد در تئاتر شما خبری از دکورهای سنگین و سلف سرویس در پشت صحنه وگروه ارکستر و هزینه های هنگفت نیست. جریانی که اتفاقا خیلی هم این روزها در تئاتر مد شده است. عمدی در این زمینه داشتید؟
- احمد ساعتچیان: چیزی که گفتید خستگی من را درآورد (می خندد)، چون من و شهاب خیلی در این مورد دغدغه داشتیم. من اکثرا این نمایش ها را می بینم. وقتی در سالن هستی به راحتی می فهمی که چقدر سرمایه و زحمت خرج این کار شده است اما به محض اینکه از سالن بیرون می آیی، همه چیز را فراموش می کنی و هیچ چیزی درگیرت نمی کند.

- شهاب حسینی: جانا سخن از زبان ما می گویی (می خندد). این نمونه تئاترها که امروزه خیلی مد شده است، اغلب به تئاترهای تکنیکال نقب می زند اما تئاتر تکنیکال باید در بستر عظیم محتوا باشد که الان می بینیم اینطور نیست. یعنی در این تئاترهای مد شده امروزی، فقط به تکنیک و ابزار و امکانات فکر می کنند و از محتوا خبری نیست.

- احمد ساعتچیان: البته کارهای خوبی هم در سالن های کوچک با پرسوناژ کم اجرا می شود ولی ماجرا این است که این روزها چیزهایی به شکل تب در تئاتر فراگیر می شود. آن هم به واسطه اجرای یک نمایش در آن فرم است. بعد از آن همه از آن تب پیروی می کنند. مثلا اگر کسی کار آوانگارد انجام می دهد، انگار کپی برداری است. یعنی تئوری و پروسه تاریخی اش را نمی دانند و تنها چون مد شده سراغش می روند. من خودم هم از این دست کارها زیاد انجام داده ام اما حالا می دانم که باید پشت هر سبک و فرمی، آموزش وجود داشته باشد. 

متاسفانه این اتفاق در تئاتر امروز ما نمی افتد. اگر خیلی راحت بخواهم بگویم این است که طرف شب یک کتاب می خواند و صبح می خواهد آن را تبدیل به نمایش کند. نمی داند ابزارش هم چیست و فقط خرج کردن را یاد گرفته است. من چنین چیزی را دیده ام که می گویم. اینها معضلات تئاتر ماست. اینجا می گویند که ما می خواهیم مکبث را اجرا کنیم. خب تا اینجا اشکالی ندارد. آنجایی اشکال پیدا می کند که می گویند می خواهیم «مکبث» را از سقف وسط صحنه پرتاب کنیم!

- شهاب حسینی: مکبث به سبک اسپایدرمن! (می خندد)

شهاب حسینی: حالم خیلی خوب است
حضور شهاب حسینی در این تئاتر چقدر به دیده شدن آن کمک می کند؟
- احمد ساعتچیان: البته درباره شهاب، این روزها چیزی می گویند که واقعا خنده دار است. می گویند او از سر بیکاری به تئاتر برگشته و اینکه این روزها در سینما پول و کار نیست!

- شهاب حسینی: (می خندد) در تله فیلم ها هم کسی دنبالم نیامد، برای اجرا هم کسی سراغم را نگرفت، فقط ماند تئاتر. دیگر گفتم از سر مجبوری بیایم تئاتر! چون تئاتر نوانخانه است خب!

- احمد ساعتچیان: بعضی ها دارند سطح تئاتر را با این حرف ها پایین می آورند. در این 3 ماه یک ماه شهاب شب کار بود 2 شب می رفت تا 8 صبح که لواسان می رسید. این بنده خدا یک ماه را اینطور زندگی کرد. ببینید چه شور و انگیزه قوی او را به تئاتر برگردانده. چیزی درونش وجود دارد که این کار را می کند. چیزی به اسم اشتیاق و عشق به تئاتر.

- شهاب حسینی: باورتان نمی شود که برای حضور دوباره من روی صحنه، تیتر زده بودند: «فرار بازیگران از سینما به تئاتر!»

- احمد ساعتچیان: البته شهاب جان، بعضی اوقات خود تئاتری ها مقصر هستند. چون تا هنرپیشه سینمایی به تئاتر می آید، همه می گویند نگاه کن از سر شکم سیری آمده تئاتر. یعنی این قدر تئاتر الکی است که هر کسی کار کند و بیاید روی صحنه؟! من با حرفه ای ترین آدم ها هم کار کرده ام. کسانی که خیلی اعتماد به نفس داشته اند اما می بینی در تمام 40 شب اجرا هنگام رفتن روی صحنه، استرس دارند. چرا؟ چون یک گاف کوچک ممکن است تا آخر باعث سوتی شود.

- شهاب حسینی: در پایان این را به خواننده های شما بگویم که تئاتر، فضای بسیار مقدسی است و فضایی بسیار مهجور. بنابراین استقبال از هر تئاتری اساسا خیلی خوب است و باعث می شود این هنر جای واقعی اش را پیدا کند. من این تجربه های جدید را هم به فال نیک می گیرم. چون تا همین اندازه هم کنجکاوی ایجاد می کند که مردم بیایند و ببینند روی صحنه چه می گذرد. ضمن اینکه از دوستان می خواهم انتظار نداشته باشند که دعوت بشوند. مهمانی که نیست. بلکه باید آن را حمایت کنند. وقتی هر گروه نمایشی با استقبال روبرو شود باعث می شود انگیزه آن گروه برای کار بعدی بالا برود. ما در این تئاتر تلاش کرده ایم به وقت عزیز مردم احترام بگذاریم. این را هم بگویم که شهاب حسینی در این نمایش نیست که فقط همه بگویند که برویم شهاب حسینی را ببینیم. 

وگرنه من با گوریلی در باغ وحش تفاوتی پیدا نمی کردم. (می خندد) شهاب حسینی افتخار می کند که صحنه تئاتر هنوز خانه اصلی اش است و به آن پناه آورده و میعادی دوباره با این دنیا دارد: «دنیای تئاتر هیچ چیزی از من وام نمی گیرد و این من هستم که وامدار تئاترم. این تئاتر، سعادت دوباره من است. این تئاتر، زنده ام کرده. حالم خوب است. حالم خیلی خوب است.»

شهاب حسینی - "شوق پرواز" سریال برتر جشنواره سریال های دفاع مقدس

 به گزارش مشرق به نقل از فارس، برنامه «سین مثل سریال» که به مناسبت  هفته دفاع مقدس روی آنتن شبکه یک سیما می‌رفت، شب گذشته با انتخاب  بهترین سریال تلویزیون در دهه 80 با موضوع دفاع مقدس به کار خود پایان داد.
 بنا بر این گزارش،‌ در شب آخر این برنامه مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز» با موضوع زندگی  شهید بابایی به کارگردانی یدالله صمدی توانست بیشترین آراء مردمی را از آن خود کند.

 مجموعه «در چشم باد» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی نیز رتبه دوم را به خود اختصاص داد و در نهایت سریال «خاک سرخ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا رتبه سوم را گرفت.

در شب‌هایی که این برنامه روی آنتن می‌رفت، بخش‌هایی از تمام سریال‌هایی که با موضوع دفاع مقدس در دهه 80 روی آنتن شبکه‌های مختلف تلویزیونی قرار گرفته بودند، به منظور نظرخواهی از مخاطبان پخش شد که از جمله آنها می‌توان به قفسی برای پرواز، همچون سرو، خوش رکاب، نابرده رنج، وضعیت سفید، بچه‌های بهشت و ... اشاره کرد.

شهاب حسینی - گفتگوی روزنامه "دنیای اقتصاد" با اعضای گروه نمایش "ملاقات"

 نام احمد ساعتچیان و شهاب حسینی را نخستین بار در تیتراژ سریال «مدار صفر  درجه» در کنار هم دیدیم و بعدتر هم سال 87 در بروشور نمایش «کرگدن» اوزن یونسکو  به کارگردانی فرهاد آئیش. این دو هنرمند این بار با همکاری هم تئاتری را با عنوان  «ملاقات» روی صحنه آورده‌اند.


نمایش «ملاقات» با کارگردانی و بازی شهاب حسینی و احمد ساعتچیان تا پنجم آبان ماه در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می‌رود، این نمایش به نگارش اریک امانوئل اشمیت یکی از آثار عمیق و تامل‌برانگیزی به شمار می‌رود که هم‌اکنون با بازی شهاب حسینی، احمد ساعتچیان، مهدی بجستانی و فرانک حیدریان هر شب ساعت هشت روی صحنه می‌رود. در ادامه می‌توانید حاصل گفت‌وگوی ما با گروه اجرایی این نمایش را مطالعه کنید.

قبل از همه فکر می‌کنید مخاطب برای دیدن «شهاب حسینی» به سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران خواهد آمد یا برای تماشای یک اثر فاخر نمایشی؟


شاید بیشتر از اینکه مهم باشد که تماشاگر با چه هدفی پا به سالن می‌گذارد، این موضوع مهم باشد که وقتی از سالن بیرون می‌رود ما چه قدر به هدفمان رسیده‌ایم و توانسته‌ایم او را به فکر وادار کنیم. خدا همه رفتگان را بیامرزد و به خصوص استاد سمندریان را که واقعا هرچی داریم از ایشان داریم. استاد سمندریان یک جمله بسیار خوب داشت که می‌گفت شما زمانی موفق خواهید بود که تماشاگر در مرتبه اول که با شما مواجه می‌شود.

طبیعتا ابتدا شخصیت ظاهری شما را می‌بیند؛ ولی بعد از گذشت زمانی نقش را ببیند و بعد از گذشت سی دقیقه دیگر نقشی را هم نبیند و خودش را در نقش ببیند.


من ترجیح می‌دهم از این موقعیت خدادادی و از این بستر مناسب در جهت جذب مخاطب استفاده کنم؛ ولی مخاطبی که از در می‌رود بیرون و خوشحالی‌اش صرفا دیدن یک بازیگر سینما نبوده حتی اصلا یادش برود که چه کسی را دیده و بیشتر عمق مطلب ذهنش را مشغول کرده باشد. کاش بتوانیم از این بستر این طور استفاده کنیم. 

چه مدت برای روی صحنه‌آوردن «ملاقات» مشغول بودید؟


من و احمد ساعتچیان مدت‌ها دغدغه پروژه اجرای یک تجربه مشترک تئاتری را با هم در سرمان داشتیم. اوایل امسال تصمیم گرفتیم معطل نکنیم و سرانجام خواستیم این تصمیم را عملی کنیم. از اوایل اردیبهشت پروسه انتخاب متن آغاز شد و تقریبا سه ماه تمام درگیر تمرینات بودیم.

«ملاقات» اولین تجربه کارگردانی شماست؟ و البته چه چیز باعث شد تا به همراه آقای ساعتچیان تجربه مشترک کارگردانی داشته باشید؟


سال گذشته تجربه ساخت یک تله‌پلی 37 دقیقه‌ای باعنوان «قرار ملاقات» نوشته لوئیجی یانوتسی را پشت سر گذاشتم و این بار با احمد ساعتچیان این کار را با تبادل اندیشه و همکاری مشترک به روی صحنه آوردیم. شاید چون همگرایی سلیقه‌ای و ذهنی در فعالیت‌های هنری‌مان داریم و به نوعی حرف یکدیگر را می‌فهمیم.

آقای حسینی این روزها چه چیز شما را به سمت تئاتر کشانده؟ آیا تئاتر را بر سینما ارجح می‌دانید؟


بحث ارجح‌دانستن نیست. بحث بر سر این است که تئاتر برای من بازگشت به ریشه‌ها است. گاهی حس می‌کنم نیاز به ترمیم دارم و تئاتر این حس را به من می‌دهد. تئاتر ما را از نو بازسازی می‌کند. وقتی این اتفاق افتاد مسلما می‌توانیم این موج خوب و این احساس را در فضا منتشر کنیم. تئاتر تجربه شریک ‌شدن یک حس خوب با مخاطب است. تئاتر ما را به وادی اندیشه دعوت می‌کند. صادقانه بگویم خود من در این چند ماه برای بازگشت به صحنه تئاتر چند پیشنهاد مناسب از سینما را رد کردم که از نظر مالی منافع زیادی داشت؛ اما چیزی که الان نیاز دارم حضور در تئاتر است. احساس می‌کنم اینجا حال من خوب می‌شود. اگر از اول سال نود و یک تا الان سه قرار داد می‌بستم درآمد خیلی زیادی داشتم؛ ولی سینما در برابر آن از من زندگی و لحظاتم را می‌خواست؛ ولی تئاتر به من زندگی می‌بخشد تئاتر با اینکه می‌گوید پول زیادی ندارم بدهم ولی در عوضش به تو زندگی می‌دهد، برای همین من از وقتی که مشغول این کار هستم برای فرزندم پدر بهتری هستم، خوش اخلاق ترم حساسیت‌هایم به حداقل رسیده، اینها همان چیزی است که تئاتر به من می‌دهد و البته خدا به بهانه تئاتر به انسان می‌دهد؛ ولی سینما نه، انگار سینما همه چیز آدم را می‌گیرد، حس آدم را می‌خواهد بگیرد، زندگی آدم را می‌گیرد، خانواده آدم را می‌گیرد حتی علاقه‌ها و خیلی چیزهای دیگر درحالی که تئاتر همه چیز می‌بخشد، تئاتر روحیه می‌دهد، اندیشه می‌دهد، جهان بینی می‌دهد. 

در گفت‌وگوهای قبلی متذکر شده بودید که به دنبال یک سوژه معنوی بودید و بالاخره این نمایشنامه را انتخاب کردید، چرا حتما می‌خواستید با چنین موضوعی به روی صحنه بروید و چرا بالاخره «ملاقات» را انتخاب کردید؟


اصولا به متون اشمیت علاقه فراوانی دارم و قبلا هم نمایشنامه‌های «خرده جنایات زناشوهری»، «مهمانسرای دو دنیا»، «نوای اسرارآمیز» و... را خوانده بودم و نسبت به متونش شناخت نسبی داشتم. فکر می‌کنم اصلی‌ترین بافت در درون هر انسان این است که تکلیف خودش را با خودش روشن کند. همه ادیان آسمانی آمده‌اند که بگویند همه وجود و هستی آن چیزی نیست که با حواس پنچ گانه احساس می‌کنیم. همه حقیقت این نیست؛ اما می‌توانیم به بخشی از حقیقت وجود، دست یابیم.
واقعا علت این همه جنگ و خونریزی و این همه ظلم و خبرهایی که خیلی راحت در مورد کشته شدن آدم‌ها در جهان هر روز می‌شنویم، چیست؟ آیا به غیر از اینکه ما همیشه وجود یک ناظر و یک آفریدگار را فراموش می‌کنیم و وجودش را پیش خودمان نادیده می‌گیریم؟ در این شرایط خودمان تصمیم می‌گیریم و وضعیت جهان این گونه می‌شود. پس ریشه بسیاری از مشکلات یا همه مشکلات همین موضوع است.

به نظر من زیبایی این نمایشنامه این است که در واقع اتفاقات بین یک شخصیتی و دکتر فروید روی داده و فروید پیشگام اندیشه مادی گرایی و تسلسل تصادفی زنجیره مولکولی است؛ اما شما در کتاب آخرش سایه تردید بر تمام افکار گذشته او را می‌بینید. احساس می‌کنید خودش هم به چیزی که گفته شک کرده و شاید اشمیت این حس را گرفته و باعث شده از آن کتاب این نمایشنامه را بنویسد. معجزه فقط این نیست که آسمان شکافته بشود و اتفاق خاصی بیفتد، همین که یک اندیشمند ملحد و منکر خدا از یک جایی به اندیشه و فکر خودش شک می‌کند و حتی به خدا اعتقاد پیدا می‌کند و می‌بیند باورها و تفکراتش نادرست بوده یک معجزه است. حالا فکر کنید همان انسان‌هایی که به دنبال این شخص بوده‌اند، می‌بینند در اندیشه‌ها و تفکراتش دچار تردید شده است. اینجا بازیگر و هنرمند رسالت دارد که این اتفاق را به تصویر بکشد و این چالش را نمایش بدهد. چالشی میان روحانیت و وجود جسمانی انسان. فروید به مادی گرایی اعتقاد دارد؛ اما شخصی می‌آید و حقایقی را به او می‌گوید که متحول می‌شود. امروز نسل جوان به خوراک فکری نیاز دارد که در همین آثار هنری باید جست و جو کند.

آیا نمایشنامه «ملاقات» و گره‌خوردنش با «زیگموند فروید» را برای کشف سویه‌های روانکاوانه انتخاب کردید و خودتان دغدغه‌هایی از این دست داشتید؟


مگر می‌شود با روح آدمی و هنر در ارتباط بود و دغدغه‌های روانکاوانه نداشت؟ ما نیز سعی کردیم با این نمایش گامی تازه در نزدیکی آدمی با پیچیدگی‌های روانی خودش برداریم.

این روزها موضوع حضور بازیگران سینما و تئاتر در هر دو عرصه، خصوصا ورود برخی از بازیگران سینما به تئاتر و از سویی جذب استعدادهای توانمند تئاتر به سینمای متمول به یکی از دغدغه‌های جدی منتقدان مبدل شده، فکر می‌کنید تبادل بازیگر بین دو حوزه تئاتر و سینما چه تاثیراتی بر این دو هنر می‌گذارد؟

همه باید به دنبال وحدت باشیم. همه ما از یک منبع اصلی آمدیم و باید به وحدت برسیم. بازیگر بازیگر است، تئاتر، نمایش خیابانی تلویزیون، دوبله کارتون اینها همه جزو شاخه‌های کاری ما است و تفاوتی ندارد. مدیوم مهم نیست. اصل هنر است. برای یک شناگر چه تفاوتی می‌کند که در چه استخری و با چه ابعادی شنا کند؟ مشکل ما سهل انگاری در کار و روی آوردن به کارهای کمی است. در همه بخش‌ها تفاوتی ندارد. در سینما یا تئاتر نباید به دنبال ساخت کارهای زیاد باشیم، بلکه باید دنبال ساختن کارهای با کیفیت باشیم. مشکل امروز سینما و تئاتر بی‌توجهی به محتوا و کیفيت آثار است.
من فکر می‌کنم بازیگرانی که تئاتری نبودند و از سینما وارد تئاتر شدند باید به هدف و نیت خودشان فکر کنند. بحث این نیست که این کار را بلد هستند یا نیستند، اینکه تئاتری هستند یا نیستند، آغوش تئاتر به روی همه باز است و از همه استقبال می‌کند تنها یک چیز از شما طلب می‌کند و آن عشق است. بازیگری که با عشق می‌آید موفق می‌شود؛ اما اگر هدف دیگری داشته باشد بیش از هر کس به خودش ضربه می‌زند؛ به آبرو و اعتبار خودش. از استاد سمندریان عزیز آموختیم که صحنه تئاتر جای خود نمایی نیست، جای تظاهر نیست، تئاتر جایی نیست که بخواهیم بیاییم از مردم پول بگیریم تا فلان بازیگر را از نزدیک تماشا کنند.
ای کاش بازیگری که حتی با شهرت و اسم و رسم به تئاتر می‌آید با فروتنی و تواضع بیاید و بگوید که آمده‌ام خودم را بسازم، خودم را تربیت کنم. شرایطی که الان می‌بینیم شرایط خوبی نیست. اینکه یک نمایش 3 ساعته اجرا می‌شود و فلان بازیگر صاحبنام فقط 4 دقیقه در نمایش حضور دارد، توهین به مخاطب است. 

و در نهایت اینکه هدف شهاب حسینی از حضور روی صحنه چه بوده و غایت کارش را چه چیز می‌داند؟


امیدوارم خدا به ما این توانایی را بدهد که صداقت را سر لوحه کارمان قرار بدهیم؛ چون کار صادقانه به هر حال اقبال پیدا می‌کند، امیدوارم بتوانیم خاطره‌ای را اینجا به وجود بیاوریم که برای سال‌ها از آن به نیکی یاد شود و امیدواریم که این فرآیند را بتوانیم به خصوص در فرهنگسرای نیاوران تداوم ببخشیم و نگذاریم وقفه‌ای در آن ایجاد شود. امیدواریم بتوانیم موثر عمل کنیم.


و بالاخره چرا فرهنگسرای نیاوران را برای اجرای این نمایش انتخاب کردید؟ و چرا در این مدت زمان کم یک ماهه؟

در مورد کم بودن زمان که باید بگویم که اصولا غذاهای خوشمزه، کمش بیشتر می‌چسبد و به جان می‌نشیند. دلایل متعددی برای انتخاب این سالن داشتیم. به طور مثال به دلیل اینکه مراکزی که مرکزیت تئاتر را دارند و در واقع به عنوان میعادگاه تئاتر شناخته می‌شوند، قطعا همیشه حواشی را هم به طور کلی همراه خودشان دارند که روی کار تاثیر می‌گذارد. 
دلیل انتخاب فرهنگسرای نیاوران این بود که من این فرهنگسرا را به خاطر موقعیت جغرافیایی آن دوست داشتم. خدای نکرده ماجراهای طبقاتی و غیره و ذلک و این حرف‌ها نیست، بلکه برخی حواشی و مسائل در مراکز دیگر ایجاد می‌شود که روی کار تاثیر می‌گذارد، ما به این کنج دنج فرهنگسرای نیاوران برای پردازش این ایده بیشتر نیاز داریم. این بود که شخصا بنا بر شناختی که از رییس محترم فرهنگسرا داشتم این موضوع را با ایشان مطرح کردم، خیلی استقبال و همراهی شد و ما هم این انگیزه را پیدا کردیم که بیاییم و این اثر را در این مکان اجرا کنیم. من اسم اینجا را می‌گذارم کنج دنج معنی و اندیشه!

نكته
در ابتدا گپ کوتاهی با احمد ساعتچیان، دیگر کارگردان و بازیگر این کار داشتیم که او در این گفت‌وگوی کوتاه انگیزه‌اش را از این همکاری شریک‌کردن مخاطب در لذت مشترک خودش و شهاب حسینی دانست و گفت که برای بازی در نقش «فروید» در این نمایش سعی کرده تا نگاه دقیق‌تری به نسبت قبل بر شخصیت علمی او داشته باشد و البته در جای‌جای این گفت‌وگو هم احمد ساعتچیان و هم شهاب حسینی مدام از تجربه‌های مشترکشان با استاد سمندریان گفتند و این نکته را هم یادآور شدند که همه جهان‌بینی هنری‌شان را وام‌دار این استاد فقید تئاتر هستند.
در بخش دیگری هم فرانک حیدریان که برای نخستین بار به روی صحنه آمده از سختی‌های نقش «آنا فروید» دختر پدر علم روانکاوی گفت و بعد هم مهدی بجستانی که در یکی دو سال اخیر کم‌تر روی صحنه بوده از پیچیدگی‌های نقش افسر گشتاپویی که اجرایش را برعهده دارد سخن گفت. 


شهاب حسینی - اصلاحات فیلم "خانه پدری"

 کیانوش عیاری که درباره‌ی سرنوشت اکران فیلم «خانه پدری» اظهارنظر صریحی نداشته است، سرانجام سکوتش را درباره‌ی آخرین ساخته‌ی سینمایی‌اش شکست.
این کارگردان سینما تصریح کرد: اکران فیلم «خانه پدری» در ایران به انجام پاره‌ای اصلاحات منوط شده است.
عیاری در پاسخ به اینکه آیا اصلاحات «خانه پدری» را پذیرفته است؟ پاسخ منفی داد و گفت: این اصلاحات ویرانگر هستند و با اعمال آنها هستی فیلم «خانه پدری» زیر سوال می‌رود.

کارگردان «خانه پدری» سپس به طرح این پرسش پرداخت که چرا باید آبشخور اصلی یک فیلم که صحنه قتل دختری توسط پدر و برادرش است، حذف شود؟ با حذف این صحنه دیگر از «خانه پدری» چیزی باقی نمی‌ماند!

چندی قبل وزارت ارشاد فیلم «خانه پدری» را برای اهالی رسانه به نمایش گذاشت. در همان مقطع سجادپور ـ معاون امور سینمایی سازمان سینمایی ـ هم درباره‌ی نمایش عمومی «خانه پدری» شرط گذاشته تا سکانس‌های ابتدای اپیزود اول حذف شود. (سکانس‌هایی که پدر و برادر، دختر خانواده را می‌کشند.)

«خانه پدری» جدیدترین ساخته‌ی کیانوش عیاری است که داستان آن از اواخر دوره‌ی قاجار و اوایل پهلوی آغاز می‌شود. این فیلم درباره‌ی پدری است که به همراهی پسرش، دخترش را به جرم اینکه آبروی خانواده را برده است، می‌کشد و در خانه‌اش به خاک می‌سپارد. تاثیر این اتفاق در 6 دهه در «خانه‌ی پدری» روایت می‌‌شود.

فیلم سینمایی «خانه پدری» چندی قبل در بخش‌ جنبی جشنواره بین‌المللی فیلم «ونیز» نمایش داشت و مدیر این فستیوال آن را کشف سال جشنواره معرفی کرد. این در حالی بود که مسوولان سینمایی اجازه نمایش فیلم «خانه پدری» را در جشنواره‌ی ونیز ندادند و مسوولان ناجی هنر به عنوان سرمایه‌گذار این فیلم به دلیل نمایش بدون مجوز «خانه پدری» در ونیز اعلام کرد که این موضوع را پیگیری قضائی می‌کند.

بنا بر این گزارش،با توجه به اینکه کیانوش عیاری می‌گوید اصلاحات فیلم را نپذیرفته است، اکران این فیلم در ایران سخت به نظر می‌رسد.

در فیلم «خانه پدری»،مهدی هاشمی، مهران رجبی، شهاب حسینی، ناصر هاشمی، مینا ساداتی، نازنین فراهانی و... به ایفای نقش پرداختند.

دوستان ، هر موقع خبر تازه ای درباره زمان پخش "تعیبر خواب" به دستم رسید روی وبلاگ قرار میدم.

شهاب حسینی - نظرسنجی جشنواره سریال برتر دفاع مقدس

شبکه یک دوباره جشنواره ای راه انداخته برای انتخاب بهترین سریال دقاع مقدس چند سال  اخیر. سریال "شوق پرواز" و "رقص پرواز" هم با حضور شهاب ، در این جشنواره کاندید  هستند. 

 امشب ، سریال "شوق پرواز" بین کاندید ها هست .

 برای رای دادن به این سریال ، عدد 1 رو به شماره 100001 بفرستید. 

+ در ضمن در هر پیامک باید دو شماره بفرستید. 

+ به نظر می یاد که 5شنبه "تعبیر خواب" رو نمی ده . به احتمال خیلی زیاد جمعه ساعت 4 پخش میشه. هر تغییری بود روی وبلاگ قرار می دم.

+ متاسفانه موقع تایید کردن نظرها دستم خورد و اشتباهی نظرها رو پاک کردم ! دوستانی که  نظرهاشون نیس فکر نکنن که تایید نشده! شرمنده


شهاب حسینی - تله فیلم "تعبیر خواب" ، 5 شنبه 13 مهر ، ساعت 22 از شبکه یک سیما

 فيلم تلويزيوني «تعبير خواب» فردا شب روي آنتن شبكه يك مي‌رود  

به گزارش «باني فيلم»، تله‌فيلم «تعبير خواب» به تهیه کنندگی ابراهیم رضایی وکارگردانی رضا دادویی پنجشنبه هفته جاري ساعت 22 از شبكه يك پخش مي‌شود. شهاب حسيني در اين تله‌فيلم كه به مناسبت پخش در هفته نيروي انتظامي ساخته شده، نقش يك پليس را دارد.

ديگر بازیگران این تله فیلم حمید ابراهیمی،مهران نائل،الهه حسینی،علی امیری،میرنادر مظلومی هستند.

اين تله فیلم تابستان امسال تصويربرداري شده و به تازگي آماده پخش شده است. «تعبیر خواب» مضمونی اجتماعی دارد و داستان پلیسی را روایت می‌کند که در دو راهی انتخابی تعیین‌کننده در زندگی‌اش قرار می‌گیرد. او ‌در جریان یک سرقت با ‌مشکلات فراوانی دست به گریبان شده و میان دو راهی انجام وظیفه و عمل به قولی که داده، مانده است. او برای انتخاب، زمان چندانی نداشته و باید یکی را انتخاب کند‌.

ساير عوامل پروژه عبارتند از: نویسنده: پیمان شیرخانی، تصویربردار: اشکان‌اشکانی، تدوین: نازنین مفخم، موسیقی: مانی منادی زاده، صداگذار:عرفان یزدی ،صدابردار:حسین بشاش، طراح چهره‌پردازی:علی‌اژدری، طراح‌صحنه‌و‌لباس : محمود صادقی،جلوه‌های ویژه‌ میدانی:عظیم محمدی،عکاس: علی میری،مجری طرح: موسسه‌ فرهنگی هنری کات،مدیر تولید:افشین ایل‌بگیان،مدیرتدارکات:حمید ایلخانی،محصول گروه فیلم‌های تلویزیونی شبکه‌ یک سیما و موسسه‌ ناجی هنر .

این تله فیلم پنج شنبه 13 مهر ماه ساعت 22 از شبکه یک سیما پخش خواهد شد.

عکس هایی از این تله فیلم :

 


شهاب حسینی -  تله فیلم "تعبیر خواب" آماده + "سایه وحشت" آماده اکران است

 با اتمام صداگذاری و ساخت موسیقی «تعبیر خواب» با بازی شهاب حسینی این فیلم تلویزیونی برای پخش در هفته ناجا به شبکه اول سیما تحویل داده شد.

افشین ایل‌بیگیان مدیر تولید فیلم تلویزیونی تعبیر خواب در گفت وگو با مهر، با بیان این مطلب با اشاره به ساخت موسیقی توسط مانی منادی زاده، افزود: به طور معمول فیلم‌های پلیسی داستان درگیری دزد و پلیس و متهم است اما در این قصه با اینکه فیلمی پلیسی است اما بیشتر به پشت پرده و زندگی خصوصی یک عضو نیروی انتظامی که در همین جامعه زندگی می‌کند و با دغدغه‌های مختلفی روبرو است، نزدیک می‌شویم.
این فیلم به کارگردانی رضا دادویی کار مشترکی از گروه فیلم‌های تلویزیونی شبکه یک و ناجی هنر است که به مناسبت هفته نیروی انتظامی از این شبکه پخش می‌شود.
سیدشهاب الدین حسینی، حمید ابراهیمی، مهران نائل و الهه حسینی از جمله بازیگران این تله فیلم هستند.

+ برای دانلود آنونس این تله فیلم اینجا را کلیک کنید.


فيلم سينمايي «سايه وحشت» در نوبت اكران قرار گرفت.

به گزارش «باني فيلم»، اين فيلم به كارگرداني عماد اسدي كه سال 87 شده تاكنون اكران عمومي نشده است. به تازگي تهيه‌كننده‌گي فيلم براي اكران عمومي «سايه وحشت» اقدام كرده تا بتواند براي اكران آن در يكي از گروه‌هاي سينمايي به توافق برسد.
«سايه وحشت» احتمالاً تا پايان فصل پاييز روي پرده مي‌رود. تهيه‌كنندگي اين فيلم را علي‌اكبر ثقفي بر عهده دارد و پروانه نمايش آن چندي قبل از سوي اداره نظارت و ارزشيابي صادر شده است.
اين فيلم داستان چند جوان است كه ناخواسته باعث مرگ دختري مي‌شوند و در ادامه درگير ماجراهاي مي‌شوند. تمام صحنه‌هاي «سايه وحشت» در تهران و شمال كشور فيلمبرداري شده كه بازيگراني چون شهاب حسيني، ماه‌چهره خليلي، شيلا خداداد، نيما رئيسي، شيوا خسرومهر، گيتي ساعتچي، ميرمحمد تجدد و شيوا خنياگر در آن ايفاي نقش كرده‌اند.

شهاب حسینی - "حوض نقاشی" آبان ماه جلوی دوربین می رود + یک عکس

 فیلمبرداری فیلم سینمایی «حوض نقاشی» به کارگردانی مازیار میری آبان‌ماه در تهران آغاز می‌شود.

«حوض نقاشی» یکی از تولیدات سینمایی سازمان توسعه سینمایی سوره در سال 91 است که به زودی در مرحله فیلمبرداری قرار می‌گیرد، مازیار میری کارگردان این فیلم است و شهاب حسینی و نگار جواهریان نقش‌های اصلی این فیلم را بازی می‌کنند.

منوچهر محمدی تهیه‌کننده «حوض نقاشی» در گفت وگو با هنر آنلاین درباره وضعیت پیش‌تولید فیلم گفت: اساس این فیلم بر مبحث خانواده استوار است البته با یک نگاه کاملا متفاوت و عرصه نشده در سینمای ایران و داستان دو شخصیت به نام های مریم و رضا است که شهاب حسینی و نگار جواهریان آن را بازی می‌کنند.این دونفر با سایر شخصیت های فیلم تفاوت‌های بنیادین دارند و همین تفاوت‌های جدی باعث می شود که قصه شخصیت محور بشود و فکر می‌کنم در سینمای ایران فیلم متفاوتی به لحاظ بازیگری و مضمون شود.

وی در مورد ژانر فیلم گفت: خیلی به این تعاریف ژانری اعتقادی ندارم و حوض نقاشی در بحث ملودرام اجتماعی قابل ارزیابی است. فیلمنامه حوض نقاشی را حامد محمدی نوشته است. کار در آخرین روزهای پیش‌تولید قرار دارد و فیلم از اول آبان ماه در تهران کلید می‌خورد و تلاش می‌کنیم با برنامه‌ریزی دقیق فیلم را برای حضور در جشنواره فیلم فجر آماده کنیم و به جز شهاب حسینی و نگار جواهریان پنج بازیگر دیگر حضور دارند که مشغول مذاکره با آنها هستیم.

+ برای دیدن سایر عکس های دیده نشده از پشت صحنه فیلم "جدایی نادر از سیمین" اینجا را کلیک کنید.

شهاب حسینی  - چند عکس از نمایش "ملاقات"

 همانطور که می دونید ، شهاب حسینی هم اکنون نمایش "ملاقات" را روی صحنه  فرهنگسرای نیاوران دارد. این نمایش از 2 مهر شروع شده و تا 5 آبان ماه هر روز به جز  شنبه ها ساعت 20 به روی صحنه می رود. 

 برای تهیه بلیط همه روزه می توانید به گیشه فرهنگسرا مراجعه کنید. در ضمن با ارائه  کارت دانشجویی می توانید از تخفیف 5 هزار تومانی برخوردار شوید. 

 

چند عکس از تمرین های این تئاتر و خودش در گالری اضافه کردم. برای دیدن ادامه روی یکی از نشان های زیر کلیک کنید.

  

وبلاگ - دانلود 3 قسمت دیگر از فیلم "الهه زیگورات" + یک عکس از نمایش "ملاقات"

 از اونجایی که بیشتر دوستان برای دانلود کردن بخش چهارم و پنجم "الهه زیگورات" مشکل  داشتن ، اون دو بخش رو به همراه پارت ششم در پیکوفایل آپلود کردم . امیدوارم این بار  بتونین دانلود کنین و لذت ببرین. سایر بخش ها هم به زودی آپلود می شن. 

 برای دانلود کردن ، روی نشان زیر کلیک کنید.


یک عکس از "نمایش ملاقات" :


شهاب حسینی - مصاحبه ای درباره نمایش "ملاقات"

 «شهاب حسینی» این روزها با کارگردانی نمایش «ملاقات» توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. به گزارش نامه، حسینی که مشترکا با «احمد ساعتچیان» کارگردانی این نمایش را بر عهده گرفته است از حضورش به عنوان کارگردان با روزنامه هفت‌صبح صحبت کرده است. آنچه می‌خوانید اظهارنظرهای «شهاب حسینی» درباره کارگردانی و نمایش «ملاقات» است:

شهاب حسینی: هیچ وقت به دنبال مفهوم کارگردانی نبوده و نیستم، در واقع این را باید بگویم که برای انجام کاری هر آنچه که می‌توانیم را انجام می‌دهیم. به نظر من کارگردانی یک اثر بستگی به درک درست از آن دارد. اگر ما احساس می‌کردیم که این نمایش برایمان گنگ است و به یک هدایت‌کننده از بیرون احتیاج داریم حتما از یک کارگردان حرفه‌ای تئاتر تقاضا می‌کردیم تا کارگردانی نمایش را به عهده بگیرد و ما فقط بازی می‌کردیم.

اسفند سال گذشته من یک فیلم 35 دقیقه‌ای براساس یک نمایشنامه با فرمت تله پلی ساختم. این را باید بگویم که ساخت این تله هم باز می‌گردد به گرایش من به تئاتر و نمایشنامه. ما اسم این را می‌گذاریم بازگشت به ریشه‌ها. من و احمد مدت‌ها بود احساس می‌کردیم دچار پژمردگی شده‌ایم و وقتی آسیب‌شناسانه به این موضوع نگاه کردیم متوجه شدیم ارتباطمان با ریشه‌مان قطع شده است. نمایشنامه‌ها چون در امتداد ادبیات هستند، بستر فکری خودشان را دارند که بعضا می‌توانند جذاب باشند و مبتنی بر دغدغه‌های خودمان.

البته این کارگردانی مشترک آزمایش چیز دیگری هم بوده است. احمد ساعتچیان در تئاتر جایگاه بسیار خوبی دارد و در بین هم‌قطارانش همان روشی را پیش گرفته که من در سینما پیش گرفته‌ام. روش احمد در این سال‌ها در تئاتر برای تماشاچی دلنشین و جذاب بوده و من هم روشی را در سینما پیش گرفته‌ام که با اقبال روبه‌رو شده است. ما هر دو دلمان می‌خواست این تجربه‌ها را در سینما و تئاتر روی صحنه بیاوریم. صحنه تئاتر در اختیار تجربه احمد و پیدا کردن رگ مخاطب در اختیار من. در واقع ما سعی کردیم مرزهای بین بازی در صحنه و سینما را به هم نزدیک کنیم و به این نتیجه برسیم که اساسا در بازیگری مدیوم مهم نیست. البته این موضوع را هم مرهون استاد سمندریان هستیم. ایشان علاوه بر موفقیت در تربیت بازیگران تئاتر، در تربیت بازیگران خوب سینما هم موفق بودند. در واقع روح مشترکی که استاد برای این دو فضا تعریف می‌کرد باعث این موضوع می‌شد. قصد ما هم استفاده از همین تجربیات مشترک بود.

شهاب حسینی - جشنواره انتخاب بهترین سریال دفاع مقدس  + عکس از نمایش "ملاقات"

 شبکه یک دوباره جشنواره ای راه انداخته برای انتخاب بهترین سریال دقاع مقدس چند سال  اخیر. سریال "شوق پرواز" و "رقص پرواز" هم با حضور شهاب ، در این جشنواره کاندید  هستند. 

 امشب دوشنبه ، سریال "شوق پرواز" بین کاندید ها هست .

 برای رای دادن به این سریال ، عدد 1 رو به شماره 100001 بفرستید. 

+ در ضمن در هر پیامک باید دو شماره بفرستید. 


یک عکس از نمایش ملاقات:

شهاب حسینی - گفت و گو با شهاب حسینی در کنج دنج معنی و اندیشه

 نمایش ملاقات با کارگردانی و بازی شهاب حسینی و احمد ساعتچیان از روز دوم مهرماه در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می رود، این نمایش نوشته اریک امانوئل اشمیت یکی از آثار عمیق و تامل برانگیز به شمار می رود که با بازی خوب شهاب حسینی و همچنین با توجه به محبوبیت این هنرمند می تواند یکی از نمایش های موفق کشور در سال 1391 محسوب شود.

شهاب حسینی پس از 4 سال با این نمایش به صحنه تئاتر بازمی گردد و اینبار فرهنگسرای نیاوران را برای بازگشت به تئاتر انتخاب کرده است. حسینی در آستانه اجرای ملاقات بازگشت به عرصه تئاتر را اتفاق بزرگ و مهمی برای خودش ارزیابی کرد و در گفت و گو با سایت اختصاصی فرهنگسرای نیاوران با اشاره به اهمیت تئاتر در زندگی هنری خودش گفت: تئاتر به من زندگی می بخشد تئاتر می گوید پول زیادی ندارم بدهم ولی در عوضش به تو زندگی می دهد، برای همین من از وقتی که مشغول این کار هستم برای فرزندم پدر بهتری هستم ، خوش اخلاق ترم حساسیت هایم به حد اقل رسیده ،اینها همان چیزی است که تئاتر به من می دهد و البته خدا به بهانه ی تئاتر به انسان می دهد.  

در آستانه اجرای ملاقات از آخرین حضوری که در تئاتر داشتید بگویید و اینکه با چه انگیزه و هدفی تصمیم گرفتید که باز هم بر صحنه نمایش ظاهر شوید؟

فکر می کنم آخرین بار سال 87 بود که در نمایش کرگدن با اقای فرهاد آئیش همکاری داشتم و آن نمایش در سالن اصلی تئاتر شهر به مدت چهل و پنج شب اجرا شد. 

در مورد بازگشت و حضور دوباره بر صحنه تئاتر هم باید بگویم هرکسی کو دور ماند از اصل خویش  بازجوید روزگار وصل خویش . بر خلاف تعدادی از نقد هایی که متاسفانه این روزها در بعضی نشریات به چشم میخورد که بازیگران سینما احتمالا کاری در سینما پیدا نمی کنند ، درآمد مناسبی ندارند و خلاصه از سر بی کاری و بی چاره ای به تئاتر بازمی گردند باید بگویم اصلا اینطور نیست. من واقعا به این نقد ها به شدت انتقاد میکنم. موضوع اصلی ما نیستیم و به خاطر خود بازیگران نیست که این نقدها را ناپسند می دانم بلکه فکر می کنم ، دامن تئاتر مقدس است ، تئاتر پرورنده است خیلی از ما و  بزرگان نسلی که شاهدشان هستیم و میبینیم از دامن تئاتر وارد این عرصه هنرهای نمایشی شدند مثل استاد انتظامی اگر پیشینه ی تئاتری نداشت ایا واقعا در فیلم گاو اقای مهرجویی میتوانست آن نقش به یاد ماندنی را خلق کند؟ یا استاد شکیبایی که در واقع هامون رو به عنوان یه اثر ماندگار همیشه ازش یاد میکنیم.حتی پرویز پرستویی و امثال ایشون ...  

حقیقت این است که باید وظیفه ، مسئولیت و نقش خودمان را به درستی درک کنیم. الان مسئولیتی که ما احساس کردیم این هست که سینما به بخش صنعت خیلی نزدیک شده تا هنر .در واقع بعد صنعتی سینما نسبت به بعد هنری غالب شده  و این باعث می شود به افرادی که در سینما به عنوان هنرمند مشغول کار هستند سخت بگذرد. 

اینکه کدام بازیگر را بیاوریم که فیلم فروش بهتری داشته باشد با ذات آن هدفی که ما از ابتدا داشتیم متفاوت است.این باعث می شود که ما الان در سینما احساس کنیم حالمان خوب نیست. من فکر می کنم ما باید بتوانیم از کارمان لذت ببریم و وقتی لذت نمی بریم این لذت به مخاطب هم منتقل نخواهد شد. من فکر می کنم در این شرایط نیاز داریم که خودمان را ترمیم کنیم.  

یعنی فکر می کنید بازیگر سینما برای رسیدن به آرامش باید به تئاتر پناه بیاورد؟

ببینید من احساس می کنم که به ترمیم نیاز دارم و تئاتر این حس را به من می دهد. تئاتر شما را از نو بازسازی می کند. وقتی این اتفاق افتاد مسلما می توانیم این موج خوب و این احساس را در فضا منتشر کنیم. تئاتر انسان ها را به وادی اندیشه دعوت می کند. خیلی از ماها می توانیم جواب خیلی از گره ها و معما ها و پیچیدگی هایی که در ذهنمون هست را در قالب هنر پیدا کنیم. صادقانه  بگویم خود من در این چند ماه برای بازگشت به صحنه تئاتر چند پیشنهاد مناسب از سینما را رد کردم که از نظر مالی منافع زیادی داشت اما چیزی که الان نیاز دارم حضور در تئاتر است. احساس می کنم اینجا حال من خوب می شود. 

من اگر از اول سال نود و یک تا الان سه قرار داد می بستم درآمد خیلی زیادی داشتم ولی سینما در برابر آن از من زندگی و لحظاتم را میخواست ولی تئاتر به من زندگی می بخشد تئاتر می گوید پول زیادی ندارم بدهم ولی در عوضش به تو زندگی می دهد، برای همین من از وقتی که مشغول این کار هستم برای فرزندم پدر بهتری هستم ، خوش اخلاق ترم حساسیت هایم به حد اقل رسیده ،اینها همان چیزی است که تئاتر به من می دهد و البته خدا به بهانه ی تئاتر به انسان می دهد. ولی سینما نه،  سینما همه چیز آدم را می گیرد انگار، حس آدم را می خواهد بگیرد ، زندگی آدم را می گیرد ، خانواده آدم را می گیرد حتی علاقه ها و خیلی چیزهای دیگر درحالی که تئاتر همه چیز می بخشد، تئاتر روحیه می دهد ، اندیشه می دهد ،جهان بینی می دهد. 

البته نمی توان گفت همه انواع و اقسام تئاتر همین شرایط را دارند، اینطور نیست؟  

اصولا تئاتر به بخش های مختلفی تقسیم می شود.یکسری تئاتر ها دیده می شود که در این کارها صرفا روی بعد تکنیکال تئاتر کار شده و تنها تکنیک ماجرا پررنگ به نظر می رسد حتی  با امکانات بالا اجرا می شود و تمرکز در این بخش است اما من فکر می کنم در تئاتر باید تمرکز روی محتوا باشد و به مفهوم توجه شود. یک اثر هنری باید ثمر بخش باشد. جهان امروز اساسا به سمت سادگی، روشنی و شفافیت در حرکت است.

ما زمانی می توانیم موفق باشیم که عمق مطلب از کاری که میخواهیم بکنیم را دریافت کنیم. در این شرایط ابتدا خودمان پالایش می شویم و یک عصاره ناب و خالصی بتونیم به دست می آوریم آنوقت همین حس و همین عصاره را می توانیم به مخاطب انتقال بدهیم و این بسیار ارزشمند است. تئاتر بخش های متفاوتی دارد و هر بخش باید جایگاه و هویت خودش را پیدا کند. تئاتر دانشجویی،تئاتر تجربی، تئاتر محتواگرا و ... هرکدام باید جایگاه خودشان را داشته باشند. ای کاش مردم ما به همه بخش های آن علاقمند باشند. همان تماشاگری که کار روحوضی را می بیند به تماشای کار محتوا گرا هم برود و این خیلی هم خوب است.

من به شخصه دلم میخواهد بروم کمدی رو حوضی را ببینم. برای اینکه ببینم اصالت ساختاریش چیست و آن اصالت حتما به من هم کمک می کند.  

این روزها موضوع حضور بازیگران سینما و تئاتر در هر دو عرصه ، خصوصا ورود برخی از بازیگران سینما به تئاتر و از سویی جذب استعدادهای توانمند تئاتر به سینمای متمول به یکی از دغدغه های جدی منتقدان مبدل شده ، فکر می کنید تبادل نیروها در این دو شاخه از هنرهای نمایشی چه تاثیراتی روی سینما و تئاتر می گذارد؟  

من اصولا با تکثر مخالف هستم و فکر می کنم همه باید به دنبال وحدت باشیم. همه ما از یک منبع اصلی آمدیم و باید به وحدت برسیم.بازیگر بازیگر است،  تئاتر ،نمایش خیابانی تلویزیون، دوبله کارتون اینها همه جزء شاخه های کاری ما است و تفاوتی ندارد. برای یک شناگر چه تفاوتی می کند که در چه استخری و با چه ابعادی شنا کند؟ مشکل ما سهل انگاری در کار و روی آوردن به کارهای کمی است. در همه بخش ها تفاوتی ندارد. در سینما یا تئاتر نباید به دنبال ساخت کارهای زیاد باشیم باید به دنبال ساختن کارهای با کیفیت باشیم.

 مشکل امروز سینما و تئاتر بی توجهی به محتوا و کییفت آثار است. در تلویزیون هم این مشکل را می بینیم. اینکه برنامه های 90 شبی ساخته بشود هزینه هایی هم پرداخت شود اما با کدام کیفیت؟ با کدام محتوی؟  در همین سریال های ماه رمضان که هر سال پخش می شود چقدر هزینه و نیروی انسانی را به هدر می دهیم و به دنبال چه کیفیتی هستیم؟ من فکر می کنم بازیگرانی که تئاتری نبودند و از سینما وارد تئاتر شدند باید به هدف و نیت خودشان فکر کنند. بحث این نیست که این کار را بلد هستند یا نیستند، اینکه تئاتری هستند یا نیستند، آغوش تئاتر به روی همه باز است و از همه استقبال می کند تنها یک چیز از شما طلب می کند و آن عشق است. 

بازیگری که با عشق می آید موفق می شود اما اگر هدف دیگری داشته باشد بیش از هر کس به خودش ضربه می زند. به آبرو و اعتبار خودش ضربه می زند. صحنه تئاتر جای خود نمایی نیست ، جای تظاهر نیست ، تئاتر جایی نیست که بخواهیم بیاییم از مردم پول بگیریم تا فلان بازیگر را از نزدیک تماشا کنند. 

ای کاش بازیگری که حتی با شهرت و اسم و رسم به تئاتر می آید با فروتنی و تواضع بیاید و بگوید که آمده ام خودم را بسازم، خودم را تربیت کنم . شرایطی که الان می بینیم شرایط خوبی نیست. اینکه یک نمایش 3 ساعته اجرا می شود و فلان بازیگر صاحبنام 4 دقیقه در نمایش حضور دارد توهین به مخاطب است. 

 شما از ابتدا به دنبال یک سوژه معنوی بودید و بالاخره نمایشنامه ملاقات را انتخاب کردید، چرا حتما می خواستید با چنین موضوعی به روی صحنه بروید؟  

من فکر می کنم اصلی ترین بافت  در درون هر انسان این است که تکلیف خودش را با خودش روشن کند. همه ادیان آسمانی آمده اند که بگویند همه وجود و هستی آن چیزی نیست که با حواس پنچ گانه احساس می کنیم. همه ی حقیقت این نیست اما می توانیم به بخشی از حقیقت وجود دست یابیم. واقعا علت این همه جنگ و خونریزی و اینهمه ظلم و خبرهایی که خیلی راحت در مورد کشته شدن آدم ها در جهان هر روز می شنویم چیست؟ایا به غیر از اینکه ما همیشه وجود یک ناظر و یک افریدگار را فراموش می کنیم و وجودش را پیش خودمان نادیده می گیریم؟ در این شرایط خودمان تصمیم می گیریم و وضعیت جهان اینگونه می شود. پس ریشه بسیاری از مشکلات و یا همه مشکلات همین موضوع است.  

به نظر من زیبایی این نمایش نامه این است که در واقع اتفاقات بین یک شخصیتی و دکتر زیکموند فروید روی داده و فروید پیشگام اندیشه مادی گرایی و تسلسل تصادفی زنجیره مولوکولی است اما شما در کتاب اخرش سایه تردید بر تمام افکار گذشته او را می بینید. احساس می کنید که خودش هم شک کرده به چیزی که گفته وشاید اشمیت این حس را گرفته و باعث شده از آن کتاب این نمایش نامه را بنویسد. معجزه فقط این نیست که آسمان شکفته بشود و اتفاق خاصی بیافتد همین که یک اندیشمند ملحد و منکر خدا از یک جایی به اندیشه و فکر خودش شک می کند و حتی به خدا اعتقاد پیدا می کند و می بیند باورها و تفکراتش نادرست بوده یک معجزه است. 

حالا فکر کنید همان انسان هایی که به دنبال این شخص بوده اند می بینند در اندیشه ها و تفکراتش دچار تردید شده است. اینجا بازیگر و هنرمند رسالت دارد که این اتفاق را به تصویر بکشد و این چالش را نمایش بدهد. چالشی میان روحانیت و وجود جسمانی انسان. فروید به مادی گرایی اعتقاد دارد اما شخصی می آید و حقایقی را به او می گوید که متحول می شود.

امروز نسل جوان به خوراک فکری نیاز دارد که در همین آثار هنری باید جست و جو کند. 

با این وجود مقاومت هایی در برابر آثار و کارهای معنوی اینچنینی دیده می شود، اینطور نیست؟  

به نظر من این حاصل نوعی عناد و لجاجت است، کاش این عناد ورزیدن ریشه در تفکر عمیق داشته باشد اما واقعا اینطور نیست ، این موضوع به یک پز روشنفکری تبدیل شده اما باید واقعیت را بپذیریم. در دنیای موسیقی ، در اوج شکوفایی موسیقی غرب آقای کت استیونس  در قرآنی که یک دوست بهش هدیه میدهد چه میبیند که معروفیت و شهرت را میگذارد کنار و مسلمان می شود و اسمش را می گذارد یوسف اسلام . متاسفانه بعض از ما سطحی نگر شده ایم. هیچ وقت فکر نمی کنیم به اینکه همیشه سریعترین راه بهترین راه نیست . 

بعضی از ما هم اینطور فکر می کنیم که خدا هم یک پادشاهی است که در آن بالا نشسته و جهان را اداره می کند.  به نظر من اشمیت اگر مسلمان بود و از او در مورد نمایش ملاقات سوال میکردید می گفت این اثر در راستای همان اعتقادی که در اسلام گفته می شود خدا نزدیکتر از رگ گردن است. خدایی که در وجود انسان است. 

شخصیت غریبه که در این نمایش شما بازی می کنید چه کسی است؟ این سوال تا آخر نمایش از ذهن بیننده بیرون نمی رود.  

شخصیت غریبه که در نمایشنامه هست هیچ وقت هویتش کامل نمیشود و همه جوره تصور می شود  اما بهترین هویتی که ما باید اجرا بکنیم این است که این غریبه همان وجه خدا جوی فروید است. فروید برای اینکه روی ارای خودش پابرجا بماند آن بخشی از خودش را که به او الهاماتی  میداده خاموش می کند، سرکوب می کند و به آن توجهی ندارد. ما فکر می کنیم این همان چیزی  است که در طول زندگی انکارش کرده و حالا می آید به او می گوید که من حقیقت دارم و تو در همه این دوران اشتباه کردی. حتما یک چیزی وجود داشته که تو آن را انکار می کردی، اگر چیزی نبود پس تو در همه این سال ها چه چیزی را انکار می کردی؟  

با همه تلاشی که برای ساده ساختن نمایش شده باز هم به نظر می رسد نمایش سنگینی است و مخاطب نباید تمرکز خودش را حتی برای یک لحظه از دست بدهد ، اینطور نیست؟  

اگر این اتفاق واقعا افتاده باشد خوشحالیم. امیدواریم تماشاگر ترغیب بشود که این کار را چند بار ببیند تا همه ابعاد نمایشنامه را به درستی احساس کند. در عین حال ما از عناصری مثل روانی، سادگی، باور پذیر میزانسن ها ، ملموس بودن شخصیت ها  بهره میگیریم که بتوانیم این ارتباط سنگین را ملموس تر و شیرین تر و قابل هضم تر برای تماشاگر داشته باشیم.  

ممکن است خیلی ها برای تماشای هنرنمایی شهاب حسینی ترغیب شوند و به تماشای این نمایش بنشینند، شما اینطور فکر نمی کنید؟  

اگر این اتفاق بیافتد و کسی برای دیدن شهاب حسینی بیاید بازنده من هستم و به آنچه که می خواستهم نرسیده ام. خدا همه رفتگان را مورد رحمت قرار بدهد و به خصوص استاد سمندریان را که واقعا هرچی داریم از ایشان داریم. استاد سمندریان یک جمله بسیار خوب داشت که می گفت شما زمانی موفق خواهید بود که تماشاگر در مرتبه اول که با شما مواجه می شود طبیعتا ابتدا شخصیت ظاهری شما را می بیند ولی بعد از گذشت زمانی نقش را  ببیند و بعد از گذشت سی دقیقه دیگر نقشی را هم نبیند و خودش را در نقش ببیند .

 من ترجیح می دهم از این موقعیت خدادادی و از این بستر مناسب در جهت جذب مخاطب استفاده کنم ولی مخاطبی که از در می رود بیرون و خوشحالیش صرفا دیدن یک بازیگر سینما نبوده حتی اصلا یادش برود که چه کسی را دیده و بیشتر عمق مطلب ذهنش را مشغول کرده باشد. ما باید از این بستر اینطور استفاده کنیم.  

چه چشم انداز و هدفی را در اجرای این نمایش برای خودتان ترسیم کرده اید؟  

امیدوارم که خدا به ما این توانایی را بدهد که صداقت را سر لوحه کارمان قرار بدیم چون کار صادقانه به هر حال اقبال پیدا می کند ، امیدوارم بتوانیم خاطره ای را اینجا به وجود بیاوریم که برای سال ها از آن به نیکی یاد شود و امیدواریم که این فرایند را بتونیم به خصوص در فرهنگسرای نیاوران تداوم ببخشیم و نگذاریم وقفه ای در آن ایجاد شود. سالن تئاتر این فرهنگسرا بستر مناسبی است برای اجرای کارهایی از جهان اندیشه ، کارهایی که با آثار و نمایش های دیگر متفاوت باشد. کارهایی که در آن به بعد مادی فعالیت هنری توجه نشود بلکه موضوع اصلی محتوا باشد

 سوال پایانی، چرا فرهنگسرای نیاوران را برای اجرای این نمایش انتخاب کردید؟  

دلایل متعددی داشت،  به دلیل اینکه مراکزی که مرکزیت تئاتر را دارند و در واقع به عنوان میعادگاه تئاتر شناخته میشوند قطعا همیشه حواشی را هم به طور کلی همراه خودشان دارند که روی کار تاثیر می گذارد. دلیل انتخاب فرهنگسرای نیاوران  این بود که من این فرهنگسرا را به خاطر موقعیت جغرافیایی آن دوست داشتم.

 خدای نکرده ماجراهای طبقاتی و غیره و ذلک و این حرفا نیست بلکه برخی حواشی و مسائل در مراکز دیگر ایجاد می شود که روی کار تاثیر می گذارد،  ما به این کنج دنج  فرهنگسرای نیاوران برای پردازش این ایده بیشتر نیاز داریم. این بود که شخصا بنا بر شناختی که از رییس محترم فرهنگسرا داشتم این موضوع را با ایشان مطرح کردم ، خیلی استقبال و همراهی شد و ما هم این انگیزه را پیدا کردیم که بیاییم و این اثر را در این مکان اجرا کنیم. من اسم اینجا را می گذارم کنج دنج معنی و اندیشه!  

گفت و گو:محمد جواد پاینده – حسن مطهری 

روابط عمومی فرهنگسرای نیاوران

شهاب حسینی - "آفریقا" به شبکه خانگی می رود.

 سوره سینما نوشت: تهیه‌کننده فیلم سینمایی «آفریقا» به کارگردانی هومن سیدی از عرضه این فیلم در شبکه خانگی خبر داد.
مجید اسماعیلی درباره وضعیت نمایش عمومی «آفریقا» گفت: «این فیلم مجوز نمایش خانگی دریافت کرده و با مذاکراتی که با یک موسسه پخش داشتیم طی دو ماه آینده در شبکه خانگی عرضه خواهد شد.»

«آفریقا» که یک فیلم اجتماعی درباره جوانان است، اولین ساخته بلند هومن سیدی بازیگر سینما و تلویزیون بعد از ساخت چندین فیلم کوتاه است.
 

این فیلم در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت و مورد توجه قرار گرفت، اما مانند بسیاری از تجربه‌های متفاوت سینمای ایران در سال‌های اخیر، راهی به پرده سینماها پیدا نکرد و قرار است در شبکه نمایش خانگی عرضه شود.

سیدی برای کارگردانی «آفریقا» سیمرغ بلورین بهترین کارگردان بخش سینما ویدئو را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. 

شهاب حسینی، آزاده صمدی، جواد عزتی، امیر جدیدی، امید تبریزی‌زاده و مینا ساداتی در این فیلم بازی کردند.